فقه

اگر امام احمد بگوید «ولو قال قائل» یا «لو ذهب ذاهب الی کذا» و یا «وقد ذهب قول الی کذا»

اگر امام احمد، حکم مسئله‌ای را بیان کند و پس از آن، اینطور گوید: «ولو قال قائل» یا «لو ذهب ذاهب الی کذا» و یا «وقد ذهب قول الی کذا»، مرادش این است که در نزد وی، همان قول نخست، قول معتبر است که خودش بدان اشاره کرده است و این قولِ دوم (که مخالف قول نخست است)، مذهب وی …

بیشتر بخوانید »

اگر امام احمد در جواب بگوید «قال فلان کذا»

هرگاه از امام احمد، درباره‌ی مسئله‌ای سؤال شود و ایشان نیز در جواب «قال فلان کذا» [برخی از علماء چنین گفته‌اند که…] گوید، برخی از فقهاء بر این باورند که جواب این مسئله، از زمره‌ی مذهب امام احمد به شمار نمی‌آید (و هدف وی فقط نقل قول است) و برخی دیگر از فقهاء نیز بر این عقیده‌اند که آن مسئله، …

بیشتر بخوانید »

فتوای امام احمد از زمره‌ی مذهبش به شمار می‌آید

اگر از امام احمد پیرامون مسئله‌ای سؤال شود و ایشان نیز در بیان حکم آن، اختلاف بزرگان را به تصویر کشد، و دو مرتبه نیز از همان مسئله از ایشان سؤال شود و ایشان در بیان حکم آن توقف کند، و در مرتبه‌ی سوم که ازایشان سؤال می‌شود، اگر درباره‌ی آن فتوایی را صادرکرد، پس قول معتبر، همان قولی است …

بیشتر بخوانید »

حکم مسائلی که معلول به یک علت هستند

اگر در جایی امام احمد، حکم مسئله‌ای را بیان کند و علت آن را نیز ذکر نماید، سپس همین علت در مسائلی دیگر نیز یافته شد، حکم این مسائل نیز همانند مسئله‌ی نخست می‌باشد که همه معلول به یک علت هستند. و برخی از فقهاء می‌گویند: حکم این مسائل به سان مسئله‌ی نخست نمی‌باشد، اگر چه همه، معلول به یک …

بیشتر بخوانید »

سکوت امام احمد هنگام اعتراض بر فتوای او

اگر امام احمد در مسئله‌ای فتوایی صادر کند، سپس از جانب کسی بر او اعتراض شود و ایشان نیز سکوت کند و چیزی نگوید، این سکوتِ امام احمد، دو صورت دارد: یا بیانگر رجوع وی می‌باشد، و یا بر رجوع وی از فتوایش، دلالت نمی‌کند بلکه این نوع از سکوت، سکوتی مبتنی برتدبر وتأمل در مسئله، و یا مبتنی بر …

بیشتر بخوانید »

واژه «زَعَمَ» و یا «زعموا» بر چه چیزی دلالت دارد؟

هرگاه از امام احمد، درباره‌ی مسئله‌ای سؤال شود که قبلاً غیراو پیرامون آن فتوا داده است، و آن فتوا مورد پسند وی نیز نمی‌باشد و با این وجود امام احمد در پاسخ چنین می‌گوید: «زَعَمَ» و یا «زعموا»، این واژه‌ها و جملات، بر این امر دلالت می‌کنند که این فتوا، جزء مذهب او نمی‌باشد.[۱] [۱]– مفاتیح الفقه الحنبلی ( ۲/۳۰)

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۶)

  ۶- اصطلاحاتی که به وسیله‌ی آن‌ها امام احمد اعلام می‌کند که این مسائل از مذهب ایشان می‌باشند، اما با حالتی از ضعف که موجب رد نمی‌شود این اصطلاحات عبارتند از: هرگاه از امام پیرامون مسئله‌ای سؤال شود و ایشان نیز در جواب «أجبن عنه» [از این مسئله می‌ترسم و نسبت به آن دودل هستم] گوید، تمام علمای مذهب (بنا …

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۵)

۵- اصطلاحاتی که بر تسویه و برابری حکم، درنزد برخی از علماء دلالت می‌نمایند، و اصطلاحاتی که بر تفاوت حکم در نزد برخی دیگر از علماء دلالت می‌کنند، عبارتند از اگر از امام احمد پیرامون مسئله‌ای سؤال شود و ایشان نیز پاسخ آن را بدهد، سپس از مسئله‌ی دیگری از ایشان سؤال شود و ایشان در پاسخ بدان بگوید: «ذاک …

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۴)

  ۴- اصطلاحاتی که بیانگر «اباحت» هستند، عبارتند از همه‌ی علماء، بر این امر متفق‌اند که این اصطلاحات امام احمد: «لابأس» یا «أرجوا أن لا بأس» یا «لا نری به بأساً»، دال بر «اباحت» می‌باشند.

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۳)

  ۳- «اصطلاحات تحریم» این قول امام احمد: «هذا حرام»، بیانگر «حرمت صریح» است. و اگر امام احمد «هذا حرام» گفت و پس ازآن «اکرهه» یا «لا یعجبنی» گوید، این اصطلاحات دال بر «حرمت» می‌باشد و برخی نیز گفته‌اند: این اصطلاحات بیانگر «کراهیت» هستند.[۱] و اگر «أکره کذا» یا «لا یعجبنی» یا «لا أحبه» یا «لا أستحسنه» و یا «یفعل …

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۲)

  ۲- «اصطلاحات نُدب (مستحب)» اگر امام احمد از این اصطلاحات استفاده کند: «اُحبّ کذا» یا «یعجبنی» یا «اَعجب الیِّ» یا «هذا حسن» یا «أحسن» یا «أستحسن کذا» یا «أستحبّ کذا» و یا «أختار کذا»، تمام این اصطلاحات – بنا به قول صحیح مذهب که جمهور اصحاب مذهب، نیز بر آن می‌باشند – دال بر استحباب ونُدب می‌باشند. [۱] و …

بیشتر بخوانید »

اصطلاحات فقهی امام احمد (۱)

اصطلاحات فقهی امام احمد (۱) اصطلاحات فقهی امام احمد یا «صریح در حکم» است – به طوری که احتمال چیز دیگری را نداشته باشد – و یا «ظاهر در حکم» است- این طورکه احتمال معنای غیرش را نیز داشته باشد – و یا محتمل دوچیز- و یا بیشتر- به طوریکسان باشد. و تفصیل و توضیح این اصطلاحات به شرح زیر …

بیشتر بخوانید »

تعدّد روایات امام احمد

تعدّد روایات امام احمد فردی که فقه حنابله را مورد تحقیق و پژوهش قرار می‌دهد، در آن مسائلی را می‌بیند که پیرامون یک مسئله چند روایت از امام احمد، درباره‌ی آن نقل شده است. در حقیقت این «تعدد روایات از امام احمد»، معلول چند علت است که در ذیل به مهمترین آن‌ها اشاره می‌گردد که عبارتند از: گاهی امام احمد …

بیشتر بخوانید »

کشورهایی که مذهب حنابله در آن‌ها انتشار یافت

کشورهایی که مذهب حنابله در آن‌ها انتشار یافت امام احمد به سال ۲۴۱ ه‍ . ق درگذشت و چهره در نقاب خاک کشید، و مذهبش نیز در برخی از بلاد، مانند بغداد، مصر، فلسطین و نجد، انتشار یافت. ولی به جهت اسباب و عواملی که در زیر بدان‌ها اشاره می‌گردد، پیروانش در اقلیت بسیار کمی، به سر می‌برند. این اسباب …

بیشتر بخوانید »

«حدیث ضعیف و امام احمد»

«حدیث ضعیف و امام احمد» مشهور است که امام احمد در مسائل فقهی و احکام شرعی به احادیث ضعیف، استناد و استدلال می‌جسته است، ولی چیزی که در این مبحث، دانستنش مناسب می‌نماید، این است که امام احمد، احادیث را (مانند اینکه پس از وی معروف شد) به «صحیح»، «حسن» و «ضعیف» تقسیم نمی‌کرد، بلکه ایشان، حدیث را به دو …

بیشتر بخوانید »

دلایل و براهین فقهی حنابله در استنباط مسائل

دلایل و براهین فقهی حنابله در استنباط مسائل با نظر انداختن در اقوال، نظریات، تفریعات و تطبیقات فقهی امام احمد و شاگردان ایشان، برای ما واضح و روشن می‌گردد که آن‌ها در استنباط و استخراج مسائل فقهی، بر دلایل و براهین ذیل اعتماد و تکیه می‌کردند: قرآن کریم. سنت نبوی. فتاوای صحابه. اجماع. قیاس. استصحاب. مصالح مرسله. سد ذرائع.

بیشتر بخوانید »

«معاجم (فرهنگ لغت‌های) اصطلاحات فقهی شافعی»

«معاجم (فرهنگ لغت‌های) اصطلاحات فقهی شافعی» کتاب «غریب الالفاظ التی استعملها الفقهاء»: اثر شیخ محمد بن احمد بن ازهر الهروی، ابومنصور (متوفی ۳۷۰).[۱] نویسنده در این کتاب، الفاظی را که مورد استعمال فقهاء می‌باشد، در یک مجلد گردآوردی و تدوین نموده است. و این کتاب – در تفسیرو توضیح لغات (و اصطلاحاتی که) متعلق به فقه می‌باشد – جزء کتب …

بیشتر بخوانید »

روش امام نووی در حکایت اقوال… و چگونگی ترجیح در میان آن‌ها

روش امام نووی در حکایت اقوال… و چگونگی ترجیح در میان آن‌ها کسی که کتب امام نووی را مطالعه می‌کند، به خوبی می‌داند که وی آرای امامی شافعی را به «اقوال»، و آرای شاگردان وی را به «أوجه» (جمع وجه)، و اختلاف راویان مذهب در حکایت کردن مذهب امام شافعی، را به «طُرُق» (جمع طریق) نام گذاری کرده است.[۱] پس …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «ینبغی» و «لا ینبغی»

اصطلاح «ینبغی»: این اصطلاح، اغلب در «مندوب» استعمال می‌گردد، و گاهی در معنای «وجوب» نیز به کار می‌رود و اگر قرینه‌ای بر «وجوب» و یا بر «ندب» بود، آن را بر همان معنای قرینه‌دار، حمل می‌کنیم. و گاهی در معنای «جواز» و «ترجیح» نیز استعمال می‌گردد. اصطلاح «لا ینبغی»: این اصطلاح برای «تحریم» و یا «کراهیت» به کار می‌رود. تنبیه: …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «النصوص»

اصطلاح «النصوص»: مراد از این اصطلاح: «نص»، «قول»، و «وجه» می‌باشد که در هر کجا استعمال شوند، «قول راجح» به شمار می‌آیند. [۱] «قول» و «نص»: تعبیر کننده‌ی اقوال امام شافعی، و «وجه»، تعبیر کننده‌ی اقوال اصحابِ مذهب شافعیه می‌باشند. [۱]– حاشیه القلیوبی علی شرح الجلال المحلی (۱/۱۳)

بیشتر بخوانید »

اگر حدیث با رأی امام شافعی مخالف بود، حکم چیست؟

اگر حدیث با رأی امام شافعی مخالف بود، حکم چیست؟ هرگاه حدیثی صحیح، برخلاف رأی امام شافعی یافت شود، فقهای شوافع در این زمینه اختلاف نظر دارند: برخی می‌گویند: در عمل کردن به حدیث باید توقف کرد، چراکه ممکن است این حدیث در نظر امام شافعی، منسوخ و یا تأویل شده باشد. و برخی دیگر (که اکثریت را تشکیل می‌دهند) …

بیشتر بخوانید »

عبارت «لا یجوز» بیانگر «حرمت» است یا «کراهیت»؟

از علامه «شهاب رملی» پرسیده شد: اگر فقهاء درباره مسئله‌ای از مسائل، به طور مطلق «لا یجوز» گویند، و جواز را نفی کنند، آیا این نفی جواز، بیانگر «حرمت» است و یا «کراهیت»؟ وی در پاسخ گفت: در کلام فقهاء، «تحریم» معنای حقیقی نفی جواز، می‌باشد، و گاهی نیز «جواز» بر «رفع حرج» اطلاق می‌گردد، و این طور جوازی، شامل …

بیشتر بخوانید »

بعضی دیگر از اصطلاحات فقهاء شافعی

«اتفقوا»، «وهذا مجزوم به»، «وهذا لاخلاف فیه»: این اصطلاحات، در مسائلی که مربوط به صاحبان مذهب شافعیه (نه غیر آن‌ها) می‌باشد، استعمال می‌گردند. «هذا مجمع علیه»: فقهاء این اصطلاح را در مواردی که ائمه با هم اتفاق نظر دارند، استعمال می‌کنند. «فی صحّته کذا» یا «فی حرمته کذا»: فقهاء شوافع، این اصطلاحات را در مسائلی به کار می‌برند که پیرامون …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «و علیه العمل»

اصطلاح «و علیه العمل»: این اصطلاح را شیخان (علامه نووی و رافعی) در ترجیح دادن قولی از اقوال، استعمال می‌کنند. این اصطلاح در نزد آن دو بزرگوار، از صیغه‌های ترجیح به شمار می‌آید.

بیشتر بخوانید »

سخن و قول معتمد و مورد اعتبار، همان است که در کتب تدوین شده‌ی مذهب ذکر شده است

هرگاه پیرامون حل مسئله‌ای از مسائل، سخنی در کتب تدوین شده مذهب، و سخنی نیز در کتب «فتاوا» بود، سخن و قول معتمد و مورد اعتبار، همان است که در کتب تدوین شده‌ی مذهب ذکر شده است. و اگر قولی در باب (کتاب)، و قولی نیز در غیر باب (کتاب) بود، سخن معتمد، همان است که در باب آمده است.

بیشتر بخوانید »

اصطلاح لو قیل بکذا

«لو قیل بکذا لم یبعد» یا «لو قیل بکذا لیس ببعید» یا «لو قیل بکذا لکان قریباً» و یا «لو قیل بکذا لکان اقرب»: این اصطلاحات، از زمره‌ی صیغه‌های ترجیح می‌باشند.

بیشتر بخوانید »

واژه «الاّ أن یکون کذا»

واژه «الاّ أن یکون کذا»: این واژه، گاهی برای «حشو» استعمال می‌شود و گاهی نیزبعد از «عموم» می‌آید، تا شنونده را برای قیدی که پیش از آن ذکر شده است، آگاه و متنبّه گرداند. این واژه، پیوسته با حرف استثناء «الاّ» ذکر می‌شود و همواره در جواب استفهامِ منفی یا مثبت، می‌آید. به سان اینکه می‌گویند: «الّلهم نعم».

بیشتر بخوانید »

واژه های «جمله القول» و «و بالجمله» و «فی الجمله»

«جمله القول»: یعنی خلاصه سخن و جان سخن اینکه… فقهاء میان واژه‌های «و بالجمله» و «فی الجمله» فرق قائل شده‌اند و می‌گویند: واژه «فی الجمله» در جزئیات، و واژه «بالجمله» در کلیات، استعمال می‌شوند. و برخی نیز می‌گویند: «و فی الجمله» در اجمال، و «و بالجمله» در تفصیل، استعمال می‌گردند.

بیشتر بخوانید »

واژه «اِعْلَمْ» (بدان)

واژه «اِعْلَمْ» (بدان): این واژه برای توجه و عنایت بیشتر در مسئله، استعمال می‌گردد. و به طور مجاز، مخاطب این واژه، تمام کسانی می‌باشد که صلاحیت فهم و درک، و لیاقت تفکر و تدبّر را دارند، چراکه حقیقت این واژه، فقط بر یک مخاطب معین دلالت دارد (اما در اینجا معنای مجازی مراد است و تمام کسانی را که لیاقت …

بیشتر بخوانید »

واژه «تَدَبَّر»

«التدبّر»: یعنی «اندیشیدن و فکر کردن در دلایل و براهین». واژه «تَدَبَّر» (صیغه امر = بیندیش و فکر کن)، اگر بدون «فاء» استعمال گردد، مراد تفکر در سؤال و پرسشی است که در همانجا بیان شده است، و اگر با «فاء» (فتدبَّر) ذکر گردد به معنای «تحقیق و کند و کاو پیرامون مابعد «فتدبّر» استعمال می‌گردد.

بیشتر بخوانید »

واژه‌های «تأمل» و «فتأمل» و «فلیتأمل»

فقهاء میان واژه‌های «تأمل» و «فتأمل» و «فلیتأمل» فرق قائل شده‌اند و می‌گویند: «تأمل» به جواب قوی؛ «فتأمل» به جواب ضعیف، و «فلیتأمل» به جواب أضعف (خیلی ضعیف) اشاره دارند. و برخی دیگراز فقهاء می‌گویند: هر سه واژه، بر معنای «دقت نظر و اعمال فکر» دلالت می‌کنند، ولی این معنی، در «فتأمل» بیشتر از «تأمل»، و در«فلیتأمل» بیشتر از «فتأمل» …

بیشتر بخوانید »

واژه تأمل و فتأمل

فقهاء گاهی اوقات، مباحثشان را با امثال این واژه «تأمل» ختم می‌کنند، این واژه چه با «فاء» (فتأمل) و چه بدون «فاء» (تأمل)، گاهی اشاره به «دقت نظر و اِعمال فکر پیرامون امری» و گاهی نیز اشاره به «حدس و گمان درباره‌ی امری» دارد. ولی در تصنیفات و کتب «امام البونی»، میان «فتأمل» (با فاء) و «تأمل» (بدون فاء)، فرق …

بیشتر بخوانید »

واژه «ینزّل منزلته» و «اُنیب منابه»

فقهاء شافعی در جانشین نمودن چیزی در جایگاه چیزی دیگر، گاهی از واژه «ینزّل منزلته» وگاهی از واژه «اُنیب منابه» و وقتی نیز از واژه‌ی «اُقیم مقامه» استفاده می‌کنند واژه‌ی نخست (= ینزّل منزلته): در جانشین نمودن چیز اعلی در جای اَدنی، استعمال می‌گردد. واژه‌ی دوم (= اُنیب منابه): در جانشین نمودن چیز اَدنی در جای اَعلی، استعمال می‌گردد. واژه‌ی …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «محصل الکلام» و «حاصل الکلام»

«محصل الکلام»: این واژه بر اجمال پس از تفصیل، دلالت می‌کند. «و حاصل الکلام»: این واژه بر تفصیل پس از اجمال، دلالت دارد. «حاصله» یا «محصله» یا «تحریره» یا «تنقیحه» و امثال این‌ها: این واژه‌ها، دال بر کوتاهی‌ها و نارسائی‌های اصل کتاب، و یا دال بر حشویات کتاب می‌باشد.

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «التساهل» و «التسامح»

«التساهل»: این واژه در نزد فقهاء به کلامی اطلاق می‌شود که «لا خطأ فیه ولکن یحتاج الی نوع توجیه تحتمله العباره» یعنی کلامی که هیچ خطا و اشتباهی درآن نیست و به نوعی از توجیه، که عبارت متضمن آن است، نیاز دارد. «التسامح»: مراد از این واژه، این است که: «لفظی را در غیرموضع اصلی آن (مانند مجاز) ، بدون …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «التّعسف»

اصطلاح «التّعسف»: فقهاء شافعی این واژه را بر «ارتکاب چیزهایی که در نزد محققان جایز نمی‌باشد» اطلاق می‌کنند. و نیز بر «ارتکاب آنچه ضرورتی در آن نیست، و اصل نیز خواهان عدمش است» استعمال می‌گردد. و برخی از فقهاء در تعریف «التعسف» گفته‌اند: «حمل الکلام علی معنی لا تکون دلالته علیه ظاهره» یعنی حمل کردن کلام، بر معنایی که برآن …

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «قیل» و «و قیل فیه»

«قیل»: این واژه در مسائل اختلافی، استعمال می‌گردد. و به خاطرجهل قائل (گوینده) ویا به خاطر «اختصار» نیز استفاده می‌شود. «و قیل فیه»: این واژه، اشاره به ضعف اقوال فقهاء، پیرامون مسئله دارد.

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «ولقائل اَن یّقول»

اصطلاح «ولقائل اَن یّقول»: این واژه در مطرح کردن «سؤال و پرسش قوی» استعمال می‌گردد چرا که این واژه با «لام اختصاص» که برای ثبوت است، آورده شده است و این خود بیانگر قوت آن است. و معمولاً جواب این گونه پرسش‌ها نیز با واژه‌ی «أَقول» و یا «نَقول» داده می‌شود.

بیشتر بخوانید »

اصطلاح «اِن قیل»

«اِن قیل»: این واژه در اصطلاح فقهاء، در مطرح کردن «سؤال ضعیف» استعمال می‌شود، و معمولاً جواب این گونه پرسشها نیز، با واژه‌ی «قلنا» و یا «قلتُ» داده می‌شود. چرا که «اِنْ» در زبان عربی، برای چیزهای مشکوک و مورد تردید استعمال می‌شود، بدین جهت گفتن: «اِن زالت الشمس اکرمتک» درست نیست، (چرا که زوال خورشید، جزء چیزهای مشکوک و …

بیشتر بخوانید »

هرگاه «شارح» و «مُحشی» بر اصل کتاب چیزی را بیفزاید

برخی از فقهاء می‌گویند: هرگاه «شارح» و «مُحشی» بر اصل کتاب چیزی را بیفزاید، پس این افزودنی یا «بحث» (تحقیق) و «اعتراض» است که از سوی شارح و مُحشی صورت گرفته (البته در صورتی که با صیغه «بحث» و «اعتراض» باشد)، و یا «تفصیل مجملات» و یا «تکمیل نقصان‌ها و پیچیدگی‌های» نویسنده‌ی اصل کتاب می‌باشد.

بیشتر بخوانید »

مراداز اصطلاح «انتهی ملخصاً»

«انتهی ملخصاً»: مراد از این اصطلاح این است که: از الفاظ و واژه‌های کتاب، واژه‌هایی که بیانگر مقصود و مطلوب می‌باشد، آورده شده است. و به صورت چکیده و خلاصه، لُبّ کلام و جان سخن، و مقصود أهمّ، بیان گردیده است.

بیشتر بخوانید »