امام شافعی مردم را به سوی عمل کردن به حدیث صحیح اگرصحت آن ثابت شود، دعوت می‌کند اگر چه مردم با آن حدیث مخالف باشند (۱)

سلفی بزرگوار، یاری دهنده دین، امام شافعی – رحمه الله تعالی – این مسأله را به خوبی روشن کرده است، زیرا دراین مورد سخنان گهر باری بیان داشته که بعضی از آن را اگر چه طولانی است ولی بخاطر فایده زیاد و زیبایی بیان و اتمام حجّت آن و محکمی کلام و همچنین شیوه خوب بیان، آن را نقل خواهم کرد، اگرچه این موضوع برای روشنفکران عصر حاضر سخت و نا خوش است ولی با تأمّل و تکرار آن خود به خود روشن و واضح می‌گردد. امام شافعی – رحمه الله تعالی – می‌گوید: خداوند – جل جلاله – از دو طریق بر بندگان خود حجّت را تمام کرده است که اساس این دو در قرآن است:اول کتاب الله (قرآن) سپس سنت رسول اکرمص، بدین شکل که اتباع و پیروی از این دو را واجب گردانیده است.[۱] همچنین می‌فرماید: «هر گاه از جانب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم صحت و درستی چیزی ثابت شد، برای هر کسی که بداند واجب و لازم است، هیچ چیزی آن را تقویت یا ضعیف نمی‌کند، بلکه آنچه که بر مردم فرض است تبعیت ازآن دو است و خداوند به هیچ کس این توانایی را نداده است که با آن مخالفت کند».[۲] امام شافعی بعد بیان این موضوع که حضرت عمر را در رابطه با قضاوت دادن دیه و اینکه انصار و مهاجر در کتاب آل عمر و پسر خرم خلاف آنچه را که عمرس قضاوت کرده بود، یافتند، صحابه به آنچه که یافته بودند، عمل کردند و قضاوت حضرت عمر را به عنوان حکمی از طرف او ترک کرده و ردّ کردند. طور خلاصه در رابطه با این موضوع می‌فرماید: «در این حدیث دو ارشاد و راهنمایی وجود دارد ; یکی از آن دو، قبول خبر (حدیث) هر زمان که ثابت شد، صحیح است، دوم:هر گاه کاری یا عملی از طرف یکی از امامان انجام شد و زمان بر آن گذشته باشد، سپس حدیثی از جانب رسول الله صلی الله علیه وسلم بر خلاف عمل آن امام باشد، بخاطر وجود خبر رسول الله صعمل وفعل او کنار گذاشته می‌شود وتاکید وبیان می‌کند که حدیث رسول اللهص خود دلالت بر ثابت بودن خود می‌کند وبوسیله عمل غیر رسول الله بعد از او ثابت نمی‌شود. بنابراین مسلمانان اظهار نکردند که حضرت عمر س در بین انصار و مهاجرین بر خلاف این حدیث رفتار کرده است و یا ادعا نکردند به اینکه خلاف این حدیث در میان آنان رواج داشته، بلکه بر خود واجب دانستند که خبر رسول الله صلی الله علیه وسلم را قبول کرده و عمل مخالف آن را ترک کنند و اگر حضرت عمر س نیز به این نتیجه دست می‌یافت، از عمل خود در ارتباط با مسأله دید، برگشت کرده و به آن عمل می‌کرد. إن شاء الله

همانطوری که در زمان او اتفاق افتاده که حضرت عمر س به سبب تقوی و واجب بودن تبعیت از دستورالله – جل جلاله – بر خود احساس می‌کرد، که اگر دستوری یا فتوی بر خلاف حدیث رسول اللهص صادر کرده است، از قول خود برگشته و به آن حدیث عمل می‌کرد.

۱- الرساله،ط شاکر ،ص ۲۲۱٫

۲-الرساله،ص ۲۳۰٫

مقاله پیشنهادی

شرایط علّت (۲- علّت وصفی منضبط باشد)

منظور این است که وصف مشخص باشد، یعنی حقیقت معین و مشخصی داشته باشد که …