قرآن و سنت

دلالت سنّت بر احکام

در مباحث قبلی ذکر شد که سنت، از جهت ورود آن، گاهی قطعی است، مانند سنّت متواتر و گاهی ظنی است، مانند سنّت مشهور و آحاد. همچنین، سنّت از لحاظ دلالتش بر احکام هم، به مانند قرآن، گاهی قطعی است و گاهی ظنی، دلالت سنّت وقتی ظنی است که لفظ محتملِ بیشتر از یک معنی، محتمل تأویل باشد. از جمله …

بیشتر بخوانید »

احکامی که سنّت آورده است

نوع اول: احکامی که موافق احکام قرآن و تأکید کننده بر آن‌ها هستند، مانند نهی از نافرمانی از والیدن و آزار دادن‌شان، نهی از شهادت دروغ، قتل نفس و امثال آن‌ها. نوع دوم: احکامی که مفسرِ معانی قرآن و تفصیل‌دهنده‌ی مجملاتِ قرآن هستند، مانند سنت‌هایی که به بیان مناسک حج، حد نصاب اموال زکوی و مقدار آن، مقدار مالی که …

بیشتر بخوانید »

قول راجح در قبول خبر آحاد

گرچه قبول داریم که احناف و مالکیه این شرایط را فقط برای این گذاشته‌اند تا به صحت سنّت و انتساب آن به رسول خدا ج اطمینان حاصل کنند، لکن قول آنان مرجوح است و قول دیگران راجح است، زیرا اگر روایت سنّت صحیح باشد، یعنی راویانِ عادل، ثقه و اهل حفظ و دقت آن را روایت کرده باشند، اتباع آن و …

بیشتر بخوانید »

شرایط احناف برای قبول خبر آحاد

۱- سنّت متعلّق به اموری نباشد که زیاد واقع می‌شوند، زیرا چیزی که زیاد واقع می‌شود، لازم است که به طریق تواتر یا شهرت نقل شود، زیرا داعیه‌های نقل آن به طریق تواتر و شهرت فراهم است و بنابراین، اگر به این صورت نقل نشد و به طریق آحاد نقل گردید، این امر بر عدم صحتِ آن سنّت دلالت دارد، …

بیشتر بخوانید »

شرایط مالکیه برای قبول خبر آحاد

شرط مالکیه برای قبول خبرِ آحاد، عدم مخالفت آن با عملِ اهل مدینه است و دلیل آن‌ها هم این است که عمل اهل مدینه به مثابه‌ی سنّت متواتر است، زیرا آن‌ها عمل را از طریق پیشینیان خود از رسول خدا صلی الله علیه وسلم به ارث برده‌اند و به همین دلیل، عمل آنان به منزله‌ی روایت و سند متواتر است …

بیشتر بخوانید »

شرایط عمل به سنّت آحاد

مسلمانان اجماع دارند که سنّت احاد بر همه حجّت است و تبعیت از آن لازم می‌باشد و از مصادر تشریع است، لکن در مورد شرایط لازم برای آن، یعنی شرایط وجوب عمل به آن و استنباط احکام از آن، باهم اختلاف دارند که می‌توان اختلاف آن‌ها را در دو قول گرد آورد. قول اول: سنتی که فرد عادل و ثقه …

بیشتر بخوانید »

سنت آحاد، واجبُ الاتباع و مصدری از مصادرِ تشریع

مسلمانان همه اتفاق‌نظر دارند که سنّت آحاد در وجوب عمل به آن و تقید به احکام آن و قرار دادن آن به عنوان یکی از ادلّه‌ی احکام، بر مسلمانان حجّت است و دلیلِ این امر، موارد زیادی است، از جمله: ۱- خدای متعال می‌فرماید: ﴿فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرۡقَهٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَهٞ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی ٱلدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَیۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ …

بیشتر بخوانید »

سنّت آحاد

سنتی است که تعدادی که به حد تواتر نمی‌رسند، آن را در عصر تابعین یا تبع تابعین از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده‌اند. پس، از دیدگاه احناف، این سنت، سنتی است که نه متواتر است و نه مشهور؛ اما از دیدگاه دیگران، آن است که متواتر نیست[۱]. این سنّت از دیدگاه جمهور مفید ظن راجح به صحت …

بیشتر بخوانید »

سنّت مشهور

آن است که یک یا دو نفر، یعنی تعدادی که به حد تواتر نرسیده‌اند، آن را از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده‌اند و سپس در عصر تابعین یا تبع تابعین به تواتر رسیده است، یعنی راویان آن (در عصر تابعین یا تبع تابعین) جمع‌های زیادی هستند که توهّم تبانیِ آنان بر دروغ نمی‌رود[۱]؛ پس سنّت مشهور آن …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت متواتر

سنّت متواتر، گاهی قولی است و گاهی عملی. سنّت متواترِ قولی اندک است، اما سنّت متواتر عملی زیاد است. اینک، به صورتی بسیار مختصر در مورد این دو بحث می‌شود. سنت متواترِ قولی دو نوع است: لفظی و معنوی. ۱- متواتر لفظی آن است که لفظش متواتر است، مانند این حدیث که می‌فرماید: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّدًا فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنِ …

بیشتر بخوانید »

سنّت مُتَواتِر

در تعریف سنّت متواتر، می‌توان گفت که: سنتی است که آن را تعداد کثیری که عادتاً تبانیِ آن‌ها بر دروغ یا وقوعِ دروغ از جانب آنان بدون قصدِ تبانی محال است، از گروهی مثل خود روایت کرده‌اند و این سلسله تا زمانی که سنّت منقول به رسول خدا می‌رسد، به همین شکل ادامه می‌یابد و مستند علم آنان به این …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از جهتِ رسیدنِ آن به ما

سنت، از حیثِ راه‌های رسیدنِ آن به ما -یعنی روایتِ آن که همان چیزی است که از آن به «سندِ حدیث» تعبیر می‌شود- بنابر دیدگاه احناف، به سنّت متواتر، سنّت مشهور و سنّت آحاد تقسیم می‌شود؛ اما جمهور معتقدند که: به دو قسمتِ سنّت متواتر و سنّت آحاد تقسیم می‌گردد و جمهور سنّت مشهور را هم نوعی از سنّت آحاد …

بیشتر بخوانید »

سنّت تقریری

سنت تقریری، سکوتِ رسول خدا صلی الله علیه وسلم و رد و انکار نکردنِ ایشان در مورد قول یا فعلی است که در حضور ایشان صادر شده است، یا این که در غیاب ایشان صادر شده و ایشان بعداً به آن علم یافته‌اند. این سکوت بر جواز و مباح بودنِ فعل دلالت دارد، زیرا رسول خدا صلی الله علیه وسلم …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۵)

هـ. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را انجام داده‌اند، اما صفت شرعی آن معلوم نیست، لکن می‌دانیم که در آن قصدِ تقرب وجود دارد، مانند انجام برخی از عبادات از جانب ایشان بدون مواظبت بر انجام آن. انجام این نوع از افعال برای امّت مستحب است؛ اما اگر قصد تقرب در آن دیده نشد، فعل ایشان …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۴)

د. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را ابتداءاً انجام داده‌اند [یعنی بدون وجود دستور سابق از قرآن] و صفتِ شرعی آن از قبیل وجوب و ندب و اباحه شناخته شده است، این هم تشریع برای امّت است و حکم فعل رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای مکلّفان ثابت می‌شود، زیرا خدای متعال می‌فرماید: ﴿لَّقَدۡ کَانَ …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۳)

ج. هر فعلی از اعمال ایشان که معلوم شده بیان و تفسیری است برای نص مجملی که در قرآن وارد شده است. در این صورت، بیان و تفسیرِ ایشان تشریع برای امّت بوده، حکم (آن) در مورد ما ثابت است و فعلی که در این صورت از ایشان صادر شده است، حکم نصی را خواهد داشت که فعل آن را …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۲)

ب. هر آنچه که ثابت شده که از احکام خاص رسول خداست، این قبیل از احکام تنها به ایشان اختصاص دارد و امّت در آن با وی شریک نیست. مانند اختصاص داشتن روزه‌ی وصال به ایشان، انجام بیش از چهار نکاح و چیزهای دیگر. این امور به ایشان اختصاص دارد و متابعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۲/۱)

سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم می‌شود ۲- سنّت عملی هر چیزی است که رسول خدا ج آن را انجام داده‌اند، مانند ادای نماز با هیأت و ارکان آن، قضاوت کردن با یک شاهد و سوگند مدعی و چیزهایی از این قبیل. برخی از افعال ایشان مصدر و تشریع و قانون‌گذاری است و برخی دیگر فاقد …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۱)

سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم می‌شود ۱- سنّت قولی که اقوالِ رسول خداست که در مناسبت‌های مختلف و به اهداف گوناگون بیان داشته‌اند و این همان چیزی است که معمولاً اسم حدیث بر آن اطلاق می‌شود، به طوری که هرگاه اسم حدیث اطلاق شود، این امر به ذهن متبادر می‌شود که مقصود از آن …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۳)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. سوم- دلیل عقلی با دلیل قطعی ثابت شده که محمد صلی الله علیه وسلم، رسول خداست و رسول، به معنیِ مبلغ از جانب خداست. مقتضای ایمان به رسالت پیامبر هم، لزوم اطاعت از …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۲)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. دوم- اجماع مسلمانان از زمان رسول خدا ج تا به امروز، بر وجوبِ عمل به احکامِ موجود در سنّت نبوی و ضرورت رجوع به آن برای شناختِ احکام شرعی و عمل به مقتضای آن‌ها …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۱)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. اول- قرآن الف. قرآن دلالت دارد بر این که آنچه رسول خدا ج در مقام تشریع بیان می‌کنند، مبنای آن وحی است، یعنی مصدر آن وحی از جانب خداست، خدای متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا یَنطِقُ …

بیشتر بخوانید »

تعریف سنّت

سنّت در لغت، معنایی و در اصطلاح فقها، معنایی و در اصطلاح اصولیون، معنایی دیگر دارد: در لغت، به معنی روش رایج و معمول است که بر آن محافظت شده، عمل بر مبنای مفهوم آن، تکرار می‌شود، مانند این قول الهی که می‌فرماید: ﴿سُنَّهَ ٱللَّهِ فِی ٱلَّذِینَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلٗا۶٢﴾ [الأحزاب: ۶۲]، «این سنّت الهی …

بیشتر بخوانید »

حرام، گاهی در قالب صیغه‌ی نهی بیان می‌شود

حرام، گاهی در قالب صیغه‌ی نهی بیان می‌شود، مانند این آیه که می‌فرماید: ﴿وَلَا تَقۡتُلُواْ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِی حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ﴾ [الأنعام: ۱۵۱]، «کسی را بدون حق مَکُشید که خداوند آن را حرام کرده است». نیز این که می‌فرماید: ﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَیۡدِیکُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُکَهِ﴾ [البقره: ۱۹۵]، «خود را با دست خویش به هلاکت نیندازید». گاهی دیگر، با دادن وعده‌ی عقاب …

بیشتر بخوانید »

روش قرآن در بیان احکام

قرآن، بنابر اقتضایِ بلاغت داشتن و معجزه و کتاب هدایت و ارشاد بودنِ خود، با اسلوب‌ها و روش‌های مختلفی به بیان احکام می‌پردازد، چنان که احکام را به صورتی مطرح می‌کند که مردم را به اجرا تشویق کرده، از مخالفت و عناد با آن منزجر و بیزار می‌کند و به همین دلیل، می‌بینیم که امور واجب، گاهی در قالب صیغه‌ی …

بیشتر بخوانید »

احکامی که در قرآن به صورت مجمل آمده و حکم آن تفصیل داده نشده است

از جمله‌ی احکامی هم که در قرآن به صورت مجمل آمده و حکم آن تفصیل داده نشده است، موارد زیر است: ۱- امر به پرداخت زکات: خدای متعال می‌فرماید: ﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَهٗ﴾ [التوبه: ۱۰۳]، «از اموال آنان زکات بگیر». ۲- قصاص: خدای متعال می‌فرماید: ﴿وَلَکُمۡ فِی ٱلۡقِصَاصِ حَیَوٰهٞ یَٰٓأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾ [البقره: ۱۷۹]، «ای صاحبانِ خرد! در قصاص، برای شما …

بیشتر بخوانید »

چگونگی بیانِ احکام در قرآن

خدای متعال می‌فرماید: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَیۡکَ ٱلۡکِتَٰبَ تِبۡیَٰنٗا لِّکُلِّ شَیۡءٖ﴾ [النحل: ۸۹]، «ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا بیان‌گر همه چیز باشد». و نیز می‌فرماید: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِی ٱلۡکِتَٰبِ مِن شَیۡءٖۚ﴾ [الأنعام: ۳۸]، «ما در این کتاب هیچ چیز را فروگذار نکرده‌ایم». پس در قرآن کریم همه‌ی احکام شرعی بیان شده است و تنها این هست که بیانِ …

بیشتر بخوانید »

احکام قرآن

قرآن مشتمل بر احکام زیاد و متنوعی است که می‌توان این احکام را به سه دسته تقسیم کرد: نوع اول: احکامِ متعلّق به عقیده، مانند ایمان به خدا و ملایکه و کتب و انبیایِ وی و روزِ آخرت. این دسته، احکامِ اعتقادی هستند و در علم توحید (کلام) مورد بررسی قرار می‌گیرند. نوع دوم: احکامِ متعلّق به تهذیب نفس و …

بیشتر بخوانید »

جهت‌های اعجاز قرآن (۴)

۴- اشاره به برخی از حقایقِ هستی که علم جدید هم آن‌ها را به اثبات رسانده و پیش از آن کسی آن‌ها را نمی‌دانست، از جمله خدای متعال می‌فرماید: ﴿أَوَ لَمۡ یَرَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ کَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ کُلَّ شَیۡءٍ حَیٍّۚ أَفَلَا یُؤۡمِنُونَ٣٠﴾ [الأنبیاء: ۳۰]، «آیا کافران نمی‌بینند که آسمان‌ها و زمین پیشتر به هم …

بیشتر بخوانید »

جهت‌های اعجاز قرآن (۳)

۳- خبر دادن قرآن از وقایع و رویدادهای مربوط به امت‌های سابق که اعراب -به علّت عدم وجود آثار و نشانه‌هایی دال بر آن‌ها- کاملاً از آن بی‌خبر بودند؛ خدای متعال در اشاره به این نوع از اَخبار می‌فرماید: ﴿تِلۡکَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَیۡبِ نُوحِیهَآ إِلَیۡکَۖ مَا کُنتَ تَعۡلَمُهَآ أَنتَ وَلَا قَوۡمُکَ مِن قَبۡلِ هَٰذَا﴾ [هود: ۴۹]، «این، جزوِ اخبارِ غیب …

بیشتر بخوانید »

جهت‌های اعجاز قرآن (۲)

۲- خبر دادنِ قرآن از وقایعی در آینده که این وقایع روی هم دادند، از جمله خدای متعال می‌فرماید: ﴿الٓمٓ١ غُلِبَتِ ٱلرُّومُ٢ فِیٓ أَدۡنَى ٱلۡأَرۡضِ وَهُم مِّنۢ بَعۡدِ غَلَبِهِمۡ سَیَغۡلِبُونَ٣ فِی بِضۡعِ سِنِینَۗ﴾ [الروم: ۱-۴]، «الف لام میم. رومیان (از ایرانیان) شکست خورده‌اند. این شکست در نزدیک‌ترین سرزمین به ایشان روی داده است و ایشان، بعد از شکست‌شان، پیروز خواهند …

بیشتر بخوانید »

جهت‌های اعجاز قرآن (۱)

قرآن از جهت‌های زیادی معجزه می‌باشد، از جمله: ۱- بلاغت قرآن که موجبِ سرگشته و تسلیم‌شدن و متحیر گشتن اعراب شد، چنان بلاغتی که قبلاً در هیچ کلامِ دیگری، چه نظم و چه نثر دیده نشده بود و با وجود شمول قرآن بر موضوعات و احکام مختلف و نزول آن در زمان‌های متفاوت و دور از هم، این بلاغت در …

بیشتر بخوانید »

ویژگی‌های قرآن (۵)

۵- قرآن، معجزه است و این یعنی آن که تمام بشر از آوردن چیزی مثل آن عاجز و ناتوان هستند. این اعجاز با مبارزه‌طلبی قرآن از اعرابِ مخالف (اسلام) هم ثابت شد، چه قرآن آنان را به مبارزه فرا خواند و خواست تا کتابی مثل آن بیاورند، اما آنان ناتوان ماندند و سپس، آنان را به مبارزه فرا خواند و …

بیشتر بخوانید »

ویژگی‌های قرآن (۴)

۴- قرآن از تحریف و کم و زیاد شدن مصون و محفوظ است، زیرا خدای متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّکۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩﴾ [الحجر: ۹]، «ما خود قرآن را فرستاده‌ایم و خود ما پاسدار آن هستیم». و بنابراین، هیچ نقص و اضافه‌ای در آن وجود ندارد و هیچ آفریده‌ای نمی‌تواند چیزی به آن اضافه نماید و یا چیزی از …

بیشتر بخوانید »

ویژگی‌های قرآن (۳)

۳- قرآن به صورتِ متواتر به ما رسیده است، یعنی قرآن را قومی که به علّت تعداد زیاد بودنِ آنان و اختلاف مکان‌شان، همدستیِ آن‌ها برای دروغ‌ گمان نمی‌رود و منتفی است، از قومی مثل خود برای ما نقل کرده‌اند و این سلسله تا وقتی که به رسول خدا ج می‌رسد، بدین صورت ادامه می‌یابد و بدین ترتیب، ابتدای سلسله‌ی نقل، …

بیشتر بخوانید »

ویژگی‌های قرآن (۲)

۲- قرآن، مجموعِ لفظ و معنی است، (یعنی چیزی است که با لفظ و معنا، هردو نازل شده است و بنابراین، احادیثِ قدسی، قرآن نیستند، زیرا لفظ این احادیث از جانب خدای متعال نیست) و لفظ آن با زبان عربی نازل شده است، خدای متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّا جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِیّٗا لَّعَلَّکُمۡ تَعۡقِلُونَ٣﴾ [الزخرف: ۳]، «ما قرآن را به زبان عربی …

بیشتر بخوانید »

ویژگی‌های قرآن (۱)

۱- قرآن، کلام خداست که بر پیامبر او، محمدج نازل شده است و بنابراین، دیگر کتبِ آسمانی، چون تورات و انجیل، جزء قرآن به حساب نمی‌آیند، زیرا بر محمد ج نازل نشده‌اند.

بیشتر بخوانید »

مقدمه‌ای در مورد اسرائلیات

کلام علامه دکتر محمد ابوشهبه بر گرفته از کتاب: (الإسرائیلیات والـموضوعات فی کتب التفسیر). دانشمندان اسلامی به تفصیل در رابطه با اسرائیلیات صحبت نموده و آن را بر سه قسم دسته بندی کرده‌اند: قسم نخست: روایت‌های اسرائیلی است که درست بودن آن را با مطابقت به قرآن و سنت دانسته‌ایم، قرآن کتاب غالب و گواه بر کتاب‌های پیشین است؛ آنچه …

بیشتر بخوانید »

فرقه شیعه (۱)

شیعه به فرقه­ها و گروه­های زیادی تقسیم می­شود که در این مختصر به توصیف دو فرقه از آنها اکتفا می­کنیم. الف: غالیان: چنانکه خوارج ظهور کردند، شیعه­های غالی نیز برای اعلان الوهیت علی سربرآوردند. علی رضی­الله­عنه به آنها دستور کرد که از این عقیده و چنین سخنانی توبه کنند و سه روز به آنها مهلت داد اما آنان همچنان پافشاری …

بیشتر بخوانید »

فرقه خوارج (۵)

به بحث­مان در مورد خوارج باز می­گردیم.[۱] کسانی که در اعتقادات و جهت­گیری­های خود، دچار افراط شدند و همین امر سبب شد تا در رد افعال آنها، آرا و نظریات شیعه بوجود آید تا اینگونه با نظریات تکفیری خوارج خصوصا در مورد علی مقابله کند. به همین سبب این گرایش در مقابل خوارج قرار گرفت و اقتضای تقابل آنها این …

بیشتر بخوانید »

مجازات گناهان به ده شکل از انسان دور می­شود

تقسیم امت در این آیات مطابق طبقات سه گانه ذکر شده در حدیث جبرئیل است که عبارت است از: اسلام، ایمان و احسان. اینچنین نصوص کتاب و سنت بیانگر این است که مجازات گناهان به ده شکل از انسان دور می­شود که به طور مختصر آنها را بیان می­کنیم.[۱] ۱- توبه؛ الله متعال می­فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى …

بیشتر بخوانید »

فرقه خوارج (۴)

ابن مفلح در ادامه این سخن می­گوید: «فقیه کسی است که مردم را از رحمت الله ناامید نکند و بر گناهان جری نگرداند.»[۱] ابن تیمیه بدعت خوارج را اولین بدعتی می­داند که در اسلام به وجود آمد چرا که آنها مسلمانان را کافر دانستند و جان و مال­شان را مباح می­دانستند و در امام، جماعت و سرزمین از مسلمانان جدا …

بیشتر بخوانید »

فرقه خوارج (۳)

به عقیده­ی آنها الله متعال مقام و منزلت سومی در بین کفر و ایمان قرار نداده است، کسی که کافر شده، عمل او تباه شده و مشرک می­گردد. و ایمان اساس اعمال و اولین فرایض در اعمال است و هرکس اوامر الله متعال را ترک کند، اعمالش نابود می­شود و هرکس عملش تباه و نابود شود، بی­ایمان است و شخص …

بیشتر بخوانید »

فرقه خوارج (۲)

اما اهل سنت سخن آنان را رد کرده و دیدگاه­شان این است که آنها به خطا رفته­اند، چراکه الله متعال در بسیاری آیات، مردم را داور و حَکَم قرار داده است مثلا در مورد مجازات صید می­فرماید: «یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ»: «که دو نفر عادل از شما (برابر بودن) آن را تصدیق کنند.» (مائده: ۹۵) و می­فرماید: «وَمَا اخْتَلَفْتُمْ …

بیشتر بخوانید »