سنّت متواتر، گاهی قولی است و گاهی عملی. سنّت متواترِ قولی اندک است، اما سنّت متواتر عملی زیاد است. اینک، به صورتی بسیار مختصر در مورد این دو بحث میشود. سنت متواترِ قولی دو نوع است: لفظی و معنوی. ۱- متواتر لفظی آن است که لفظش متواتر است، مانند این حدیث که میفرماید: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّدًا فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنِ …
بیشتر بخوانید »Monthly Archives: دسامبر 2017
سنّت مُتَواتِر
در تعریف سنّت متواتر، میتوان گفت که: سنتی است که آن را تعداد کثیری که عادتاً تبانیِ آنها بر دروغ یا وقوعِ دروغ از جانب آنان بدون قصدِ تبانی محال است، از گروهی مثل خود روایت کردهاند و این سلسله تا زمانی که سنّت منقول به رسول خدا میرسد، به همین شکل ادامه مییابد و مستند علم آنان به این …
بیشتر بخوانید »انواع سنّت از جهتِ رسیدنِ آن به ما
سنت، از حیثِ راههای رسیدنِ آن به ما -یعنی روایتِ آن که همان چیزی است که از آن به «سندِ حدیث» تعبیر میشود- بنابر دیدگاه احناف، به سنّت متواتر، سنّت مشهور و سنّت آحاد تقسیم میشود؛ اما جمهور معتقدند که: به دو قسمتِ سنّت متواتر و سنّت آحاد تقسیم میگردد و جمهور سنّت مشهور را هم نوعی از سنّت آحاد …
بیشتر بخوانید »سنّت تقریری
سنت تقریری، سکوتِ رسول خدا صلی الله علیه وسلم و رد و انکار نکردنِ ایشان در مورد قول یا فعلی است که در حضور ایشان صادر شده است، یا این که در غیاب ایشان صادر شده و ایشان بعداً به آن علم یافتهاند. این سکوت بر جواز و مباح بودنِ فعل دلالت دارد، زیرا رسول خدا صلی الله علیه وسلم …
بیشتر بخوانید »سنّت عملی (۵)
هـ. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را انجام دادهاند، اما صفت شرعی آن معلوم نیست، لکن میدانیم که در آن قصدِ تقرب وجود دارد، مانند انجام برخی از عبادات از جانب ایشان بدون مواظبت بر انجام آن. انجام این نوع از افعال برای امّت مستحب است؛ اما اگر قصد تقرب در آن دیده نشد، فعل ایشان …
بیشتر بخوانید »سنّت عملی (۴)
د. آنچه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آن را ابتداءاً انجام دادهاند [یعنی بدون وجود دستور سابق از قرآن] و صفتِ شرعی آن از قبیل وجوب و ندب و اباحه شناخته شده است، این هم تشریع برای امّت است و حکم فعل رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای مکلّفان ثابت میشود، زیرا خدای متعال میفرماید: ﴿لَّقَدۡ کَانَ …
بیشتر بخوانید »سنّت عملی (۳)
ج. هر فعلی از اعمال ایشان که معلوم شده بیان و تفسیری است برای نص مجملی که در قرآن وارد شده است. در این صورت، بیان و تفسیرِ ایشان تشریع برای امّت بوده، حکم (آن) در مورد ما ثابت است و فعلی که در این صورت از ایشان صادر شده است، حکم نصی را خواهد داشت که فعل آن را …
بیشتر بخوانید »سنّت عملی (۲)
ب. هر آنچه که ثابت شده که از احکام خاص رسول خداست، این قبیل از احکام تنها به ایشان اختصاص دارد و امّت در آن با وی شریک نیست. مانند اختصاص داشتن روزهی وصال به ایشان، انجام بیش از چهار نکاح و چیزهای دیگر. این امور به ایشان اختصاص دارد و متابعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این …
بیشتر بخوانید »انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۲/۱)
سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم میشود ۲- سنّت عملی هر چیزی است که رسول خدا ج آن را انجام دادهاند، مانند ادای نماز با هیأت و ارکان آن، قضاوت کردن با یک شاهد و سوگند مدعی و چیزهایی از این قبیل. برخی از افعال ایشان مصدر و تشریع و قانونگذاری است و برخی دیگر فاقد …
بیشتر بخوانید »انواع سنّت از حیث ماهیتِ آن (۱)
سنّت از حیث ماهیت و ذاتِ آن، به سه نوع تقسیم میشود ۱- سنّت قولی که اقوالِ رسول خداست که در مناسبتهای مختلف و به اهداف گوناگون بیان داشتهاند و این همان چیزی است که معمولاً اسم حدیث بر آن اطلاق میشود، به طوری که هرگاه اسم حدیث اطلاق شود، این امر به ذهن متبادر میشود که مقصود از آن …
بیشتر بخوانید »سنّت، منبع تشریع (۳)
قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط میشود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. سوم- دلیل عقلی با دلیل قطعی ثابت شده که محمد صلی الله علیه وسلم، رسول خداست و رسول، به معنیِ مبلغ از جانب خداست. مقتضای ایمان به رسالت پیامبر هم، لزوم اطاعت از …
بیشتر بخوانید »سنّت، منبع تشریع (۲)
قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط میشود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. دوم- اجماع مسلمانان از زمان رسول خدا ج تا به امروز، بر وجوبِ عمل به احکامِ موجود در سنّت نبوی و ضرورت رجوع به آن برای شناختِ احکام شرعی و عمل به مقتضای آنها …
بیشتر بخوانید »سنّت، منبع تشریع (۱)
قبلاً ذکر شد که: سنّت یکی از مصادری است که از آن احکامِ تشریعی استنباط میشود و دلیل این موضوع هم، قرآن، اجمال و دلیل عقلی است. اول- قرآن الف. قرآن دلالت دارد بر این که آنچه رسول خدا ج در مقام تشریع بیان میکنند، مبنای آن وحی است، یعنی مصدر آن وحی از جانب خداست، خدای متعال میفرماید: ﴿وَمَا یَنطِقُ …
بیشتر بخوانید »تعریف سنّت
سنّت در لغت، معنایی و در اصطلاح فقها، معنایی و در اصطلاح اصولیون، معنایی دیگر دارد: در لغت، به معنی روش رایج و معمول است که بر آن محافظت شده، عمل بر مبنای مفهوم آن، تکرار میشود، مانند این قول الهی که میفرماید: ﴿سُنَّهَ ٱللَّهِ فِی ٱلَّذِینَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلٗا۶٢﴾ [الأحزاب: ۶۲]، «این سنّت الهی …
بیشتر بخوانید »دلالتِ قرآن بر احکام
قبلاً ذکر شد که ورودِ قرآن قطعی است، یعنی به صورت قطعی و یقینی ثابت شده است، زیرا به طریقِ تواتر -که روشی است که افادهکنندهی علم و یقین به صحت منقول است- به ما رسیده است؛ پس در این صورت، احکام قرآن نیز قطعی الثبوت است، اما دلالت آن بر احکام گاهی قطعی و گاهی ظنی است: ۱- اگر …
بیشتر بخوانید »هنگامی که حکمِ فعل، اباحه است
حکمِ فعل، اباحه است: اگر با لفظی وارد شود که بر مباحبودن آن دلالت دارد، مانند: اِحلال (حلال کردن) إذن، نفیِ حرج، نفیِ گناه و یا مورد انکار قرار دادن کسی که آن را حرام کرده است و چیزهایی از این قبیل.
بیشتر بخوانید »هنگامی که حکمِ فعل، حرمت یا کراهت است
حکمِ فعل، حرمت یا کراهت است: اگر با صیغهای ذکر شود که دلالت بر این کند که شارع ترک آن یا دوریگرفتن از آن را طلب کرده است، یا بر وجهی ذکر شود که مقتضی نکوهش و ذمِّ آن عمل یا فاعل آن باشد، یا این که گفته شود که آن فعل سببِ عذاب یا خشم و نارضایتی خداوند و …
بیشتر بخوانید »هنگامی که حکم فعل، وجوب یا ندب است
حکم فعل، وجوب یا ندب است: اگر با صیغهی دال بر وجوب یا ندب بیاید، یا این که در قرآن ذکر شود و همراه آن هم مدحِ آن امر یا محبت بدان یا ستایشِ آن یا فاعلِ آن فعل بیاید، یا این که با آن اجزای نیک و ثواب برای فاعل آن ذکر شود.
بیشتر بخوانید »حرام، گاهی در قالب صیغهی نهی بیان میشود
حرام، گاهی در قالب صیغهی نهی بیان میشود، مانند این آیه که میفرماید: ﴿وَلَا تَقۡتُلُواْ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِی حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ﴾ [الأنعام: ۱۵۱]، «کسی را بدون حق مَکُشید که خداوند آن را حرام کرده است». نیز این که میفرماید: ﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَیۡدِیکُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُکَهِ﴾ [البقره: ۱۹۵]، «خود را با دست خویش به هلاکت نیندازید». گاهی دیگر، با دادن وعدهی عقاب …
بیشتر بخوانید »روش قرآن در بیان احکام
قرآن، بنابر اقتضایِ بلاغت داشتن و معجزه و کتاب هدایت و ارشاد بودنِ خود، با اسلوبها و روشهای مختلفی به بیان احکام میپردازد، چنان که احکام را به صورتی مطرح میکند که مردم را به اجرا تشویق کرده، از مخالفت و عناد با آن منزجر و بیزار میکند و به همین دلیل، میبینیم که امور واجب، گاهی در قالب صیغهی …
بیشتر بخوانید »احکامی که در قرآن به صورت مجمل آمده و حکم آن تفصیل داده نشده است
از جملهی احکامی هم که در قرآن به صورت مجمل آمده و حکم آن تفصیل داده نشده است، موارد زیر است: ۱- امر به پرداخت زکات: خدای متعال میفرماید: ﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَهٗ﴾ [التوبه: ۱۰۳]، «از اموال آنان زکات بگیر». ۲- قصاص: خدای متعال میفرماید: ﴿وَلَکُمۡ فِی ٱلۡقِصَاصِ حَیَوٰهٞ یَٰٓأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾ [البقره: ۱۷۹]، «ای صاحبانِ خرد! در قصاص، برای شما …
بیشتر بخوانید »چگونگی بیانِ احکام در قرآن
خدای متعال میفرماید: ﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَیۡکَ ٱلۡکِتَٰبَ تِبۡیَٰنٗا لِّکُلِّ شَیۡءٖ﴾ [النحل: ۸۹]، «ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا بیانگر همه چیز باشد». و نیز میفرماید: ﴿مَّا فَرَّطۡنَا فِی ٱلۡکِتَٰبِ مِن شَیۡءٖۚ﴾ [الأنعام: ۳۸]، «ما در این کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردهایم». پس در قرآن کریم همهی احکام شرعی بیان شده است و تنها این هست که بیانِ …
بیشتر بخوانید »احکام قرآن
قرآن مشتمل بر احکام زیاد و متنوعی است که میتوان این احکام را به سه دسته تقسیم کرد: نوع اول: احکامِ متعلّق به عقیده، مانند ایمان به خدا و ملایکه و کتب و انبیایِ وی و روزِ آخرت. این دسته، احکامِ اعتقادی هستند و در علم توحید (کلام) مورد بررسی قرار میگیرند. نوع دوم: احکامِ متعلّق به تهذیب نفس و …
بیشتر بخوانید »جهتهای اعجاز قرآن (۴)
۴- اشاره به برخی از حقایقِ هستی که علم جدید هم آنها را به اثبات رسانده و پیش از آن کسی آنها را نمیدانست، از جمله خدای متعال میفرماید: ﴿أَوَ لَمۡ یَرَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ کَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ کُلَّ شَیۡءٍ حَیٍّۚ أَفَلَا یُؤۡمِنُونَ٣٠﴾ [الأنبیاء: ۳۰]، «آیا کافران نمیبینند که آسمانها و زمین پیشتر به هم …
بیشتر بخوانید »جهتهای اعجاز قرآن (۳)
۳- خبر دادن قرآن از وقایع و رویدادهای مربوط به امتهای سابق که اعراب -به علّت عدم وجود آثار و نشانههایی دال بر آنها- کاملاً از آن بیخبر بودند؛ خدای متعال در اشاره به این نوع از اَخبار میفرماید: ﴿تِلۡکَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَیۡبِ نُوحِیهَآ إِلَیۡکَۖ مَا کُنتَ تَعۡلَمُهَآ أَنتَ وَلَا قَوۡمُکَ مِن قَبۡلِ هَٰذَا﴾ [هود: ۴۹]، «این، جزوِ اخبارِ غیب …
بیشتر بخوانید »جهتهای اعجاز قرآن (۲)
۲- خبر دادنِ قرآن از وقایعی در آینده که این وقایع روی هم دادند، از جمله خدای متعال میفرماید: ﴿الٓمٓ١ غُلِبَتِ ٱلرُّومُ٢ فِیٓ أَدۡنَى ٱلۡأَرۡضِ وَهُم مِّنۢ بَعۡدِ غَلَبِهِمۡ سَیَغۡلِبُونَ٣ فِی بِضۡعِ سِنِینَۗ﴾ [الروم: ۱-۴]، «الف لام میم. رومیان (از ایرانیان) شکست خوردهاند. این شکست در نزدیکترین سرزمین به ایشان روی داده است و ایشان، بعد از شکستشان، پیروز خواهند …
بیشتر بخوانید »جهتهای اعجاز قرآن (۱)
قرآن از جهتهای زیادی معجزه میباشد، از جمله: ۱- بلاغت قرآن که موجبِ سرگشته و تسلیمشدن و متحیر گشتن اعراب شد، چنان بلاغتی که قبلاً در هیچ کلامِ دیگری، چه نظم و چه نثر دیده نشده بود و با وجود شمول قرآن بر موضوعات و احکام مختلف و نزول آن در زمانهای متفاوت و دور از هم، این بلاغت در …
بیشتر بخوانید »ویژگیهای قرآن (۵)
۵- قرآن، معجزه است و این یعنی آن که تمام بشر از آوردن چیزی مثل آن عاجز و ناتوان هستند. این اعجاز با مبارزهطلبی قرآن از اعرابِ مخالف (اسلام) هم ثابت شد، چه قرآن آنان را به مبارزه فرا خواند و خواست تا کتابی مثل آن بیاورند، اما آنان ناتوان ماندند و سپس، آنان را به مبارزه فرا خواند و …
بیشتر بخوانید »ویژگیهای قرآن (۴)
۴- قرآن از تحریف و کم و زیاد شدن مصون و محفوظ است، زیرا خدای متعال میفرماید: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّکۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩﴾ [الحجر: ۹]، «ما خود قرآن را فرستادهایم و خود ما پاسدار آن هستیم». و بنابراین، هیچ نقص و اضافهای در آن وجود ندارد و هیچ آفریدهای نمیتواند چیزی به آن اضافه نماید و یا چیزی از …
بیشتر بخوانید »ویژگیهای قرآن (۳)
۳- قرآن به صورتِ متواتر به ما رسیده است، یعنی قرآن را قومی که به علّت تعداد زیاد بودنِ آنان و اختلاف مکانشان، همدستیِ آنها برای دروغ گمان نمیرود و منتفی است، از قومی مثل خود برای ما نقل کردهاند و این سلسله تا وقتی که به رسول خدا ج میرسد، بدین صورت ادامه مییابد و بدین ترتیب، ابتدای سلسلهی نقل، …
بیشتر بخوانید »ویژگیهای قرآن (۲)
۲- قرآن، مجموعِ لفظ و معنی است، (یعنی چیزی است که با لفظ و معنا، هردو نازل شده است و بنابراین، احادیثِ قدسی، قرآن نیستند، زیرا لفظ این احادیث از جانب خدای متعال نیست) و لفظ آن با زبان عربی نازل شده است، خدای متعال میفرماید: ﴿إِنَّا جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِیّٗا لَّعَلَّکُمۡ تَعۡقِلُونَ٣﴾ [الزخرف: ۳]، «ما قرآن را به زبان عربی …
بیشتر بخوانید »ویژگیهای قرآن (۱)
۱- قرآن، کلام خداست که بر پیامبر او، محمدج نازل شده است و بنابراین، دیگر کتبِ آسمانی، چون تورات و انجیل، جزء قرآن به حساب نمیآیند، زیرا بر محمد ج نازل نشدهاند.
بیشتر بخوانید »تعریف و حجیتِ قرآن
قرآن مشهورتر از آن است که تعریف شود؛ اما با این وجود، اصولیون به تعریف آن همّت گماردهاند و تعاریف گوناگونی برای آن ارائه دادهاند و هرکدام تلاش کرده که تعریفِ او جامع و مانع باشد[۱]. از جملهی این تعاریف است: «قرآن، کتابی است که بر رسول خدا، محمد ج نازل شده و در مصحفها نگاشته شده و به صورتی متواتر …
بیشتر بخوانید »ترتیب ادلّه
در مباحث قبلی، ادلّهی مورد اتفاق و ادلّهی مورد اختلاف ذکر گردید و بیان شد که: قرآن مرجع همه ادلّه و مصدرِ همهی مصادر است؛ پس بدیهی است که در هنگام ارادهی شناخت حکم شرعی، باید در ابتدا به قرآن رجوع کرد و سپس، اگر حکم در آن وجود نداشت، واجب است که به سنّت مراجعه شود، زیرا سنّت مبین …
بیشتر بخوانید »کتاب (قرآن) مرجع همهی انواع ادلّه
گفتیم: ادلّه به دو دستهی نقلی و عقلی تقسیم میشوند. با تأمل هم درمییابیم که ادلّهی شرعی محصور در کتاب و سنّت هستند، زیرا ادلّهی ثابتِ موجود تنها با قرآن و سنّت است که ثبوت و وجود یافتهاند، چون که با این دو است که ادلّه صلاحیت این را یافتهاند که مورد اعتماد قرار بگیرند و بنابراین، از دو جهت، …
بیشتر بخوانید »تقسیم ادله، از حیث رجوعِ آنها به نقل یا رأی
ادلّه با توجّه به جهتی که از آن مورد ملاحظه قرار میگیرند، به انواع مختلفی تقسیم میشوند که در زیر به برخی از این تقسیمات اشاره میشود. تقسیم دوم ادله، از حیث رجوعِ آنها به نقل یا رأی، به دو نوع تقسیم میشوند: ۱- ادلهی نقلی: این نوع شامل کتاب (قرآن) و سنّت است. اجماع و مذهبِ صحابی و شرعِ …
بیشتر بخوانید »تقسیم ادلّه، از جهت میزانِ اتفاق و اختلاف در مورد (حجّیت) آنها
تقسیمات ادلّه ادلّه با توجّه به جهتی که از آن مورد ملاحظه قرار میگیرند، به انواع مختلفی تقسیم میشوند که در زیر به برخی از این تقسیمات اشاره میشود. تقسیم اول ادلّه، از جهت میزانِ اتفاق و اختلاف در مورد (حجّیت) آنها، به سه دسته تقسیم میشوند: ۱- ادلّهای که ائمّهی مسلمین، همه در مورد حجّیت آنها اتفاقنظر دارند؛ این …
بیشتر بخوانید »ادله ی احکام شرعی
احکام شرعی فقط از طریق ادلّهای شناخته میشوند که شارع آنها را برپا داشته تا مکلّفان را به آن احکام ارشاد و راهنمایی کنند. این ادلّه، اصول احکام، یا مصادر شرعیِ احکام و یا ادلّهی احکام نامیده میشوند. این اسامی مترادف هستند و معنای واحدی دارند. دلیل در لغت هر آن چیزی است که در آن دلالت و ارشادی به …
بیشتر بخوانید »اکراه فعلی و حکم آن
نوع دوم از مکرَهٌ علیه، افعال هستند. قبلاً در مورد نوع اول آن، یعنی اقوال، سخن به میان آمد. به صورت خلاصه میتوان گفت که: اگر اکراه غیر ملجیء باشد و مکرَه فعل را انجام دهد، وی به تنهایی مسؤولیت کامل فعل خود را متحمل میشود و اثر آن کاملاً بر وی مترتب میشود؛ اما اگر اکراه ملجیء باشد، افعالِ …
بیشتر بخوانید »اکراه قولی و حکم آن (۳)
قول راجح از دید ما، قول جمهور راجح است که میگویند: تصرفات قولیِ مکرَه واقع نمیشود، خواه مانند طلاق و نکاح قابل فسخ نباشد و خواه مانند بیع و اجاره قابل فسخ باشد و بنابراین، تصرفات (قولی) مکرَه باطل است. آنچه احناف ذکر کردهاند، دلیلی برای قول آنها نمیشود و همهی آنچه ذکر کردهاند قابل رد و مناقشه است، از …
بیشتر بخوانید »اکراه قولی و حکم آن (۲)
اما شافعیه و جعفریه و حنابله و دیگران معتقدند که: بر قول مکرَه حکمی مترتب نمیشود، بلکه اقوال وی هدر و تباه میشود و طلاق و بیع و دیگر تصرفات قولیِ وی واقع نمیشود. این گروه برای دیدگاه خود چند دلیل دارند: ۱٫ خدای متعال از کسی که در حال اجبار و اکراه به سخن کفرآمیز تکلم میکند، حکم کفر …
بیشتر بخوانید »اکراه قولی و حکم آن (۱)
پس از بیان این قاعده در نزد حنفیه و غیر آنان، باید بگوییم که: اکراه یا قول است و یا فعل و هرکدام از آنها هم، در پرتو قاعدهی سابق، حکم خاص خود را دارند، به تفصیل زیر ۱- اقوال اقوال، اگر اقرار باشند، حکم عدمِ اعتبار آنهاست، زیرا اعتبارِ اقرار فقط به خاطر رجحان جانب صدق در آن است، …
بیشتر بخوانید »اثر اکراه در تصرفات مکره
قبل از بیان اثرِ اکراه در تصرفات مکرَه، یعنی بیانِ حکم تصرفات وی، لازم است که قاعدهای ذکر شود که احکام تصرفات قولی یا فعلی مکره بر آن بنا شده است. قاعدهی مذکور در نزد احناف این است که: اکراه هیچ تأثیری در ابطال و هدر دادنِ تصرفات قولی یا فعلی مکلّف ندارد، بلکه تأثیر آن فقط در تغییر دادنِ …
بیشتر بخوانید »منافات اکراه با اهلیت
کراه، خواه ملجیء و خواه غیر ملجیء، با هیچکدام از دو اهلیتِ ادا و اهلیت وجوب منافات ندارد و موجب سقوط خطاب از مکرَه هم نمیشود. دلیل عدم منافات آن با دو نوع اهلیت این است که اهلیت با ذمّه و عقل و بلوغ ثابت و موجود است و اکراه اخلالی در این موارد ایجاد نمیکند و دلیل عدم سقوط …
بیشتر بخوانید »انواع اکراه
احناف، اِکراه را به اکراهِ مُلجیء یا کامل و تام و اکراهِ غیر مُلجیء یا ناقص تقسیم میکنند[۱]. الف. اکراهِ مُلجیء اکراهی است که با تهدید به اتلاف نفس (کشتن) یا با تهدید به اتلاف یک عضو از بدن صورت میگیرد، زیرا حرمت اعضای بدن هم به تبعیت از نفس و جان انسان، همانندِ حرمت نفس انسان است و نیز، …
بیشتر بخوانید »
وب سایت اختصاصی اهل سنت و جماعت ایران زمین