مرتبهی حدیث قدسی مابین قرآن و حدیث نبوی است، در قرآن کریم هم لفظ و هم معنای آن به الله تعالی نسبت داده میشود، در حدیث نبوی نیز هم لفظ و هم معنای آن به پیامبر نسبت داده میشود[۱]، ولی در حدیث قدسی فقط معنای آن به الله تعالی نسبت داده میشود نه الفاظ آن، و به همین علت (بر …
بیشتر بخوانید »Monthly Archives: فوریه 2018
تعریف حدیث قدسی:
آنچه را که پیامبر از پروردگارش روایت کرده، حدیث قدسی گویند، که به آن (حدیث ربانی) و (حدیث الهی) نیز گویند.[۱] مثال برای حدیث قدسی: فرمودهی پیامبر ج در آنچه که از پروردگارش روایت میکند که فرمود[۲]: «أنا عند ظن عبدی بی، وأنا معه حین یذکرنی، فإن ذکرنی فی نفسه ذکرته فی نفسی، وإن ذکرنی فی ملأ ذکرته فی ملأ …
بیشتر بخوانید »تعریف اثر
هرآنچه که (از اقوال و افعال) به صحابی یا تابعی نسبت داده میشود أثر گویند. و گاهی نیز به صورت مقید به پیامبر نسبت داده میشود، مثلا گفته میشود: «وفی الأثر عن النبی صلّى الله علیه وسلّم» (در اثری از پیامبر).
بیشتر بخوانید »تعریف خبر
به معنی حدیث است، بنابراین، خبر نیز با همان تعریف حدیث شناخته میشود. و گفته شده؛ خبر عبارتست از هرآنچه که به پیامبر ج و غیر ایشان نسبت داده میشود؛ پس با این تعریف، خبر از حدیث عامتر خواهد بود.[۱] [۱]– بر این مبنا میتوان گفت که: هر حدیثی خبر است ولی هر خبری را نمیتوان حدیث گفت. البته بعضی …
بیشتر بخوانید »تعریف حدیث
هرآنچه که از قول یا فعل یا تقریر یا وصفی که به پیامبر نسبت داده میشود، حدیث گویند.[۱] [۱]– مثال برای قول؛ مانند این فرمایش پیامبر : «إنما الأعمال بالنیات» یعنی: براستی که اعمال به نیتها بستگی دارند. (متفق علیه). مثال برای فعل؛ مثلا ثابت شده که پیامبر کیفیت نماز را به اصحابش آموزش میدادند و میفرمود: «صلوا کما رأیتمونی …
بیشتر بخوانید »تعریف و فوائد مصطلح الحدیث
الف) تعریف: علمی است که به وسیلهی آن حال راوی و مروی[۱] از جهت قبول و رد شناخته میشود.[۲] ب) فوائد آن: پی بردن و دانستن اینکه کدام راوی و روایت مقبول و مردود است. [۱]– مروی؛ یعنی آنچه که روایت شده است، خود متن روایت یا حدیث را گویند، و راوی روایت کنندهی آن است. [۲]– یا میتوان گفت: …
بیشتر بخوانید »علم مصطلح الحدیث
کسی که به قرآن استدلال میکند نیاز به یک نظر دارد و آن؛ نظر در دلالت نص بر حکم است، و نیازی به نظر در سند آن ندارد، زیرا قرآن بصورت نقل متواتر، ثابت قطعی است؛ هم لفظ و هم معنای آن: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّکۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩﴾ [الحجر: ۹] یعنی: ما قرآن را نازل کردیم و بطور قطع …
بیشتر بخوانید »اقدامهایی که علمای محدث بر علیه جاعلان و دروغ پردازان برای حفظ سنت نبوی انجام دادند:
آری، همانطور که خداوند متعال وعدهی حفظ دین و قرآن را داده بود، پس برای حفظ کلام و تبیین پیامبرش بر قرآن هم مردانی را در میان این امت برانگیخت تا از احادیث صحیح رسولش ج دفاع کنند و صحیح را توضیح، و قبیح را مفتضح نمایند. خداوند هیچ عصری از اعصار را از چنین دانشمندانی خالی نخواهد نمود تا …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۹)
از این قبیل، هزاران روایت دروغ وجود دارد که همهی آنها به این شیوهی ساده لوحانه بخاطر عمل کمی ثواب زیادی را بیان نمودهاند، که گاها برای بعضی از عبادات بزرگ مانند نماز هم چنین چیزی نمیبینیم! بدون تردید این امر، فاسد کنندهی اعتقاد است، زیرا در نهایت منجر به سبک و خوار شمردن عمل به شریعت و نفی هدف …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۸)
د) اما گروه چهارم دستهی بودند که هرچند به کذب و دروغ اعتماد نمیکردند ولی به غلط، احادیث کذب، در سخنان آنان وارد میشد. مثلاً گاهی سخنان بعضی از صحابه را به پیامبر نسبت میدادند. اینان مبتلا به همان مشکلی شدند، که کسانی از محدثان، احادیث دروغ در کتابهایشان وارد میگردید، در حالی که احادیث متعلق به کتاب آنان نبود. …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۷)
ج) گروه سوم زاهدان و عارفان جاهلی بودند که برای تشویق و ترغیب مردم به کارهای نیک و انجام شعائر دینی، به این گمان که اقدام آنها چیزی جز ترساندن مردم از آتش جهنم نیست، اقدام به وضع و ساختن حدیث نمودند تا به قول خود مردم را به دینداری و عمل به آن بکشانند! مثلا هرگاه میدیدند که مردم …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۶)
– حدیث «علی خیرالبشر من شک فیه کفر». یعنی: علی برترین بشر (عالم) است و کسی که در آن شک داشته باشد، به حقیقت کافر شده است! – حدیث «کنت کنزا مخفیا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق فبی عرفونی». یعنی: من گنج مخفی و پنهان بودم دوست داشتم که شناخته شوم پس مخلوقات را آفریدم و بدین وسیله ایشان وجودم را …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۵)
تمامی این احادیث بیاساس، تکیه گاه کسانی هستند که تدارک سفر را برای زیارت قبور اولیا و اللخصوص قبر پیامبر ج مشروع و مستحب میدانند. ولی حدیث صحیح پیامبر را در نهی از سفر برای زیارت بجز به سه مسجد نادیده گرفتهاند، چنانکه در صحیحین از ابو سعید خدریس روایت است که گفت: «سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۴)
– «کنت أول النبیین فی الخلق وأخرهم فی البعث فبدأ بی قبلهم». یعنی: من در آفرینش، اولینِ انبیاء و در بعثت، آخرینِ آنها هستم، پس قبل و ابتدای آنها با من شروع گردیده است.[۱] – «کنت نبیا وآدم بین الماء والطین». یعنی: من پیامبر بودم در حالی که آدم در لابلای آب و گل قرار داشت.[۲] و نیز حدیث منتسب به عبدالله …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۳)
– یا حدیث منسوب به جابر بن عبدالله انصاری که میگوید: «قلت: یا رسول الله بأبی أنت وأمی أخبرنی عن أول شیء خلقه الله قبل الأنبیاء، قال: یا جابر أن الله تعالى خلق قبل الأنبیاء نور نبیک من نوره، فجعل هذا النور یدور بالقدره حیث یشاء الله تعالى ولم یکن فی ذلک الوقت لوح ولا قلم ولا جنه ولا نار، …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۲)
ب) گروه دوم؛ پیروان مذاهب منحرف و مبتدعی بودند که به قصد برتری دادن مذهب خود بر دیگران، احادیث دروغی را ساختند و آنها را به پیامبر اسلام ج یا ائمهش اجمعین نسبت دادند تا به این طریق حقانیت خود را اثبات کنند و طرفدارانشان را گرد خود جمع کنند و از متلاشی شدن رهایی یابند. عبدالله بن یزید مقری گفته …
بیشتر بخوانید »دلایل وضع حدیث دروغ و نسبت دادن آن به پیامبر (۱)
الف) اولین دسته از این وضَّاعان و منحرفان، زندیقهای ملحدی بودند که ظاهرا خود را مسلمان مینامیدند، اما آنها برای تحقیر دین و اختلاط آن با باطل، اقدام به ساختن احادیثی دروغ و نسبت دادنشان به پیامبر خدا ج کردند. مثلا امری محال و عجیب و مضحک را در قالب حدیثی ساختگی به اسلام نسبت میدادند تا ایجاد شبهه در …
بیشتر بخوانید »تاثیر احادیث ضعیف و موضوع بر دین و عقیده
تاثیر احادیث ضعیف و موضوع بر دین و عقیده[۱] بدون شک عقیده به نسبت کل دین، بمانند پایهها و ستونهایی به نسبت یک ساختمان است. پس هر کس بنای خود را بر پایه و اساس محکم بنا نهاد ساختمانش مقاوم و با استقامت خواهد بود، و هر کس آن را بر پایههای سست و ضعیف بناء نمود یقیناً فرو خواهد …
بیشتر بخوانید »علم علل الحدیث
علم علل الحدیث[۱]: علل جمع علت است، و علت در اصطلاح محدثین عیبی است مخفی و پوشیده که از ناحیهی سند یا متن یا هردو بر حدیث عارض شده که فقط محدثین ماهر و تیزبین از آن آگاه خواهند بود، چنین حدیثی را حدیث «معلّل» مینامند که در واقع یکی از اقسام حدیث ضعیف است.[۲] و علل الحدیث علمی است …
بیشتر بخوانید »علم ناسخ و منسوخ حدیث
علم ناسخ و منسوخ حدیث[۱]: همانطور که در مبحث مختلف الحدیث اشاره شد؛ هرگاه امکان جمع بین دو حدیث متعارض وجود نداشت، مرحلهی بعد از آن برای زدودن این تعارض؛ شناخت ناسخ و منسوخ آنها است. در این مرحله ناقد به جستجو میپردازد تا بداند که کدامیک از دو حدیث متقدم و کدام متأخر است؛ حدیثی که بعنوان متقدم شناخته …
بیشتر بخوانید »علم مختلف الحدیث
علم مختلف الحدیث[۱]: مختلف اسم فاعل از اختلاف است و ضد اتفاق میباشد. منظور از علم مختلف الحدیث یعنی آنکه ناقد به بررسی در میان احادیثی میپردازد که در ظاهر با هم متعارض هستند، تا اگر امکان بود بین آنها توفیق حاصل کند و این امر از طریق تأویل و یا حمل مطلق بر مقید و عام بر خاص، و …
بیشتر بخوانید »علم غریب الحدیث
علم غریب الحدیث[۱]: علمی است که در آن به کشف معانی الفاظ احادیث که بر بسیاری از مردم مخفی مانده است میپردازد، خصوصا بعد از آنکه زبان غیر عربی نیز با زبان عربی اختلاط یافت و لذا ضرورت فهم حدیث و کشف معانی آن موجب شد تا علما به تصنیف این علم بپردازند، پس تصنیفاتی را در این علم به …
بیشتر بخوانید »علم جرح و تعدیل:
جهت پالایش احادیث علم بسیار بزرگ دیگری پیدا شده و قواعد و پایهها محکمی برای آن گذاشته شد، و مقیاس و معیار دقیقی برای آن گذاشته شده است که احوال و اوضاع راویان از جهت اطمینان و یا تضعیف آنها کنترل میشود، که آن هم «علم جرح و تعدیل» نام دارد، که در میان هیچ ملت و امتی نظیر و …
بیشتر بخوانید »مشهورترین مصنفات در علم مصطلح (۳)
۲۱- «التذکره فی علوم الحدیث» تصنیف عمر بن علی معروف بـه (ابن الملقن) (۸۰۴هـ). ۲۲- «رساله فی علم أصول الحدیث» تألیف علی بن محمد بن علی جرجانی (۸۱۶هـ). ۲۳- «الدیباج المذهب» تألیف علی بن محمد جرجانی (۸۱۶). ۲۴- «المختصر فی أصول الحدیث» تألیف ابو الحسن جرجانی (۸۱۶هـ). ۲۵- «جواهر الأصول فی علم حدیث الرسول» تألیف ابوالفیض محمد بن محمد بن …
بیشتر بخوانید »مشهورترین مصنفات در علم مصطلح (۲)
۱۱- «فتح المغیث فی شرح ألفیه الحدیث» تألیف محمد بن عبدالرحمن السخاوی (متوفی ۹۰۲) هجری، که در حقیقت شرحی است بر کتاب (الفیه عراقی) که از جمله مفیدترین و بهترین شرحهای کتاب الفیه است. ۱۲- «نخبه الفِکر فی مصطلح اهل الأثر» تألیف حافظ ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲) هجری، که کتاب کوچک و مختصری است اما جزو مفیدترین و بهترین …
بیشتر بخوانید »مشهورترین مصنفات در علم مصطلح (۱)
۱- «المحدث الفاصل بین الراوی و الواعی» تالیف قاضی ابومحمدحسن بن عبدالرحمن بن خلاد رامهرمزی (متوفی ۳۶۰) هجری، مؤلف تمامی مسائل مصطلح را کتاب خود ذکر نکرد. ۲- «معرفه علوم الحدیث» تألیف ابو عبدالله محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵) هجری، کتاب او ترتیب مناسبی نداشت. ۳- «المستخرج علی معرفه علوم الحدیث» که ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی (متوفی …
بیشتر بخوانید »تاریخ نشو و نمای علم حدیث (۲)
بعد از آن علما این علوم را توسعه دادند تا جایی که بحث و بررسی در این علوم به ناحیهی ضبط و کیفیت تحمل و ادای حدیث و شناخت ناسخ از منسوخ و غریب کشیده شد، اما باز تمامی این موارد بصورت شفاهی از زبان علما نقل میگشت، سپس این علوم تکامل یافت و این بار مکتوب و ضبط گردید …
بیشتر بخوانید »تاریخ نشو و نمای علم حدیث (۱)
اساس و ارکان اصلی علم روایت و نقل اخبار، از کتاب الله و سنت نبوی سرچشمه گرفته است، چنانکه خداوند متعال در قرآن میفرماید: ﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَکُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَیَّنُوٓاْ﴾ [الحجرات: ۶]. یعنی: اى کسانى که ایمان آوردهاید، اگر شخص فاسقى براى شما خبرى بیاورد، دربارهی آن تحقیق کنید. و این آیهی کریمه بر این دلالت دارد که …
بیشتر بخوانید »تعریف علوم الحدیث:
علم و آگاهی یافتن به قواعد و قوانینی که بوسیلهی آنها احوال سند و متن حدیث از جهت قبول یا رد شناخته میشود را علم حدیث یا مصطلح الحدیث گویند. بر این اساس هرگاه سند و متن حدیثی شرایط لازم را جهت مقبولیت بدست آورد، حدیث معتبر و حجت خواهد شد و بالعکس؛ اگر شرایط لازم را نداشته باشد بعنوان …
بیشتر بخوانید »علوم الحدیث و شکل گیری آن:
اعتقاد قاطع و بدون تردید به حجیت سنت و احادیث نبوی ج به معنای قبول هر نوع حدیثی نیست. آری؛ کسی مخالف این ادعا نیست که متاسفانه احادیثی بسیار زیادی وارد کتب و منقولات شدهاند که بعضی از آنها هیچ اصلی ندارند و بعضی کاملا دروغ میباشند و بعضی هم درجهی مقبولیت را بدست نیاورده و داخل در احادیث ضعیف …
بیشتر بخوانید »شبهه مخالفان حدیث و آیه «در کتاب هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم»
یکی دیگر از شبههایی که مطرح میکنند فهم آنها از فرمودهی خداوند و این آیه میباشد: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِی ٱلۡکِتَٰبِ مِن شَیۡءٖۚ﴾ [الأنعام: ٣٨]. «در کتاب هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم». و یا این فرمودهی الله تعالی: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَیۡکَ ٱلۡکِتَٰبَ تِبۡیَٰنٗا لِّکُلِّ شَیۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَهٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِینَ٨٩﴾ [النحل: ٨٩]. «و ما این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کردهایم که …
بیشتر بخوانید »مورد اتهام قرار دادن صحت احادیث
از جمله شبههایی که بعضی آن را مطرح کردهاند، که این ادعا بر یک گمان فاسد و واهی بنا شده است این است که احادیث پیامبر مدت دویست سال نوشته نشد و به صورت غیر مکتوب ماندگار شد، سپس بعد از این مدت طولانی محدثین تصمیم گرفتند که آن را جمعآوری کنند. در واقع با این شبهاندازیها و تشکیکها میخواهند …
بیشتر بخوانید »سنت در اصطلاح محدثین
سنت در اصطلاح محدثین: سنت مترادف با حدیث است؛ یعنی عبارتست از: هرآنچه که از قول یا فعل یا تقریر یا صفتی (ظاهری یا اخلاقی) که به پیامبر ج نسبت داده میشود. براساس این تعریف هر چیزی که از پیامبر ج چه قبل از نبوت و چه بعد از آن منقول باشد داخل در معنای سنت خواهد بود.[۱] میبینیم که …
بیشتر بخوانید »سنت در اصطلاح اصولیین
در اصطلاح اصولیین: سنت از نگاه اصولیها اصلی از اصول احکام شرعی و دلیلی از دلایل است که بعد از قرآن کریم قرار میگیرد و عبارتست از: هرچیزی که از پیامبر ج از قول یا فعل یا تقریر صادر شده باشد.[۱] بر این اساس سنت در نزد علمای اصول عبارتست از منقولات و نصوصات شرعی که غیر از قرآن کریم …
بیشتر بخوانید »سنت در اصطلاح
در تعریف اصطلاحی، سنت نزد علما تعاریف جداگانهای دارد بگونهای که فقها و اصولیین و محدثان هریک تعاریف مجزایی از سنت ارائه دادهاند: ۱- در اصطلاح فقها: بعضی از فقها سنت را بر عبادات مستحب یا نوافلی که از پیامبر ج نقل شده است اطلاق کردهاند. بر این اساس عباداتی که حکم واجب را ندارند، سنت یا مستحب یا مندوب …
بیشتر بخوانید »سنت در لغت
سنت در لغت عبارتست از: طریق و روشی که بر انجام آن مواظبت شود، بگونهای که فعل به موجب آن تکرار گردد؛ مانند این فرمودهی الله تعالی: ﴿سُنَّهَ ٱللَّهِ فِی ٱلَّذِینَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلٗا۶٢﴾ [الأحزاب: ۶۲]. یعنی: این سنّت خداوند در اقوام پیشین است، و براى سنّت الهى هیچ گونه تغییر نخواهى یافت. و سنت …
بیشتر بخوانید »تعریف حدیث:
الف) حدیث در لغت عبارتست از هرآنچه که ضد قدیم باشد. و عبارتست از: هر کلامی که بوسیلهی آن سخن گفته شود و نقل گردد و به انسان ابلاغ شود. قرآن میفرماید: ﴿وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ حَدِیثٗا٨٧﴾ [النساء: ۸۷]. یعنی: و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟ و میفرماید: ﴿فَلۡیَأۡتُواْ بِحَدِیثٖ مِّثۡلِهِۦٓ إِن کَانُواْ صَٰدِقِینَ٣۴﴾ [الطور: ۳۴]. یعنی: اگر راست …
بیشتر بخوانید »مطالب مربوط به «مصطلح حدیث»
مطالب مربوط به «مصطلح حدیث» که اصطلاح و مفاهیم خاص دارد در این جا تعریف و بیان شده است: حدیث مَشهور: حدیثی است که تعداد راویهای آن در هر طبقه سه نفر و یا بیشتر باشد و به حد تواتر نرسد. حدیث غَرِیب: آن است که تنها یک نفر او را روایت کرده است، اگرچه در یک طبقه باشد و …
بیشتر بخوانید »فزونطلبی، مایه غفلت است
پس از آنکه مقداری پول به دست آوردم، با شوق و اشتیاق به یک کتابفروشی عمومیرفتم و تصمیم گرفتم از هرکتابی یک نسخه بخرم. چون به داشتن کتاب زیاد علاقمند بودم. قفسهها را پر از انواع کتاب کردم و در هر رشتهای کتابی خریدم تا اینکه دهها کتاب در مورد روانشناسی، اصول فقه و چکیده فرهنگهای عمومیخریدم. میخواستم مطالعه کنم، …
بیشتر بخوانید »بینظم و بیهدف مباش
روزی دوازده تفسیر جمع آوری کردم؛ طبری، ابن کثیر، بغوی، زمخشری، قرطبی، فی ظلال، شنقیطی، رازی، فتح القدیر، الخازن، ابی مسعود و قاسمی. سپس تصمیم گرفتم از هر تفسیر روزی یک آیه مطاله کنم. لذا یک تفسیر را برمیداشتم و یک آیه را میخواندم و سپس تفسیر دیگر را برمیداشتم و بدین ترتیب، تفسیر یک آیه را از هر دوازده …
بیشتر بخوانید »کاری را که در توانت نیست، رها کن
در شهر ابها روزهای جمعه سخنرانی میکردم؛ بیشتر سخنرانیهایم، درمورد سیرت بود. گویا مردم، این برنامه را میپسنیدند؛ از من خواسته شد تا در مورد سنگینی مهریهها، سخن بگویم؛ چون مردم به طرح این موضوع نیاز داشتند و این، موضوعی است که به واقعیت زندگی و اوضاع عمومی مردم مربوط میشود و من، در این باره فعالیتی نکردهام؛ چون توانایی …
بیشتر بخوانید »خودت باش
شعر «أنا فی مکه» از عمر ابوریشه را شنیدم؛ این شعر، با این بیت آغاز میشود: لم تزالی علی ممر اللیالی موئل الحق یا عروس الرمال «ای ای عروس ریگها! تو همواره در گذرِ ایام، جایگاه حق بودهای». شعر خوب گفتن و شیرینی نغمه را از او یاد گرفتم؛ قصیده و روش ارائهدادن آن را حفظ کردم و قصیدهای …
بیشتر بخوانید »تلاشهای دیگران را تحقیر نکن
از روابط اجتماعی به این تجربه دست یافتهام که یکی از عوامل خوشبختی تو و دوستت، این است که او را آنگونه که شایسته اوست، مورد تقدیر و تکریم قرار دهی؛ از آن جمله اینکه او را به بهترین نامی که دوست دارد، صدا بزن و آن، همان اسم یا کنیهای است که او بدان معروف میباشد. کسی که برادرش …
بیشتر بخوانید »هرچه کنی، به خود کنی
یکی از حکما میگوید: انسان عیبجو، مانند مگس است که فقط روی زخم مینشیند. بعضی، به آفت «ولی» و «اما» گرفتارند؛ اسم هرکس را ببری، میگویند: آدم خوبی است، ولی.. بدین ترتیب بعد از کلمه «ولی» او را به شدت مورد عیبجویی قرار میدهند و قصداً حرمت او را هتک میکنند: ﴿وَیۡلٞ لِّکُلِّ هُمَزَهٖ لُّمَزَهٍ ١﴾ [الهمزه: ۱] «وای به …
بیشتر بخوانید »مردم را به خاطر استعدادهایشان تشویق کنید
اگر مردم را به خاطر استعدادهایشان تشویق کنی و به آنها توجه نمایی، تو را دوست میدارند و این، شیوه ای قرآنی است: ﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰهِ وَٱلۡعَشِیِّ﴾ [الأنعام: ۵۲] «و کسانی را که پروردگارشان را صبح و شام میخوانند، طرد مکن». ﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَکَ مَعَ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰهِ وَٱلۡعَشِیِّ﴾ [الکهف: ۲۸] «و با کسانی همنشین شو که …
بیشتر بخوانید »
وب سایت اختصاصی اهل سنت و جماعت ایران زمین