آنچه که به قول یا فعل یا تقریر شخص پیامبر صلی الله علیه وسلم و یا صفتی از خُلق و خو و یا خلقت ظاهری ایشان نسبت داده میشود، مرفوع صریح گویند. مثالی از قول ایشان: این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم که: «من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد».[۱]یعنی: «هر کس عملی را انجام دهد که طبق …
بیشتر بخوانید »Monthly Archives: فوریه 2018
اقسام خبر به اعتبار کسی که به او نسبت داده میشود:
خبر، به اعتبار اینکه به چه کسی نسبت داده میشود به سه قسمت تقسیم میشود: الف) مرفوع ب) موقوف ج) مقطوع
بیشتر بخوانید »سوء الحفظ
تعریف: کسیست که نتواند جانب صوابش را از جانب خطایش ترجیح دهد. انواع آن: اول: این صفت (سوء حفظ) از ابتدای حیاتش همراه وی بوده و در تمامی احوال زندگی ملازمش بوده است، و خبر او براساس رأی بعضی از محدثین شاذ نامیده میشود. دوم: این صفت از ابتدای حیاتش همراه وی نبوده، بلکه در قسمتی از عمرش بر وی …
بیشتر بخوانید »روایت راوی مجهول
مجهول اسم مفعول از جهل است و ضد معلوم میباشد؛ و منظور از راوی مجهول یعنی کسی که در مورد وی شناخت (ذاتی و صفتی) وجود نداشته باشد. بعبارتی راوی مجهول کسی است که ذات یا شخصیت او شناخته نشده، و یا اگر شناخته شده است؛ صفت وی یعنی عدالت و ضابط بودن وی نامشخص است. اسباب و علتهای جهل …
بیشتر بخوانید »حکم روایت اهل بدعت
محدثین در خصوص روایت شخص مبتدع چنین گفتهاند: الف) اگر بدعت او مکفره بود، روایتش مردود است. (بدعت مکفره؛ یعنی شخص دارای افکار و اعتقاداتی باشد که بموجب آن خود را در آستانهی خروج از اسلام قرار داده است). ب) اگر بدعت او غیر مکفره بود، یعنی مفسقه باشد؛ در اینصورت برخی از علما، حدیث او را مردود میدانند؛ زیرا …
بیشتر بخوانید »تعارض جرح و تعدیل:
الف) تعریف: یعنی آنکه (گاهی) راوی به گونهای توصیف شود که به موجب آن روایتش مردود، و گاهی بگونهای توصیف شود که به موجب آن روایتش مقبول است. مثلا بعضی علما در مورد او میگویند: او ثقه است، و بعضی دیگر گویند: او ضعیف است. ب) چهار حالت برای تعارض وجود دارد: حالت اول: جرح و تعدیل هردو مبهم هستند؛ …
بیشتر بخوانید »برای قبول تعدیل چهار شرط لازم است:
۱- تعدیل راوی باید از طرف شخصی عادل باشد، یعنی از فاسق چیزی قبول نمیشود. ۲- بایستی توسط شخصی هوشیار باشد، بنابراین، از فردی ساده لوح که با ظواهر حال (راوی) فریب میخورد، پذیرفته نمیشود. ۳- باید توسط کسی باشد که با اسباب تعدیل راوی آشنا است؛ پس تعدیل فردی توسط کسی که صفات قبول و رد راویان را نمیداند …
بیشتر بخوانید »تعدیل دارای چند مرتبه است:
– بالاترین آن: آنچه که بر نهایت تعدیل دلالت دارد. مانند اینکه گفته شود: ثقهترین مردم (أوثق الناس)، یا هرآنچه که باعت تقویت و ثبوت وی شود.[۱] – بعد از آن، آنچه که بر یک یا دو صفت از صفات تعدیل تاکید دارد. مانند: ثقه ثقه (مطمئنِ مطمئن) یا ثقه و قوی، و یا همانند آن.[۲] – و پایینترین آن: …
بیشتر بخوانید »تعدیل به دو نوع تقسیم میشود:
مطلق و مقید. ۱- مطلق: یعنی راوی بصورت مطلق با وصف تعدیل ذکر میشود بدون اینکه فقط به یکی از اوصاف تعدیل مقید شود. بنابراین، چنین بیانی از راوی موجب خواهد شد که وی در همهی احوال توثیق گردد. ۲- مقید: یعنی صفت تعدیل برای راوی فقط به نسبت شیء معینی ذکر میشود، مثلا گفته میشود که: راویت او از …
بیشتر بخوانید »تعریف تعدیل
راوی با صفاتی توصیف میشود که به موجب آن اوصاف، روایتش قبول میگردد؛ از جمله: اثبات صفتی که بیانگر مقبولیت روایت وی است، یا نفی صفتی از او که بیانگر مردود بودن روایت است. مثلا گفته شود: او ثقه[۱] است، یا قوی است، یا اشکالی بر وی نیست (لا بأس به)، یا حدیثش رد نمیشود. [۱]– مراد از ثقه؛ یعنی …
بیشتر بخوانید »برای قبول جرح پنج شرط لازم است:
۱- جرح (راوی) بایستی از طرف شخصی عادل صورت گیرد؛ بنابراین، از فاسق پذیرفته نمیشود. ۲- باید از طرف شخصی هوشیار باشد؛ و لذا از فردی کند ذهن یا سبک مغز چیزی قبول نمیشود. ۳- باید توسط شخصی که به اسباب جرح آشناست صورت گیرد؛ پس از کسی که با موارد قادح شدن راوی آشنایی ندارد، پذیرفته نیست. ۴- باید …
بیشتر بخوانید »جرح دارای چند مرتبه است:
– بالاترین آن: الفاظی هستند که بر نهایت و بلوغ جرح دلالت دارد مانند: کذابترین مردم (أکذب الناس)، یا رکنی از دروغ (رکن الکذب). – بعد از آن، الفاظی هستند که بر مبالغه دلالت دارد مانند: کذاب، وضاع و دَجَّال. – و پایینترین آن الفاظی مانند؛ سست یا ضعیف[۱]، یا بد حفظ (سوء الحفظ) هستند، یا گفته شود: دربارهی او …
بیشتر بخوانید »جرح به دو قسمت تقسیم میشود:
مطلق و مقید. ۱- مطلق: یعنی راوی بصورت مطلق با وصف جرح توصیف میشود بدون اینکه به وصف خاصی که بیانگر جرح باشد مقید شود، بنابراین، او در این وضعیت در همهی احوال و به طور کلی قادح و عیب دار خواهد بود. ۲- مقید: یعنی راوی با وصف جرح توصیف میشود ولی این وصف مطلق نیست بلکه به نسبت …
بیشتر بخوانید »تعریف جرح
یعنی راوی حدیث به چیزی که باعث مردود شدن روایتش است وصف میشود، حال این امر با اثبات وجود صفتی در وی باشد که موجب رد روایت است، یا نفی صفتی از او باشد (که وجود این صفت خود باعث مقبول بودن روایت است)، مثلا دربارهی او گفته شود: او کذاب است، یا فاسق و یا ضعیف است[۱]، یا او …
بیشتر بخوانید »جاعلان حدیث (پنجم- متعصبین به مذهب یا طریقه یا سرزمین یا قبیلهای خاص)
این گروه نیز اقدام به جعل احادیثی در بیان فضایل و تمجید آنچه که بدان تعصب داشتند نمودند[۱]، مانند میسره بن عبد ربه، کسی که خود اقرار نموده هفتاد حدیث را بر پیامبر ج در بیان فضایل علی بن ابی طالبس وضع کرده است.[۲] [۱]– روایت دروغی که نشانگر تعصب جعل کننده است، روایت «علی خیرالبشر من شک فیه کفر» …
بیشتر بخوانید »جاعلان حدیث (چهارم- کسانی که به ظاهر خیرخواهان دین هستند)
و احادیثی را دربارهی فضایل اسلام و آنچه مربوط به آنست، و زهد در دنیا و همانند آنها را جعل میکنند و هدفشان از این کار ترغیب نمودن مردم به دین و زاهد بودن آنها در دنیاست. مانند: ابو عصمه نوح بن ابی مریم، قاضی مرو که احادیثی را در فضایل سورههای قرآن وضع نموده چنانکه خود او میگوید: من …
بیشتر بخوانید »جاعلان حدیث (سوم- چاپلوسان و تملقگویان در میان عوام)
که با گفتن اقوال غریب سعی در ترغیب یا ترهیب آنها و یا به دست آوردن مال و مقام دارند. مانند: قصه گویان و داستان پردازان که در مساجد و محل تجمع مردم سخن پراکنی میکنند و با نقل سخنان عجیب آنها را در حیرت و شگفتی میاندازند. دربارهی امام احمد بن حنبل و یحیی بن معین نقل شده است …
بیشتر بخوانید »جاعلان حدیث (دوم- کسانی که به قصد نزدیکی به خلفا و حکما دست به جعل میزنند)
مانند غیاث بن إبراهیم[۱] که روزی بر مهدی (خلیفهی عباسی) وارد شد و دید که او با کبوتر بازی میکند، به غیاث گفتند: حدیثی را برای امیر المؤمنین بخوان! او نیز سندی را بصورت توالی از نزد خود آورد و حدیثی را به پیامبر ج نسبت داد که فرمود: «لا سبق إلا فی خفٍّ أو نصل أو حافر أو جناح».[۲] …
بیشتر بخوانید »جاعلان حدیث (اول- زندیقها)
جاعلان حدیث بسیارند و از جمله سرشناسترین آنها عبارتند از: اسحاق بن نجیح ملطی، ومأمون بن احمد هروی ومحمد بن سائب کلبی، ومغیره بن سعید کوفی، ومقاتل بن سلیمان، و واقدی بن أبی یحیى. و آنها در چندین گروه جای میگیرند و از جملهی این گروهها عبارتند از: اول- زندیقها: کسانی که قصد دارند عقاید مسلمین را فاسد سازند و …
بیشتر بخوانید »احادیث موضوع زیاد هستند که در زیر برخی از آنها ذکر میشوند:
۱- احادیث مربوط به زیارت قبر پیامبر ج.[۱] ۲- احادیث مربوط به فضایل ماه رجب و مزایای نماز در آن ماه. ۳- احادیث دربارهی زنده بودن خضر – همراه و همدم موسی علیه الصلاه والسلام – و اینکه نزد پیامبر ج آمده و در هنگام دفن ایشان حضور داشته است. ۴- احادیث دیگری در موضوعات مختلف که برخی از آنها …
بیشتر بخوانید »پی بردن به وضع حدیث با اموراتی شناخته میشود از جمله:
۱- اعتراف شخص جعل کننده به وضع حدیث.[۱] ۲- مخالفت حدیث با عقل سلیم، مثلا حدیثی که متضمن جمع بین دو امر ضد و نقیض باشد، یا امری غیر محال را اثبات کند، یا یکی از امورات واجب را نفی کند و همانند آنها.[۲] ۳- مخالفت حدیث با یکی از ضروریات مسلَّم دین، مثلا حدیث متضمن ساقط شدن یکی از …
بیشتر بخوانید »تعریف و حکم حدیث موضوع
الف) تعریف: حدیث دروغی که به پیامبر ج نسبت داده شده است. ب) حکم حدیث موضوع: حدیث موضوع مردود است، و اصلا ذکر و روایت آن جایز نیست مگر آنکه به موضوع بودن آن اشاره شود تا از آن تحذیر شود. به دلیل فرمودهی پیامبر ج: «من حدث عنی بحدیث یرى أنه کذب فهو أحد الکاذبین».[۱]روایت مسلم. یعنی: هر کس …
بیشتر بخوانید »روایت حدیث با معنی (روایت معنی حدیث):
الف) تعریف: نقل حدیث بوسیلهی الفاظی غیر از لفظی که با آن روایت شده است. ب) حکم آن: روایت حدیث با معنی جایز نیست مگر با رعایت سه شرط: ۱- کسی که معنای حدیث را نقل میکند باید به معنا (و مقاصد) آن آگاه باشد؛ هم از نظر لغت و هم از جهت منظور و مراد کسی که از او …
بیشتر بخوانید »زیاده در حدیث:
الف) تعریف: یکی از راویان چیزی را به حدیث اضافه میکند که جزو آن نیست. ب) زیاده در حدیث به دو نوع تقسیم میشود: ۱- زیاده از نوع ادراج باشد، یعنی یکی از راویان چیزی را از خود به حدیث اضافه میکند که جزو حدیث نیست، و قبلا در مورد ادراج و حکم آن بحث شد. ۲- بعضی از راویان …
بیشتر بخوانید »تصحیف به اعتبار لفظ یا معنی به دو قسمت تقسیم میگردد:
۱) تصحیف در لفظ: همانند مثالهای سابق که در تقسیمات گذشته ذکر شدند. ۲) تصحیف در معنی: یعنی راوی مصحِّف (کسی که دچار خطا میشود) لفظ حدیث را همانند خود و بدون تغییر روایت میکند، ولی حدیث را بگونهای تفسیر میکند که دلالت بر فهم نادرست وی دارد. مانند گفتهی ابوموسی عَنَزی: «نحن قوم لنا شرف، نحن من عَنزَهَ، صلی …
بیشتر بخوانید »حدیث مصحف به اعتبار باعث و پدید آورندهاش (منشأ آن) به دو قسمت تقسیم میشود:
۱) تصحیف بصر (چشم): یعنی متن حدیث بر بینایی قاری مشتبه میگردد، حال یا به سبب بدی خط باشد و یا به سبب عدم نقطه گذاری آن؛ مانند حدیث «من صام رمضان وأتبعه سِتّاً من شوال…» (هرکس رمضان را روزه بگیرد و به دنبال آن شش روز از ماه شوال نیز روزه باشد…) که ابوبکر صّوُلی آن را تغییر داده …
بیشتر بخوانید »حدیث مُصَحَّف:
تعریف: الف) در لغت: اسم مفعول از «تصحیف» است که به معنای خطا و اشتباه در صحیفه میباشد، و صَّحَفِی کسیست که در قرائت صحیفه خطا میکند؛ یعنی بعضی از الفاظ آن را به سبب اشتباهش در قرائت تغییر میدهد. ب) در اصطلاح: به معنای تغییر کلمهای در حدیث به چیزی که راویان ثقه آن را آنگونه روایت نکردهاند، حال …
بیشتر بخوانید »حدیث مؤنن:
تعریف: عبارتست از حدیثی که در سند آن گفته شود: «حدثنا فلان أنّ فلاناً قال…». مثلا این قول امام مالک که گفت: (حدثنا الزهری أنَّ ابن المسیب حدثهُ…). امام احمد و گروهی دیگر از جمله یعقوب بن شیبه و ابوبکر بردیجی، مؤنن را تا زمانی که سماع راویان از همدیگر و اتصال سند مشخص نشود، جزو احادیث منقطع میدانند. ولی …
بیشتر بخوانید »احادیث معنعن در صحیحین:
علما احادیث معنعن صحیحین را پذیرفتهاند و دلیلی که برای پذیرش این احادیث آوردهاند، استخراج طُرق (سند)های دیگری برای معنعنهای صحیحین در کتابهای مستخرجات است که در آن طُرق، تصریح به تحدیث و سماع احادیث شدهاند. علاوه بر این، احادیث معنعن مسلم با سندهای دیگری نیز در همان کتاب آمدهاند که این کثرت طُرق موجب قوّت حدیث میشود. و شاید …
بیشتر بخوانید »آیا حدیث معنعن جزو متصل محسوب میشود؟
علما گفتهاند که اگر حدیث معنعن سه شرط زیر را داشته باشد، میتوان آن را بعنوان حدیث متصل بشمار آورد: ۱) راوی حدیث سالم از تدلیس باشد. ۲) عدالت راوی مشخص شود. ۳) ملاقات راوی و کسی که از او روایت میکند ثابت شود. البته شرط سوم، یعنی اثبات ملاقات بین راوی و مروی عنه، مذهب علی بن مدینی و …
بیشتر بخوانید »حدیث معنعن:
تعریف: عبارتست از حدیثی که در سندش چنین گفته میشود: «عن فلان عن فلان..» بدون آنکه تصریح شده باشد که آن حدیث از طریق تحدیث یا سماع یا اخبار رسیده باشد. مثلا حدیثی که ابن ماجه روایت کرده: «حدثنا عثمان بن أبی شیبه حدثنا معاویه بن هشام حدثنا سفیان عن أسامه بن زید عن عثمان بن عروه عن عروه …
بیشتر بخوانید »حکم حدیث مقلوب:
الف) اگر قلب در حدیث به قصد اغراب باشد، بدون شک جایز نیست، زیرا این عمل باعث تغییر حدیث گشته، و در حقیقت جزو عمل وضاعین است. ب) اگر به قصد امتحان محدث باشد تا قوت حفظ او معلوم گردد، این عمل جایز است، البته به شرطی که قبل از متفرق شدن مجلس، صورت صحیح حدیث بیان گردد. ج) اگر …
بیشتر بخوانید »قلب در متن حدیث
قلب در متن: حدیثی که در متن آن تبدیل و جابجایی صورت گرفته باشد، مثلا راوی قسمتی از متن حدیث را پس و پیش میکند. از جمله مثالهایی که برای قلب در متن میتوان ذکر کرد، حدیثی است که امام مسلم از ابوهریرهس از بعضی طرق آن دربارهی هفت گروهی که در روز محشر زیر سایهی الله تعالی قرار میگیرند …
بیشتر بخوانید »قلب در سند حدیث
قلب در سند: حدیثی که تبدیلی در سند آن رخ داده باشد، و خود دارای چندین صورت است: ۱) بدلیل خطای ناقل حدیث؛ گاهی در بعضی از اسماء راویان، تقدیم و تأخیر صورت میگیرد، مثلا راوی اسم «کعب بن مرَّه» را پس و پیش کرده و میگوید «مرَّه بن کعب» که در حقیقت جای پدر و پسر تغییر یافته است. …
بیشتر بخوانید »حدیث مقلوب:
تعریف: اسم مفعول از قلب است و به معنای تغییر شکل و تبدیل چیزی از وجههی اصلی خود میباشد. و در اصطلاح به تغییر و تبدیل (تعویض) لفظ با لفظ دیگری در سند یا متن حدیث، یا پس و پیش کردن متن (یا اسم شخصی در سند) حدیث گویند. بنابراین، قلب هم در سند حدیث روی میدهد و هم در …
بیشتر بخوانید »علت در کجا رخ میدهد؟
الف) اکثرا علت در سند حدیث رخ میدهد، همانند تعلیل به وقف (موقوف) و ارسال (مرسل) حدیث. ب) و گاهی نیز در متن حدیث روی میدهد، که البته نسبت به اسناد کمتر هستند، مانند حدیث نفی قرائت بسمله در نماز؛ که مسلم آن را از انسس روایت کرده: (فکانوا یستفتحون القراءه بالحمد لله ربّ العالمین من غیر تعرض لذکر البسمله): …
بیشتر بخوانید »چه چیزهایی موجب درک وجود علت در حدیث هستند:
الف) تفرد راوی؛ (یعنی فقط یک راوی حدیث را نقل کرده باشد). ب) مخالفت حدیث دیگری با آن. ج) قرائن و شواهد دیگری که به دو مورد (الف و ب) منضم میشود. راه شناخت معلل چیست؟ با جمع طرق مختلف حدیث و نظر انداختن به اختلاف راویان آن و همچنین موازنه بین قوت ضبط و دقت آنها، راه شناخت علت …
بیشتر بخوانید »وجود علت در حدیث همیشه موجب مردود شدن آن نیست؛
در این زمینه در قسمت «توضیح حدیث صحیح» در همین کتاب، مؤلف نکات مفیدی را ارائه داد. بعضی از محدثین بجای لفظ معلل از اصطلاح «معلول» استفاده کردهاند؛ که در کلام بخاری و ترمذی و ابن عدی و دارقطنی و ابویعلی خلیلی و حاکم و غیر آنها نیز یافت میشود، اما ابن صلاح این اصطلاح را نزد اهل لغت عربی …
بیشتر بخوانید »حدیث مُعَلَّل:
تعریف: حدیثی که ظاهر آن سالم است اما با بررسی در آن، عللی پنهان و خفی پیدا خواهند شد که برای صحت حدیث مضر هستند، و ممکن است باعث عدم مقبولیت حدیث شود. ابن صلاح در تعریف آن میگوید: «حدیث معلل حدیثی است که پس از بررسی، در آن عاملی ظاهر شود که از ارزش حدیث کاسته و صحت آن …
بیشتر بخوانید »رتبهی حدیث منکر:
حدیث منکر جزو انواع حدیث بسیار ضعیف (ضعیف جداً) به شمار میرود، زیرا یا روایت فردی ضعیف است که به اشتباه فاحش یا غفلت زیاد و یا فسق موصوف است، و یا آنکه روایت فردی ضعیف است که مخالف با راوی ثقه میباشد، و در مجموع هردو قسم دارای ضعف شدید هستند، البته شدت ضعف منکر از حدیث متروک کمتر …
بیشتر بخوانید »آیا تفرد راوی بعنوان حدیث منکر محسوب میشود؟
ابن صلاح از حافظ ابوبکر احمد بن هارون بردیجی در مورد تعریف حدیث منکر چنین نقل میکند: «منکر حدیثی است که یک راوی منفرد، آن را نقل کرده باشد و متن آن روایت نزد کسی جز از آن راوی معروف نباشد». بعبارتی ایشان شرط منکر بودن را فقط مطلق تفرد میداند. اما ابن حجر در کتاب شرح نخبه الفکر، حدیث …
بیشتر بخوانید »حدیث منکر:
تعریف: علما برای تعریف حدیث منکر تعاریف متعددی را بیان داشتهاند که مشهورترین آنها دو تعریف زیر است: الف) حدیثی که در سند آن یک یا چند راوی وجود داشته باشد که بسیار دچار غفلت شود یا اشتباهات فاحشی داشته باشد، و یا راوی فسقی آشکار دارد، چنین حدیثی را منکر گویند. این تعریف را حافط ابن حجر در کتاب …
بیشتر بخوانید »رتبهی متروک:
بدترین نوع حدیث عبارتست از موضوع، و بعد از آن متروک، سپس منکر و بعد از آن معلل، سپس مدرج و بعد از آن مقلوب، و سپس مضطرب؛ که حافظ ابن حجر/ در کتاب «النخبه الفکر» آنها را رتبه بندی کرده است. بنابراین، حدیث متروک بعد از احادیث موضوع و دروغ، بدترین و ضعیفترین نوع حدیث هستند که اصلا قابل …
بیشتر بخوانید »اسباب متهم شدن راوی به کذب یکی از دو امر زیر است:
اولا؛ حدیث جز از طریق او روایت نمیشود، و از طرفی حدیث وی با قواعد معلوم و مسلم شرعی مخالف باشد. (قواعد معلوم شرعی عبارتند از قواعدی که علما از مجموع نصوص شرعی استنباط کردهاند، مانند قاعده ی: «اصل بر برائت ذمه است»). دوما؛ راوی در کلام عادی خود به کذب شناخته میشود، اما کذب و دروغ او در احادیث …
بیشتر بخوانید »حدیث متروک:
تعریف: متروک اسم مفعول از «تَرک» است؛ و در اصطلاح به حدیثی گویند که در سند آن یک یا چند راوی باشد که به کذب و دروغگویی در حدیث متهم هستند. یا دارای فسقی آشکار با قول و فعل باشد و یا زیاد دچار اشتباه و غفلت شود.
بیشتر بخوانید »
وب سایت اختصاصی اهل سنت و جماعت ایران زمین