در زندگی چیزی هست که باعث خوشبختی شما و دیگران میگردد و آن، اینکه به استعدادهای دیگران احترام بگذاری و به تواناییهایشان اعتراف کنی، و نگاههای بلند آنها را تشویق نمایی و کوششهای آنان را مصادره نکنی و نقش آنها را ملغی و بینتیجه ننمایی. یکی از مواردی که صفای زندگی مردم و صفای وجودشان را تیره مینماید، خودپسندی است. …
بیشتر بخوانید »Monthly Archives: فوریه 2018
دل مردم را به دست آوریم
یکی از عوامل خوشبختی ما، این است که دل مردم را به دست آوریم؛ چون ستایش و دعا و محبت و مهرورزی در دست مردم است و آنها گواهان خدا، بر روی زمین هستند؛ ﴿وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسۡنٗا﴾ [البقره: ۸۳] «و با مردم سخن نیک بگویید». در زندگی خود افرادی را میشناسم که هنر تعامل با مردم را یاد دارند و …
بیشتر بخوانید »ارزش هیچکس را کم مکن
یک چیز را در زندگی تجربه کرده ام و آن، اینکه ستایش مؤدبانه و میانه در مردم اثر میگذارد؛ انسانها هرچند پرهیزگار و زاهد و بدور از ظواهر و شهرت باشند، اما وقتی مورد ستایش و تمجید قرار بگیرند، متأثر میشوند و شاد میگردند؛ البته بعضی، زیاد و بعضی کم. با علمای پرهیزگار و دینداری نشست و برخاست کرده و …
بیشتر بخوانید »آتش دشمنی را خاموش کن
در زندگی کوتاهم به این نتیجه رسیدهام که هرگاه برای گرفتن حق خودم قدم پیش نهادهام یا برای بازگرداندن حیثیت و اعتبار خویش در برابر انتقادی که شده، اقدام کردهام، زیان بیشتر و پشیمانی بزرگتر، عایدم شده است. یعنی من گمان میبردم که اگر بدیای را که از جانب کسی به من رسیده، بررسی کنم، با این بررسی و بازخواست، …
بیشتر بخوانید »دنیای خوب، یعنی برخورداری از خوراک کافی و صحت و تندرستی
در سال ۱۴۰۰ هـ. ق در یک اردوی دعوتی در مرز یمن بودیم؛ این اردو را شیخ عبدالعزیز بن باز/ ترتیب داده بود. من به همراه استاد تفسیرمان در دانشکده اصول دین، به ابها رفتم. وقتی میخواستیم به اردوگاه باز گردیم، راه ابها به تهامه را که راهی کوهستانی و ناهموار است، در پیش گرفتیم . بیشتر جاده بر اثر …
بیشتر بخوانید »بدترین احتمال را در نظر بگیر
در دبیرستان «ابها»، سال اول با تمام توان میکوشیدم تا رتبه بالایی کسب کنم و برای به دست آوردن رتبه اول رقابت میکردم؛ اما خودم را برای رتبه دوم راضی کرده بودم و مجموع نمرههایم در حد ممتاز بود، ولی بعد از این همه تلاش و بیخوابی چه انتظاری داری؟ نتایج اعلام شد و من در درس انگلیسی تجدید شدم؛ …
بیشتر بخوانید »درآمد کافی، سبب راحتی است
خانوادهام را در جنوب رها کردم و برای ادامه تحصیل در دبیرستان، به ریاض رفتم؛ به سبب فقر و مشکلات تحصیل و رنج رفت و آمد و کارهای خانه، با عموهایم زندگی میکردم. هر صبح حدود بیست دقیقه یا نیم ساعت پیاده میرفتم و ظهر، دوباره همین مسافت را در همین مدت یا بیشتر از آن طی میکردم. صبح و …
بیشتر بخوانید »اضطراب، برایت سودی ندارد
منظورم از بیان این سخن، این است که به نتیجه ای برسم و آن اینکه، انسان نباید نگران و مضطرب باشد؛ بلکه باید تسلیم تقدیر و قضای الهی گردد و از انتخابی که پروردگارش برای او نموده، راضی باشد و بر گذشته پشیمان نشود. دردوران تحصیلات ابتدایی خیلی دلم میخواست در میان دوستانم رتبه اول را کسب کنم؛ بنابراین در …
بیشتر بخوانید »با نرمی و آرامش میتوان به هدف رسید (۲)
در ورودی باغهای گل در بعضی از شهرهای اروپایی تابلوهایی نصب شده که روی آنها نوشتهاند: با احتیاط و آرام؛ مواظب باش. چون کسی که با سرعت داخل میشود؛ آن گیاه زیبا را نمیبیند و سلامت آن گل زیبا را به خطر میاندازد و ممکن است آن را تلف و نابود کند؛ زیرا او احتیاط نکرده و به نرمی رفتار …
بیشتر بخوانید »با نرمی و آرامش میتوان به هدف رسید (۱)
پیشتر روایتهایی در مورد نرمیگدشت. هرگاه خواستی نیازهایت بر آورده شوند، نرمیرا میانجی قرار بده که سفارش آن رد نمیشود. رانندهای که میخواهد اتومبیلش را از کوچهای تنگ عبور دهد که فقط به اندازه یک خودرو، عرض دارد، باید کاملا احتیاط کند و اتومبیلش را به آرامی از کوچه تنگ، عبور دهد؛ حال اگر راننده، بخواهد اتومبیل را با سرعت …
بیشتر بخوانید »چقدر شکایت میکنی و میگویی که فقیر هستم و حال آنکه زمین و آسمان و ستارهها، از آنِ تو هستند
ایلیا ابوماضی میگوید: کم تشتکی وتقول أنک معدم والأرض ملک والسماء والأنجم «چقدر شکایت میکنی و میگویی که فقیر هستم و حال آنکه زمین و آسمان و ستارهها، از آنِ تو هستند». ولک الحقول وزهرها وأریجها ونسیمها والبلبل المترنم «باغها و گلها و عطر و نسیم آن و بلبل نغمه خوان همه از آن تو هستند». والماء حولک …
بیشتر بخوانید »راحتی در بهشت است
﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِی کَبَدٍ ۴﴾ [البلد: ۴] «انسان را در رنج و زحمت آفریدهایم». به احمد بن حنبل گفته شد: انسان، کی راحت میشود؟ گفت: وقتی قدمت را در بهشت گذاشتی، راحت میشوی. قبل از بهشت راحتی و آرامشی نیست؛ در دینا پریشانیها، گرفتاریها، فتنهها، حوادث و بلاها و بیماری و غم و ناامیدی، راحتی را از انسان سلب …
بیشتر بخوانید »تاوان سخن جذاب
در صورتی سعادت ما، به کمال میرسد که وظیفه خودمان را در قبال خدا و سپس بندگان خدا، انجام دهیم. حرف زدن و زیبا گفتن، آسان است. اما انجام کارهای زیبا و داشتن صفات پسندیده و عمل کردن به آنچه میگوییم، سخت است. ﴿۞أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَکُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡکِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ ۴۴﴾ [البقره: ۴۴] «آیا مردم را به …
بیشتر بخوانید »ای کسی که مینالی و حال آنکه هیچ بیماری و دردی نداری
ایلیا ابوماضی میگوید: أیها الشاکی وما بک داء کیف تغدو إذا غدوت علیلا «ای کسی که مینالی و حال آنکه هیچ بیماری و دردی نداری! چگونه صبح خواهی کرد و چه حالی خواهی داشت وقتی که بیمار باشی»؟ إن شر الجناه فی الأرض نفس تتوقی قبل الرحیل الرحیلا «بدترین جنایتکار در زمین، کسی است که قبل از رحلت …
بیشتر بخوانید »شگفتا از ما…!
جای تعجب است که ما، از مردم میخواهیم بردبار باشند و خودمان، خشمگین میشویم؛ از آنها میخواهیم که سخاوتمند باشند و خودمان بخل میورزیم. از آنها انتظار وفاداری و برادری داریم؛ اما خودمان، این کار را نمیکنیم. ترید مهذبا لا عیب فیه وهل عود یفوح بلا دخان «تو چیز آراسته و بیعیبی را میخواهی؛ آیا عودی هست که بدون …
بیشتر بخوانید »استوار و پابرجا باش
مؤمن، دارای ثبات و قاطعیت است. ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمۡ یَرۡتَابُواْ﴾ [الحجرات: ۱۵] «مؤمنان، کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند و سپس شک نکردند». اما منافقان، در شک و تردید بسر میبرند و در تصمیم خود مضطرب و دلواپسند و به عقب میگریزند و پیمانهای خود را میشکنند. وقتی نشانههای درستی یک کار …
بیشتر بخوانید »هرگاه نگران شدی، خود را با آرزوهایی که به خود وعده میدهی، نجات بده
وإذا هممت فناج نفسک بالمنی وعدا فخیرات الجنان عدات «هرگاه نگران شدی، خود را با آرزوهایی که به خود وعده میدهی، نجات بده؛ بهترین بهشت، آرزوست». واجعل رجاءک دون یأسک جنه حتی تزول بهمک الأوقات «و امیدت را سپری در برابر ناامیدیت قرار بده تا اوقات، مطابق میلت، بگذرند». واستر عن الجلساء بثک إنما جلساؤک الحساد والشمات …
بیشتر بخوانید »رضایت و خشنودی حتی بر روی اخگر آتش…!
مردی از بنی عبس، شترش را گم کرده بود؛ برای پیدا کردن آن بیرون رفت و سه روز همچنان به دنبال شترش میگشت. او، مردی ثروتمند بود و خداوند، به او مال و شتر و گوسفند و فرزندان دختر و پسر عطا کرده بود. خانواده او در کنار رودی در دیار بنی عبس در کمال آسایش و راحتی زندگی میکردند …
بیشتر بخوانید »جوایز نخستین مسلمانان
﴿۞لَّقَدۡ رَضِیَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ إِذۡ یُبَایِعُونَکَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّکِینَهَ عَلَیۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِیبٗا ١٨﴾ [الفتح: ۱۸] «به راستی که خداوند از مؤمنان راضی شد، آنگاه که زیر درخت با تو بیعت میکردند؛ پس آنچه را که در دلهایشان بود، دانست؛ لذا آرامش را بر آنها فرود آورد و فتح و پیروزی نزدیکی را به …
بیشتر بخوانید »فریادی در میان نخلها
محمد ج از مکه، از وطن و از جایی که فرزندان و خانوادهاش در آنجا بودند، رانده شد و آواره گشت؛ به طایف رفت، با تکذیب و مخالفت روبرو شد و او را سنگباران کردند و دشنام و ناسزا نثارش نمودند و او را آزار دادند و چشمانش اشکبار گردید و از پاهایش، خونهای پاکش چکید؛ دلش، از تلخی مصیبتی …
بیشتر بخوانید »همه، تسبیحگوی خدایند
هدهد، در دنیای پرندگان، پروردگارش را شناخت و سر تسلیم در بارگاه او فرود آورد؛ خداوند میفرماید: ﴿وَتَفَقَّدَ ٱلطَّیۡرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَآ أَرَى ٱلۡهُدۡهُدَ أَمۡ کَانَ مِنَ ٱلۡغَآئِبِینَ ٢٠ لَأُعَذِّبَنَّهُۥ عَذَابٗا شَدِیدًا أَوۡ لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥٓ أَوۡ لَیَأۡتِیَنِّی بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِینٖ ٢١ فَمَکَثَ غَیۡرَ بَعِیدٖ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ وَجِئۡتُکَ مِن سَبَإِۢ بِنَبَإٖ یَقِینٍ ٢٢ إِنِّی وَجَدتُّ ٱمۡرَأَهٗ تَمۡلِکُهُمۡ وَأُوتِیَتۡ …
بیشتر بخوانید »هرگاه با نفس خود سخن گفتی، به نفست دروغ بگو؛ راست گفتن به نفس، آرزو را کم میکند
لبید میگوید: فأکذب النفـس إذا حدثتها إن صدق النفس یزری بالأمل «هرگاه با نفس خود سخن گفتی، به نفست دروغ بگو؛ راست گفتن به نفس، آرزو را کم میکند». بستی میگوید: أفد طبعک المکدود بالهم راحه تجـم وعلّله بشیء من المزح «به طبیعت رنجدیدهات آرامش ببخش؛ حواس خود را جمع کن و طبیعت خویش را با شوخی سرگرم …
بیشتر بخوانید »الله به عنوان کارساز و شاهد کافی است.
بخاری در صحیح خود آورده که مردی از بنی اسرائیل از کسی دیگر درخواست نمود تا هزار دینار به او قرض بدهد. او گفت: آیا گواهی داری؟ گفت: گواهی جز خدا ندارم. گفت: همین که خدا گواه باشد، کافی است. سپس هزار دینار به او قرض داد و زمان بازپرداخت آن را تعیین کردند و آن مرد رفت. در میان …
بیشتر بخوانید »کرامات اولیا
صله بن اشیم عابد و زاهد تابعی، به شمال میرود تا در راه خدا جهاد کند. او، در بین راه و در جنگلی است که شب، فرا میرسد. وی، به قصد نماز در میان درختان وضو میگیرد و به نماز میآیستد. ناگهان شیری درنده به او نزدیک میشود و گرداگرد او که مشغول نماز است، دور میزند و میغرد؛ اما …
بیشتر بخوانید »چه دردها که درمان شود!
سیرهنگاران نوشتهاند: مردی، فلج و خانه نشین شد و سالهای طولانی را با خستگی و ناامیدی و شکست سپری کرد و پزشکان، از معالجه او درماندند و به خانواده و فرزندانش گفتند: او، معالجه نخواهد شد. در یکی از روزها از سقف خانه عقربی روی این مرد افتاد؛ او نمیتوانست از جایش حرکت کند؛ عقرب در سر او چند نیش …
بیشتر بخوانید »هیچ فریادرسی جز الله نیست
در سال ۱۴۱۳ هجری از ریاض به شهر دمام سفر کردم؛ حوالی ساعت دوازده ظهر به آنجا رسیدم. قصد داشتم به دیدار یکی از دوستانم بروم، اما او سرکار بود و دیر وقت از محل کارش بر میگشت؛ از اینرو تصمیم گرفتم تا وقتی او از سر کار میآید، به هتل بروم. تاکسی گرفتم و از فرودگاه به هتل رفتم. …
بیشتر بخوانید »داستانهایی درباره مرگ
شیخ علی طنطاوی، در دیدهها و شنیدههای خود میگوید: فردی، در منطقه شام کامیونی داشت. شخصی، با او همسفر شد و در قسمت بار کامیون، نشست. در عقب ماشین، تابوتی بود که اجساد مردگان را در آن میگذاردند. تابوت، روکشی داشت که در مواقع ضروری، روی آن میکشیدند؛ باران شروع به باریدن کرد. مردی که عقب سوار بود، داخل تابوت …
بیشتر بخوانید »به سوی مرگ یا فرار از مرگ؟
روزنامه القصیم از دیرباز در این سرزمین منتشر میشود؛ در یکی از شمارههایش مینویسد: جوانی، در دمشق، آماده سفر شد و به مادرش گفت: هواپیما، در فلان ساعت پرواز میکند. وی، از مادرش خواست تا او را پیش از ساعت پرواز، از خواب بیدار کند. جوان، خوابید و مادرش از رسانهها به وضعیت آب و هوا گوش میداد که اعلام …
بیشتر بخوانید »لحظات ارزشمند
تنوخی میگوید: یکی از وزرا، اموال پیرزنی را در بغداد غارت و املاک او را مصادره کرد. پیرزن نزد او رفت و با گریه و زاری از ستم او شکایت کرد. اما وزیر از کارش پشیمان نشد و باز نیامد و توبه نکرد. پیرزن گفت: تو را دعای بد میکنم. وزیر خندید و او را به تمسخر گرفت و گفت: …
بیشتر بخوانید »فقط از خدا بخواه
لطف الهی، نزدیک است و خداوند، شنوا و اجابتکننده میباشد. کوتاهی، از ماست؛ ما، به شدت نیازمندیم که با اصرار و زاری او را بخوانیم و از خواندن و صدازدن او خسته نشویم. نگوییم: دعا کردیم، اما اجابت نشد. بلکه باید چهرههای خود را به خاک بمالیم و فریاد برآوریم: «یا ذا الجلال والإکرام» و نامهای زیبا و صفات والای …
بیشتر بخوانید »خداوند، در عوض، چیز بهتری به او داد…
ابن رجب میگوید: یکی از عابدان، درمکه بود؛ آذوقهاش تمام شد و به شدت گرسنه گردید و در آستانه مرگ قرار گرفت. در همان حال که او، در کوچههای مکه دور میزد، ناگهان گردنبند گرانبهایی دید که روی زمین افتاده بود. آن را در آستین خود نهاد و به حرم رفت؛ آنجا مردی را دید که اعلام میکرد گردنبندش گم …
بیشتر بخوانید »خداست که باران میدهد
یکی از عابدان فاضلی که همواره به ذکر و عبادت خدا مشغول بود، برای ما تعریف کردکه: همراه خانوادهام به صحرا رفته بودم؛ آبهای اطراف ما تمام شدند. من به قصد یافتن آب برای خانوادهام، بیرون رفتم و دیدم که آبگیر خشک شده است. نزد آنها باز گشتم. پس با همدیگر به دنبال آب گشتیم، اما یک قطره آب نیافتیم. …
بیشتر بخوانید »و از جایی به بندهاش روزی میدهد که بنده، تصورش را نمیکند
تنوخی در کتابش مطلبی مناسب با این مورد بیان کرده و آورده است که تمام درهای زندگی بر روی شخصی بسته شدند و او را به بینوایی کشاندند. روزی، هیچ چیز در خانه نداشت. خودش میگوید: روز اول را با خانواده ام با گرسنگی سپری کردم و روز دوم نزدیک غروب، همسرم به من گفت: برو و برای ما غذا …
بیشتر بخوانید »خداوند با بندگانش مهربان است
یکی از افراد سرشناس ریاض به من گفت: در سال ۱۳۶۷هـ . ق تعدادی از دریانوردان اهالی جبیل برای شکار به دریا رفتند و سه شب و روز در دریا ماندند؛ اما یک ماهی هم شکار نکردند. آنها، نمازهای پنجگانه را میخواندند و در کنار آنها گروه دیگری بودند که نماز نمیخواندند، ولی ماهیهای زیادی صید میکردند. یکی از آنها …
بیشتر بخوانید »اولیای خدا چه کسانی هستند؟
از صفات اولیای خدا، به موارد ذیل میتوان اشاره کرد: مشتاقانه منتظر اذان بودن، کوشیدن برای تکبیر احرام، تلاش برای نماز خواندن در صف اول، همیشه در جلسات ایمانی نشستن، سلامت دل، حضور در مراسم سنت، اشتغال به ذکر خدا، تلاش و زحمت برای روزی حلال، ترک کارهای بیفایده، راضیبودن به روزی کفاف، آموختن وحی یعنی کتاب و سنت، خوشرویی، …
بیشتر بخوانید »میانهروی و اعتدال
﴿وَکَذَٰلِکَ جَعَلۡنَٰکُمۡ أُمَّهٗ وَسَطٗا﴾ [البقره: ۱۴۳] «و اینگونه شما را امتی میانهرو قرار دادهایم». سعادت، در میانهروی است، نه در غلو و ستم و افراط و تفریط. میانهروی، شیوهای الهی و پسندیده است که انسان را از انحراف و کج روی حفاظت میکند. یکی از ویژگیهای دین اسلام، این است که اسلام، دین میانهروی است؛ اسلام، بین یهودیت و مسیحیت …
بیشتر بخوانید »هدایت و آرامش، نتیجه ایمان است
داستانی تعریف میکنم تا بدین سان مشخص شود که انسان خرسند از تقدیر، سعادتمند و آرام است و کسی که از تقدیر ناخشنود میباشد، همواره در بیقراری، حیرت و ناراحتی بسر میبرد. «بودلی» نویسنده معروف آمریکایی، در سال ۱۹۱۸ م در غرب آفریقای شمالی سکنی گزید. او، در آنجا با کوچ نشینان مسلمانی زندگی میکرد که نماز میخواندند، روزه میگرفتند …
بیشتر بخوانید »سفره همگانی خدا
ما چقدر به پشتکار و استفاده از وقت و پیشی گرفتن از دیگران با انجام کارهای درست ومفید نیازمندیم. روزی که فایده، آگاهی، خدمت، فرهنگ و تمدن را به دیگران ارائه میدهیم، خوشبخت میگردیم و هرگاه دانستیم که بیهوده به دنیا نیامده و بیهوده آفریده نشدهایم، احساس خوشبختی و آرامش میکنیم. روزی کتاب (الأعلام) زرکلی را ورق زدم؛ دیدم که …
بیشتر بخوانید »مشتاق کارهایی باش که به تو آرامش میبخشد
یکی از علما میگوید: بیمار شدم، پزشک به من گفت: مطالعه و پرداختن به مسایل علمی، بیماریت را بیشتر میکند. به او گفتم: نمیتوانم خودم را کنترل کنم؛ من، از تو میخواهم که با دانش خود، در میان من و خود، داوری کنی؛ آیا مگر چنین نیست که آرامش و شادی، طبیعت انسان را قوی میکند و بدین ترتیب بیماریش، …
بیشتر بخوانید »در انتظار لطف خدا
زبان این سخنران ماهر، در مسابقه و میدان سخنوری، بند نمیآید؛ بلکه او همچنان زیبا و گیرا سخنرانی مینماید؛ او، سخنران پیامبر و سخنران اسلام است و بس. وی در حضور پیامبر برای یاری کردن دین، صدایش را بلند میکرد و به سخنرانی میپرداخت. او، ثابت بن قیس بن شماسس بود. خداوند، آیه نازل فرمود که: ﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا …
بیشتر بخوانید »در شخصیت دیگران ذوب مشو
انسان، سه مرحله را میگذراند: مرحله تقلید، مرحله انتخاب و مرحله ابتکار؛ تقلید، یعنی در آوردن ادای دیگران و به تن کردن جامه شخصیت آنها و ذوب شدن در آنان. علت تقلید، شیفتگی و تمایل شدید است. چنین تقلیدی برخی را وا میدارد تا در حرکتها و صدا و امثال آن از دیگران تقلید کنند؛ این کار، زنده به گورکردن …
بیشتر بخوانید »توبه راستین، بهترین و مفیدترین چیز برای انسان
توبه راستین، بهترین و مفیدترین چیز برای انسان در زمانی است که مورد تجاوز و ستم قرار میگیرد و دشمنانش، بر او مسلط میشوند. این، نشانه سعادت است که انسان در چنان موقعیتی فکر و نگاهش را به خود و گناهان و عیبهای خویش معطوف بدارد و به عیبها و گناهانش و اصلاح آنها مشغول شود و توبه کند؛ آن …
بیشتر بخوانید »انتقامجویی، زهر مهلکی است.
در کتاب «المصلوبون فی التاریخ» داستانها و حکایتهای کسانی آمده که دشمنان خود را به بدترین شکل مجازات کرده و پس از آنکه آنها را کشتهاند، باز هم راحت نشده و برای خالی کردن عقده خود، آنان را به دار آویختهاند. عجیب است! فرد کشتهای که به دار آویخته شود، احساس درد و عذاب و ناراحتی نمیکند. چون او، مرده …
بیشتر بخوانید »لبخندی در بدو ورود به خانه
لبخند زن و شوهر به روی یکدیگر، بهترین استقبال آنها از یکدیگر است؛ این لبخند، اعلام توافق و هماهنگی است. در حدیث آمده است: «لبخند زدنت به روی برادرت صدقه است» . همواره بر لبان پیامبر ج لبخند نقش میبست. و همچنین سلام کردن: ﴿فَسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِکُمۡ تَحِیَّهٗ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُبَٰرَکَهٗ طَیِّبَهٗۚ﴾ [النور: ۶۱] «بر خودتان سلام کنید درودی …
بیشتر بخوانید »با زنان مهربان باشید
﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ﴾ [النساء: ۱۹] «با زنان به خوبی زندگی کنید». ﴿وَجَعَلَ بَیۡنَکُم مَّوَدَّهٗ وَرَحۡمَهًۚ﴾ [الروم: ۲۱] «و میان شما دوستی و مهربانی قرارداده است». در حدیث آمده است: «با زنان به خوبی رفتار کنید». در حدیث دیگری آمده است: «بهترین شما کسی است که با زنش خوب باشد و من از همه شما رفتار بهتری با خانوادهام دارم». خانه سرشار …
بیشتر بخوانید »
وب سایت اختصاصی اهل سنت و جماعت ایران زمین