سنت

دلالت سنّت بر احکام

در مباحث قبلی ذکر شد که سنت، از جهت ورود آن، گاهی قطعی است، مانند سنّت متواتر و گاهی ظنی است، مانند سنّت مشهور و آحاد. همچنین، سنّت از لحاظ دلالتش بر احکام هم، به مانند قرآن، گاهی قطعی است و گاهی ظنی، دلالت سنّت وقتی ظنی است که لفظ محتملِ بیشتر از یک معنی، محتمل تأویل باشد. از جمله …

بیشتر بخوانید »

احکامی که سنّت آورده است

نوع اول: احکامی که موافق احکام قرآن و تأکید کننده بر آن‌ها هستند، مانند نهی از نافرمانی از والیدن و آزار دادن‌شان، نهی از شهادت دروغ، قتل نفس و امثال آن‌ها. نوع دوم: احکامی که مفسرِ معانی قرآن و تفصیل‌دهنده‌ی مجملاتِ قرآن هستند، مانند سنت‌هایی که به بیان مناسک حج، حد نصاب اموال زکوی و مقدار آن، مقدار مالی که …

بیشتر بخوانید »

قول راجح در قبول خبر آحاد

گرچه قبول داریم که احناف و مالکیه این شرایط را فقط برای این گذاشته‌اند تا به صحت سنّت و انتساب آن به رسول خدا ج اطمینان حاصل کنند، لکن قول آنان مرجوح است و قول دیگران راجح است، زیرا اگر روایت سنّت صحیح باشد، یعنی راویانِ عادل، ثقه و اهل حفظ و دقت آن را روایت کرده باشند، اتباع آن و …

بیشتر بخوانید »

شرایط احناف برای قبول خبر آحاد

۱- سنّت متعلّق به اموری نباشد که زیاد واقع می‌شوند، زیرا چیزی که زیاد واقع می‌شود، لازم است که به طریق تواتر یا شهرت نقل شود، زیرا داعیه‌های نقل آن به طریق تواتر و شهرت فراهم است و بنابراین، اگر به این صورت نقل نشد و به طریق آحاد نقل گردید، این امر بر عدم صحتِ آن سنّت دلالت دارد، …

بیشتر بخوانید »

شرایط مالکیه برای قبول خبر آحاد

شرط مالکیه برای قبول خبرِ آحاد، عدم مخالفت آن با عملِ اهل مدینه است و دلیل آن‌ها هم این است که عمل اهل مدینه به مثابه‌ی سنّت متواتر است، زیرا آن‌ها عمل را از طریق پیشینیان خود از رسول خدا صلی الله علیه وسلم به ارث برده‌اند و به همین دلیل، عمل آنان به منزله‌ی روایت و سند متواتر است …

بیشتر بخوانید »

شرایط عمل به سنّت آحاد

مسلمانان اجماع دارند که سنّت احاد بر همه حجّت است و تبعیت از آن لازم می‌باشد و از مصادر تشریع است، لکن در مورد شرایط لازم برای آن، یعنی شرایط وجوب عمل به آن و استنباط احکام از آن، باهم اختلاف دارند که می‌توان اختلاف آن‌ها را در دو قول گرد آورد. قول اول: سنتی که فرد عادل و ثقه …

بیشتر بخوانید »

سنت آحاد، واجبُ الاتباع و مصدری از مصادرِ تشریع

مسلمانان همه اتفاق‌نظر دارند که سنّت آحاد در وجوب عمل به آن و تقید به احکام آن و قرار دادن آن به عنوان یکی از ادلّه‌ی احکام، بر مسلمانان حجّت است و دلیلِ این امر، موارد زیادی است، از جمله: ۱- خدای متعال می‌فرماید: ﴿فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرۡقَهٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَهٞ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی ٱلدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَیۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ …

بیشتر بخوانید »

سنّت آحاد

سنتی است که تعدادی که به حد تواتر نمی‌رسند، آن را در عصر تابعین یا تبع تابعین از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده‌اند. پس، از دیدگاه احناف، این سنت، سنتی است که نه متواتر است و نه مشهور؛ اما از دیدگاه دیگران، آن است که متواتر نیست[۱]. این سنّت از دیدگاه جمهور مفید ظن راجح به صحت …

بیشتر بخوانید »

سنّت مشهور

آن است که یک یا دو نفر، یعنی تعدادی که به حد تواتر نرسیده‌اند، آن را از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده‌اند و سپس در عصر تابعین یا تبع تابعین به تواتر رسیده است، یعنی راویان آن (در عصر تابعین یا تبع تابعین) جمع‌های زیادی هستند که توهّم تبانیِ آنان بر دروغ نمی‌رود[۱]؛ پس سنّت مشهور آن …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت متواتر

سنّت متواتر، گاهی قولی است و گاهی عملی. سنّت متواترِ قولی اندک است، اما سنّت متواتر عملی زیاد است. اینک، به صورتی بسیار مختصر در مورد این دو بحث می‌شود. سنت متواترِ قولی دو نوع است: لفظی و معنوی. ۱- متواتر لفظی آن است که لفظش متواتر است، مانند این حدیث که می‌فرماید: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّدًا فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنِ …

بیشتر بخوانید »

سنّت مُتَواتِر

در تعریف سنّت متواتر، می‌توان گفت که: سنتی است که آن را تعداد کثیری که عادتاً تبانیِ آن‌ها بر دروغ یا وقوعِ دروغ از جانب آنان بدون قصدِ تبانی محال است، از گروهی مثل خود روایت کرده‌اند و این سلسله تا زمانی که سنّت منقول به رسول خدا می‌رسد، به همین شکل ادامه می‌یابد و مستند علم آنان به این …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از جهتِ رسیدنِ آن به ما

سنت، از حیثِ راه‌های رسیدنِ آن به ما -یعنی روایتِ آن که همان چیزی است که از آن به «سندِ حدیث» تعبیر می‌شود- بنابر دیدگاه احناف، به سنّت متواتر، سنّت مشهور و سنّت آحاد تقسیم می‌شود؛ اما جمهور معتقدند که: به دو قسمتِ سنّت متواتر و سنّت آحاد تقسیم می‌گردد و جمهور سنّت مشهور را هم نوعی از سنّت آحاد …

بیشتر بخوانید »

سنّت تقریری

سنت تقریری، سکوتِ رسول خدا صلی الله علیه وسلم و رد و انکار نکردنِ ایشان در مورد قول یا فعلی است که در حضور ایشان صادر شده است، یا این که در غیاب ایشان صادر شده و ایشان بعداً به آن علم یافته‌اند. این سکوت بر جواز و مباح بودنِ فعل دلالت دارد، زیرا رسول خدا صلی الله علیه وسلم …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۵)

هـ. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را انجام داده‌اند، اما صفت شرعی آن معلوم نیست، لکن می‌دانیم که در آن قصدِ تقرب وجود دارد، مانند انجام برخی از عبادات از جانب ایشان بدون مواظبت بر انجام آن. انجام این نوع از افعال برای امّت مستحب است؛ اما اگر قصد تقرب در آن دیده نشد، فعل ایشان …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۴)

د. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را ابتداءاً انجام داده‌اند [یعنی بدون وجود دستور سابق از قرآن] و صفتِ شرعی آن از قبیل وجوب و ندب و اباحه شناخته شده است، این هم تشریع برای امّت است و حکم فعل رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای مکلّفان ثابت می‌شود، زیرا خدای متعال می‌فرماید: ﴿لَّقَدۡ کَانَ …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۳)

ج. هر فعلی از اعمال ایشان که معلوم شده بیان و تفسیری است برای نص مجملی که در قرآن وارد شده است. در این صورت، بیان و تفسیرِ ایشان تشریع برای امّت بوده، حکم (آن) در مورد ما ثابت است و فعلی که در این صورت از ایشان صادر شده است، حکم نصی را خواهد داشت که فعل آن را …

بیشتر بخوانید »

سنّت عملی (۲)

ب. هر آنچه که ثابت شده که از احکام خاص رسول خداست، این قبیل از احکام تنها به ایشان اختصاص دارد و امّت در آن با وی شریک نیست. مانند اختصاص داشتن روزه‌ی وصال به ایشان، انجام بیش از چهار نکاح و چیزهای دیگر. این امور به ایشان اختصاص دارد و متابعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۲/۱)

سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم می‌شود ۲- سنّت عملی هر چیزی است که رسول خدا ج آن را انجام داده‌اند، مانند ادای نماز با هیأت و ارکان آن، قضاوت کردن با یک شاهد و سوگند مدعی و چیزهایی از این قبیل. برخی از افعال ایشان مصدر و تشریع و قانون‌گذاری است و برخی دیگر فاقد …

بیشتر بخوانید »

انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۱)

سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم می‌شود ۱- سنّت قولی که اقوالِ رسول خداست که در مناسبت‌های مختلف و به اهداف گوناگون بیان داشته‌اند و این همان چیزی است که معمولاً اسم حدیث بر آن اطلاق می‌شود، به طوری که هرگاه اسم حدیث اطلاق شود، این امر به ذهن متبادر می‌شود که مقصود از آن …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۳)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. سوم- دلیل عقلی با دلیل قطعی ثابت شده که محمد صلی الله علیه وسلم، رسول خداست و رسول، به معنیِ مبلغ از جانب خداست. مقتضای ایمان به رسالت پیامبر هم، لزوم اطاعت از …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۲)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. دوم- اجماع مسلمانان از زمان رسول خدا ج تا به امروز، بر وجوبِ عمل به احکامِ موجود در سنّت نبوی و ضرورت رجوع به آن برای شناختِ احکام شرعی و عمل به مقتضای آن‌ها …

بیشتر بخوانید »

سنّت، منبع تشریع (۱)

قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط می‌شود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. اول- قرآن الف. قرآن دلالت دارد بر این که آنچه رسول خدا ج در مقام تشریع بیان می‌کنند، مبنای آن وحی است، یعنی مصدر آن وحی از جانب خداست، خدای متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا یَنطِقُ …

بیشتر بخوانید »

تعریف سنّت

سنّت در لغت، معنایی و در اصطلاح فقها، معنایی و در اصطلاح اصولیون، معنایی دیگر دارد: در لغت، به معنی روش رایج و معمول است که بر آن محافظت شده، عمل بر مبنای مفهوم آن، تکرار می‌شود، مانند این قول الهی که می‌فرماید: ﴿سُنَّهَ ٱللَّهِ فِی ٱلَّذِینَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلٗا۶٢﴾ [الأحزاب: ۶۲]، «این سنّت الهی …

بیشتر بخوانید »

السبکی به سوی عمل کردن به حدیث دعوت می‌کند

  شیخ حافظ الدین السبکی – رحمه الله – به گونه‌ای دیگر که ابن الصلاح آن را بیان نکرده موضوع مورد نظر را مطرح می‌کند بدین صورت که هر گاه شخص مسلمانی کسی را پیدا نکرد که به حدیث مورد نظر او عمل کرده باشد باید چه کار بکند؟ سبکی در جواب این سوال می‌گوید: «معتقدم که باید از حدیث …

بیشتر بخوانید »

دیدگاه ابن الصلاح در رابطه با عمل کردن به حدیث

علاوه بر آنچه که ذکر کردیم، امام نووی – رحمه الله – بعد از سخنان خود خلاف شرایطی را که البوطی در ارتباط با عمل کردن به حدیث توهم کرده است، از ابن الصلاح نقل کرده و می‌گوید: «استاد ابو عمرو می‌گویدهر کس از پیروان مذهب شافعی حدیثی را دید که با مذهب او مخالف است، نگاه می‌کند اگر آلات …

بیشتر بخوانید »

امام شافعی جواب معترضان را می‌دهد

امام بزرگوار، امام شافعی – رحمه الله- علاوه بر این موضوع، اصلی را نیز به آن اضافه کرده وصراحتا در کتاب خود(اختلاف الحدیث)به آن اشاره کرده ومی گوید:وآن دعوت کردن به سوی عمل به سنّت (حدیث)است اگر چه هر انسانی یا هر کسی با این دعوت مخالفت کند و اعترافات ضعیف و بی‌اساسی که دشمنان ما بر می‌انگیزند، ردّ و …

بیشتر بخوانید »

مام شافعی مردم را به سوی عمل کردن به حدیث صحیح اگرصحت آن ثابت شود، دعوت می‌کند اگر چه مردم با آن حدیث مخالف باشند (۲)

امام شافعی – رحمه الله علیه- بعداز اشاره به موضوع قبلی مستقیماً متذکر می‌شود به اینکه هر گاه کسی بگوید: نمونه‌ای برای من بیاور که حضرت عمر در آن، کاری انجام داده باشد سپس با توجه به خبر رسول الله صلی الله علیه وسلم (حدیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم)از کار خود پشیمان شده و رجوع کرده باشد و …

بیشتر بخوانید »

امام شافعی مردم را به سوی عمل کردن به حدیث صحیح اگرصحت آن ثابت شود، دعوت می‌کند اگر چه مردم با آن حدیث مخالف باشند (۱)

سلفی بزرگوار، یاری دهنده دین، امام شافعی – رحمه الله تعالی – این مسأله را به خوبی روشن کرده است، زیرا دراین مورد سخنان گهر باری بیان داشته که بعضی از آن را اگر چه طولانی است ولی بخاطر فایده زیاد و زیبایی بیان و اتمام حجّت آن و محکمی کلام و همچنین شیوه خوب بیان، آن را نقل خواهم …

بیشتر بخوانید »

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۳)

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۳) از نشانه‌های بلاغت در حدیث نبوی این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم اسالیب و روش‌های متنوّعی را به کار می‌گرفتند و براساس شرایط و حالات سخن می‌گفتند. همچنین شیوه‌های متفاوتی را برای تأثیر در نظر می‌گرفتند که در نظریّات و بررسی‌های معاصر فنّ گفتگو و القا نیز به کار می‌رود. اگر کسی در …

بیشتر بخوانید »

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۲)

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۲) ادیب بزرگ؛ مصطفی صادق رافعی دربارۀ بلاغت نبوی می‌گوید: «انسان‎ها در برابر این بلاغت بشری متحیّر مانده و نمی‌توانند به این درجه از بلاغت برسند و بسیار مستحکم و غیرمتکلّفانه است و با وجود سهولت و روانی‌اش، کسی نمی‌تواند به آن دست یابد. این الفاظ را قلبی متّصل به شکوه آفریدگارش ساخته و زبانی …

بیشتر بخوانید »

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۱)

اعجاز لفظی در حدیث نبوی (۱) آنچه دربارۀ اعجاز علوم، اخبار غیبی گذشته و آینده، حکمت‌ها، احکام، نظم، قوانین و سایر موارد قرآن گفته می‌شود، در مورد سنّت نیز صدق می‌کند، زیرا قرآن و سنّت از جانب الله تعالی بوده و رسول الله ج از روی هوی و هوس سخنی نگفته‌اند، بلکه وحی پروردگار را به مردم رسانده‌اند. این مطلب در …

بیشتر بخوانید »

بهترین تحیّت و درود در بین مسلمانان، سلام است

بهترین تحیّت و درود در بین مسلمانان، سلام است یعنی اینکه تحیّت‌گوینده بگوید: السّلام علیکم، یا السّلام علیکم ورحمه الله، یا السّلام علیکم ورحمه الله وبرکاته. و فردی که به وی سلام عرض شده، پاسخ دهد: وعلیکم، یا وعلیکم السّلام، یا وعلیکم السّلام ورحمه الله، یا وعلیکم السّلام ورحمه الله وبرکاته. نووی می‌گوید: «مستحب است کسی که شروع به سلام …

بیشتر بخوانید »

پیامبر مردم را بر افشا و آشکارساختن سلام تشویق نموده

پیامبر مردم را بر افشا و آشکارساختن سلام تشویق نموده و آن را یکی از بزرگ‌ترین اسباب مهربانی و محبّت و ورود به بهشت دانستند. ابوهریره  نقل نموده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا تَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ حَتَّى تُؤْمِنُوا، وَلَا تُؤْمِنُوا حَتَّى تَحَابُّوا، أَوَلَا أَدُلُّکُمْ عَلَى شَیْءٍ إِذَا فَعَلْتُمُوهُ تَحَابَبْتُمْ؟ أَفْشُوا السَّلَامَ بَیْنَکُمْ»[۱]؛ «وارد بهشت نمی‌شوید تا اینکه ایمان بیاورید …

بیشتر بخوانید »

تشویق اسلام بر نظافت عمومی

تشویق اسلام بر نظافت عمومی متون فراوانی دربارۀ نظافت خانه‌ها، راه‌ها، لباس‌ها و امثال آن بیان شده است؛ از جمله: ۱- دورکردن اسباب آزار و اذیّت مردم از میان راه‌ها، شاخه‌ای از شاخه‌های ایمان است. ابوهریره روایت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْإِیمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ -أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ – شُعْبَهً، فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَدْنَاهَا …

بیشتر بخوانید »

مشروعیّت غسل

مشروعیّت غسل غسل یعنی شستن تمامی بدن به‎وسیلۀ آب. الله ـ می‌فرماید: ﴿وَإِن کُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ﴾ [المائده: ۶] «و اگر جنب [ناپاک] بودید، پس خود را پاک سازید [و غسل کنید].» ﴿وَیَسۡ‍َٔلُونَکَ عَنِ ٱلۡمَحِیضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِی ٱلۡمَحِیضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ یَطۡهُرۡنَۖ فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَیۡثُ أَمَرَکُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِینَ وَیُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِینَ﴾ [البقره: ۲۲۲] «و …

بیشتر بخوانید »

درباره وضو گرفتن

درباره وضو گرفتن شایسته است که موارد زیر را یادآور شویم: ۱- وضو فقط به معنای شستن اعضای ظاهری و پاک‌کردن بدن چندین مرتبه در شبانه‌روز نیست. بلکه اثر معنوی و روانی که انسان مسلمان پس از وضو آن را احساس می‌کند، بسیار عمیق و غیر قابل توصیف است؛ به‎ویژه زمانی که وضو به طور صحیح و کامل و با …

بیشتر بخوانید »

مشروعیّت وضو

مشروعیّت وضو وضو نوعی طهارت و پاکی به‎وسیلۀ آب و مربوط به صورت، دو دست و پاهاست. شستن این اعضا [علاوه بر مسح سر] فرایض وضو به شمار می‌روند. وضو سنّت‌هایی نیز دارد؛ مانند گفتن «بسم الله» در ابتدای وضو، مسواک‌زدن قبل از آن، شستن دست‌ها [تا مچ] سه مرتبه در آغاز وضو، سه بار مضمضه‌کردن، سه مرتبه بینی‌افشاندن؛ یعنی …

بیشتر بخوانید »

مضمضه

مضمضه یعنی حرکت‌دادن و چرخاندن آب در دهان به هنگام وضو تا دهان پاک و تمیز شود. دانش معاصر به این نتیجه رسیده که مضمضه دهان و حلق را در برابر عفونت‌ها حفاظت می‌کند و ترشّحات لثه را از بین می‌برد و نیز دندان‎ها را سالم نگه‌ می‌دارد و آن‎ها را از زواید غذایی باقی‌مانده در لابلای دندان‎ها، تمیز می‌نماید. …

بیشتر بخوانید »

استنجاء یا همان «انتقاص الماء»

استنجاء یا همان «انتقاص الماء» یعنی پاکسازی آنچه از جلو یا عقب خارج شود به‎وسیلۀ آب یا سنگ. این کار لازم و از شروط طهارت است.[۱] الله ﻷ در توصیف اهل قبا می‌فرماید: ﴿فِیهِ رِجَالٞ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُواْۚ وَٱللَّهُ یُحِبُّ ٱلۡمُطَّهِّرِینَ﴾ [التّوبه: ۱۰۸] «در آن مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه شوند، و الله پاکیزگان را دوست دارد.» ابن جوزی می‌گوید: …

بیشتر بخوانید »

تراشیدن موی زیر ناف

تراشیدن موی زیر ناف مراد از «عانه» موهایی است که بالای آلت تناسلی مرد و در اطراف آن رشد می‌کند و نیز موهایی که در اطراف فرج زن وجود دارد. موهایی که پیرامون مقعد بیرون می‌آید هم همین حکم را دارد.[۱] نووی می‌گوید: «نتیجه آنکه تراشیدن موهای آلت تناسلی و پشت و اطراف آن مستحب و پسندیده است. دربارۀ زمان …

بیشتر بخوانید »

کندن موی زیر بغل

کندن موی زیر بغل یعنی پاکسازی موهایی که در زیر بغل می‌روید. نووی می‌گوید: «کندن موی زیر بغل قطعاً و به اتّفاق همه، سنّت به شمار می‌رود و بهتر است کسی که می‌تواند، آن‎ها را بکَند و تراشیدن نیز جایز است.»[۱] [۱]– صحیح مسلم بشرح النّووی، ج ۳، ص ۱۴۹٫

بیشتر بخوانید »

شستن بندها و لابلای انگشتان

شستن بندها و لابلای انگشتان «براجم» جمع «بُرجُمه» است. نووی می‌گوید: «براجم یعنی بند و مفاصل تمامی انگشتان. عالمان چنین گفته‌اند: چرک لابلای گوش‌ها و میان سوراخ گوش نیز حکم کثافتی بند انگشتان را دارد که باید به‎وسیلۀ مسح پاک شود و بسا اوقات، زیادشدن آن‎ها به شنوایی انسان ضرر می‌رساند. همچنین آنچه داخل بینی جمع می‌شود و نیز تمامی …

بیشتر بخوانید »

کوتاه‌کردن ناخن‌ها

کوتاه‌کردن ناخن‌ها بر اساس برخی روایات،[۱] مراد چیدن و قطع آن‎هاست. بدون تردید کوتاه‌کردن ناخن‌ها سبب حفاظت انسان از میکروب‌هایی می‌شود که در زیر ناخن‌های بلند وجود دارد. [۱]– نک: صحیح مسلم، شمارۀ حدیث: ۲۵۷٫

بیشتر بخوانید »

استنشاق آب

استنشاق آب یعنی شستن بینی در موقع وضو و داخل‌کردن آب در بینی و خارج‌کردن آن. این کار در وضو و غسل جایز است و باید که بینی تمیز و پاک شود، چون بسیاری از چرک‌ها و بخارها و … وارد بینی می‌شود و انسان نیاز به خارج‌کردن آن‎ها دارد.[۱] این عمل علاوه بر پاداشی که دارد، باعث نظافت و …

بیشتر بخوانید »