نمونه مثال هایی از باورهای سلفی

                  

  • برتر بودن محمد صلى الله علیه و سلم بر تمام پیامبران و رسولان دیگر علیهم الصلاه و السلام.

  • اثبات شفاعت عظمی برای رسول الله در محشر و نیز شفاعت برای مسلمانانی از امت وی که مرتکب گناهان شده­ اند .

  • معجزات مادی ایشان صلی الله علیه وسلم. البته نه قرآن کریم.

  • آن­چه در روایات در مورد ابتدای آفرینش، ویژگی فرشتگان و جنیات و ویژگی بهشت و جهنم، آمده است. و این­که بهشت و جهنم الآن آفریده شده­ اند.

  • اعتقاد قطعی بر بهشتی بودن ده یار بهشتی.

  • ایمان به ترازوی دو کفّه در روز قیامت.

  • ایمان به حوض رسول الله صلی الله علیه وسلم به نام کوثر. و ایمان به این­که اگر کسی از آن بنوشد هرگز دوباره تشنه نخواهد شد.

  • ایمان به قلم و این­که کل چیز را نوشته است.

  • ایمان به این که الله خوردن اجساد پیامبران علیهم السلام را بر زمین حرام نموده است.

  • ایمان به نشانه­ های قیامت. از قبیل خروج مهدی، ظهور دجال و فرود آمدن عیسی از آسمان و … .

  • ایمان به معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم و مشاهده­ ی نشانه­ های بزرگ الهی در سفر معراج.

  چنان­که سلف صالح در مسایل عقیده ­ای یا ایدئولوژی و توحید، اجتهادات عقلیِ خویش را بر ادلّه ­ی شرعی مقدّم نمی­ کردند، هم­چنین اجتهادات فقهی در مسایل فقه را بر ادلّه ­ی شرعی مقدم نمی ­داشتند. لذا خط­ مشی آنان در این زمینه، تبعیت از احکام فقهیِ مبتنی بر کتاب الله و سنت و ترک آراء و نظریات مخالف با این دو منبع بوده است. ایشان در تمام موارد برای مجتهدِ مخالف، عذر می ­آوردند و قبول نکردن اقوال ایشان را عیب و نقصی در امامت و صالح بودن وی نمی ­دانستند[۱]. اما مقلدان ائمه، می­ دانستند اجتهاد امامانشان صراحتاً مخالف کتاب الله و سنت است، ولی آنان را معذور نمی ­دانستند. روش سلف این بود که خود را به تمام فتواهای یک امام مقید نمی­ کردند.  ایشان اجتهاد را لازمه ­ی کسی می­ دانستند که قدرت اجتهاد را داشته و واجد الشرایط باشد. لذا بر شخص عامی همین بس که به گمان غالبش از کسی که دارای علم و دین است، پیروی نماید. اما عالم باید قول برتر و راجح ­تر را برگزیند. لذا سزاوار است تألیفات ائمه ­ی چهارگانه و دیگران را بدون تعصب نسبت به نظر یکی از آنان، بررسی نماید[۲]. خودِ ائمه شاگردان و پیروان خویش را تشویق نموده­ اند که هر گاه دیدید اجتهاد و نظرِ ما با قرآن و حدیث موافق نیست، قرآن و حدیث را بر اجتهادات ما مقدم دارید.  امام شافعی می­ گوید: هر گاه حدیث صحیح شد، مذهب من هم همان است. و چون دیدید سخنم با حدیث در تضاد است، به حدیث عمل کنید و کلامم را به دیوار بکوبید. امام احمد : می ­گوید: هیچ کس حق ندارد همراهِ الله و رسولش صلی الله علیه وسلم حرفی بزند. امام مالک  گوید: به جز رسول الله صلی الله علیه وسلم، حرف هر کس قابل پذیرش و رد شدن است. امام ابوحنیفه چنین گفته است: شایسته نیست کسی که دلیلم را نمی ­داند، فتوای مرا به دیگران ارائه دهد.

 نتیجه: احکام شرعی شامل دو بخشِ، ۱- قطعیِ یقینی                ۲- ظنی و غیر قطعی، می­ شود.

احکام قطعی خود بر دو بخش است: احکام قطعی که تمام مسلمانان، عام و خاص، به علت شهرتش آن را می ­دانند. مانند: وجوب روزه ماه مبارک رمضان، نمازهای پنج­ گانه، حرام بودن مشروبات الکلی، حرمت زنا و واجب بودن غسل جنابت. این احکام المَعلُومُ مِنَ الدِّینِ بِالضُّرُورَه (ثابت شده­ی صدر در صد) نامیده می ­شوند. هر کس با این گونه احکام مخالفت ورزد (قبول نکند) بدون چون و چرا کافر است. ب: احکام قطعی که فقط علماء از آن آگاه­اند و عموم مردم آن را نمی ­دانند. مانند این که: شخصی یک خانم و خاله­ یا عمّه ­ی آن خانم را هم­زمان ازدواج کند، یا این­که مادر بزرگ یک ششم از متوفّی میراث می ­برد، یا این­که اگر کسی عمداً مرتکب قتل شده باشد، از مقتول میراث نمی­ برد. این احکام با وجود این­که قطعی هستند، اما کسی که این احکام را نداند، تا وقتی بر او اتمام حجت نشود و آگاه نگردد، کافر محسوب نمی ­شود. امام نووی در شرح مسلم از امام خطابی :  بعد از این که مانعین زکات در عهد ابوبکر ا را سرکش و طغیان­گر می­خواند، چنین نقل می­ کند: اگر گویند: چگونه جریان مانعین زکات را تأویل کردی و بر اساس قاعده ­ی خودت آنان را کافر ندانسته و از سرکشان به حساب آوردی؟ و آیا اگر اکنون در دوران ما گروهی از مسلمانان فرض بودنِ زکات را منکِر باشند و از پرداخت آن سر باز زنند، آیا حکم سرکشان را دارند؟ می­ گوییم: خیر. اگر کسی امروزه منکر فرض بودن زکات باشد، به اجماع مسلمین کافر است. فرق بین منکران صدر اول اسلام با منکران امروزی این است که در آن دوران، علت ­ها و سبب ­هایی بود که امروزه وجود ندارد. یکی این­که آنان در دورانی زندگی می ­کردند که احکام شرع گاهاً منسوخ می ­شد؛ و در امور دین آگاهی کامل نداشته و تازه مسلمان بودند. لذا دچار شبهه و تردید شده و معذور بودند. اما امروزه دین اسلام انتشار یافته و تمام مسلمین اعم از خاص و عام، باسواد و بی ­سواد آن را می ­دانند. پس عذر هیچ کس در انکارِ زکات، هر چند هم که تأویل کنند، پذیرفته نیست.

  و همین­ گونه انکار هر یک از امور دین که دانستن آن میان مردم، مشهور و اظهر من الشمس است، کفر محسوب  می ­شود. مانند: نماز­های پنچ­گانه، روزه، غسل جنابت، حرمت زنا و مشروبات الکلی، ازدواج با محارم و مانند آن. مگر این­که شخص تازه مسلمان باشد و حد وحدود شرعی را نداند. اگر چنین شخصی بر اساس عدم آگاهی حکمی را انکار نمود، کافر نمی­ گردد. حکم او مانند دیگر مسلمانان است و هنوز در دایره ­ی اسلام باقیست. اما اموری مانند: حرمت ازدواج نمودنِ خانم، همراهِ خاله یا عمه­اش در یک زمان، میراث نبردن قاتلِ قتلِ عمد از مقتول، ندانسن این­که مادربزرگ یک ششم میراث می­ برد، و احکامی این­چنین که از طریق خاص (علماء) بر آن اجماع شده است، منکرش کافر نمی ­شود. بلکه او را معذور می ­دانیم. چرا که عموم مردم از این مسایل آگاهی ندارند.(پایان کلام خطابی).

 احکام ظنّی: اگر کسی با احکام ظنّیِ دین که امت مسلمان آن را قبول دارند، مخالفت نمود، بدعت­ گذار و نوآور محسوب شده و با او همانند مبتدعین برخورد می ­شود. هر کس با حدیث صحیح مخالفت نمود، دچار خطا شده و به او اعتراض می ­شود. و مخالفت او ارزش و اعتباری ندارد. چرا که نه تنها بدون دلیلی معتبر، مخالفت نموده است. بلکه با دلیل صحیح نیز به مخالفت برخاسته است.

[۱]  رفع الملام عن ائمه الأعلام، ابن تیمیه.

[۲]  قبلی.

مقاله پیشنهادی

نشانه‌های مرگ

مرگ انسان با افتادن و شل شدن دو طرف گیج‌گاه، کج شدن بینی، افتادن دست‌ها، …