تصفیه فقه

فقه یکی از ذخایر بزرگ میراث علمای مسلمان می باشد که بیانگر وسعت دید وشمولیت دیدگاه آنان است.

اکنون به برخی از احادیثی که یا از روی تعصب مذهبی و یا تعصب نسبت به بدعتی، به آنها استدلال می شود اشاره می کنیم:

۱- «مَا زَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقْنُتُ فِی صَلَاهِ الْغَدَاهِ حَتَّى فَارَقَ الدُّنْیَا»:[۱] «همواره رسول خدا در نماز صبح قنوت می خواند تا اینکه دنیا را ترک گفت».

۲- «خمس لیال لا ترد فیهن الدعوه: اول لیله من رجب، ولیله النصف من شعبان، ولیله الجمعه ولیله الفطر ولیله النحر»:[۲] «پنج شب است که دعا در آنها اجابت می شود: اولین شبِ ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب جمعه و شب عید فطر و شب عید قربان».

۳- «لا یدخل ولد الزنا الجنه ولا شیء من نسله الا سبعه آباء»:[۳] «فرزندی که از زنا متولد شده باشد وارد بهشت نمی شود و تا هفت نسل وی هیچکس وارد بهشت نمی شود».

علاوه بر اینکه این حدیث باطل است با آیات قرآن نیز در تضاد است آنجا که خداوند متعال می فرماید: « أَلَّا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى» (نجم:۳۸) «هیچکس بارگناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد». «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى» (انعام: ۱۶۴؛ اسراء: ۱۵؛ فاطر: ۱۸؛ زمر: ۷) «و هیچ گناه‌کاری بارگناه دیگری را به دوش نمی‌گیرد».

۵-«من تزوج قبل ان یحج فقد بدا بالمعصیه»: «هرکس قبل از ادای حج ازدواج کند، دچار معصیت و نافرمانی شده است».[۴]

۶-«من السنه ان لا یصلی الرجل بالتیمم الا صلاه واحده ثم یتیمم للصلاه الاخری»:[۵] «سنت این است که انسان با تیمم جز یک نماز را نخواند سپس برای نماز دیگر تیمم کند».

۷- «من زار قبر والدیه کل جمعه فقرا عندهما او عنده «یس» غفر له بعدد کل آیه او حرف»:[۶] «هرکس در هر جمعه قبر پدر و مادرش را زیارت کند و نزد قبرشان سوره ی یس را بخواند، به تعداد هر آیه یا حرف مورد آمرزش و مغفرت قرار می گیرد».

 

 

[۱] – مسند احمد: ۳/۶۲؛ المصنف، عبد الرزاق: ۳/۱۱۰: ۴۹۶۴؛ ابن ابی شیبه: ۲/۳۱۲؛ شرح المعانی، طحاوی: ۱/۱۴۳؛ دارقطنی، ص:۱۷۸؛ حاکم در«الاربعین» و بیهقی از او روایت کرده است:۲/۲۰۱؛ شرح السنه، بغوی: ۳/۱۲۳: ۶۳۹؛ الواهیه، ابن الجوزی:۱/۴۴۴-۴۴۵؛ شیخ آلبانی می گوید: این حدیث منکر است. و منظور از «صلاه الغداه» نماز صبح می باشد.

[۲] – تاریخ دمشق، ابن عساکر: ۱۰/۲۷۵-۲۷۶؛ آلبانی می گوید: این حدیث موضوع است. نگا: السلسله الضعیفه: ۳/۶۴۹: ۱۴۵۲

[۳] – الاوسط، طبرانی: ۱۴۵؛ شیخ آلبانی می گوید: این حدیث باطل است. رک: السلسله الضعیفه: ۳/۴۴۷- ۴۴۸، ۴۴۹/۱۲۸۷

[۴] – ابن عدی: ۲/۲۰؛ از احمد بن جمهور قرقسانی؛ آلبانی می گوید: این حدیث موضوع است. رک: السلسله الضعیفه: ۱/۲۵۶: ۲۲۲

[۵] – طبرانی: ۳/۱۰۷؛ از طریق حسن ابن عماره؛ دار قطنی، ص: ۶۸ ؛ بیهقی: ۱/۳۳۱-۳۳۲؛ آلبانی می گوید: این حدیث موضوع است. رک: السلسله الضعیفه: ۱/۴۲۳-۴۲۴: ۴۲۲

[۶] – ابن عدی: ۱/۲۸۶؛ ابونعیم، اخبار اصبهان: ۲/۳۴۴-۳۴۵؛ السنن، عبدالغنی المقدسی: ۲/۹۱؛ آلبانی می گوید: این حدیث موضوع است. رک: السلسله الضعیفه: ۱/۶۶: ۵

مقاله پیشنهادی

خیار(داشتن اختیار در معامله)

حکمت مشروعیت داشتن اختیار در معامله داشتن حق اختیار در معامله از محاسن اسلام است؛ …