من بی‌نیازترین شریکان از شرک و شراکت هستم(۲)

ابن ماجه، باب: [الرِّیَاءِ وَالسُّمْعَهِ]

ابن ماجه در این زمینه چند روایت ذکر کرده است:

 

روایت نخست:

۲۹۰- «عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللهِ  صلی الله علیه و سلم قَالَ: قَالَ اللهُ جل جلاله: أَنَا أَغْنَى الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرْکِ، مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَکَ فِیهِ غَیْرِی، فَأَنَا مِنْهُ بَریءٌ، وهُوَ لِلَّذِی أَشْرَکَ».

  1. «از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه و سلم فرمودند: خداوند متعال می‌فرماید: من بی‌نیازترین شریکان از شریک و شرک هستم، پس هرکس کاری انجام دهد که در آن غیرِ من را شریک من قرار دهد، من از او روی‌گردان و بیزارم و کارش برای کسی است که شریک من قرار داده است]».

 

روایت دوم:

۲۹۱- «عَنْ أَبِی سَعْدِ بْنِ أَبِی فَضَالَهَ (وَکَانَ مِنَ الصَّحَابَهِ)  رضی الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلی الله علیه و سلم: إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ لِیَوْمٍ لَا رَیْبَ فِیهِ، نَادَى مُنَادٍ: مَنْ کَانَ أَشْرَکَ فِی عَمَلٍ عَمِلَهُ لِلَّهِ، فَلْیَطْلُبْ ثَوَابَهُ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ أَغْنَى الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرْکِ».

  1. «از ابوسعد بن ابوفضاله رضی الله عنه (که یکی از اصحاب است) روایت شده که می‌گوید: پیامبرصلی الله علیه و سلم فرمودند: وقتی که خداوند اولین و آخرین [همه‌ی مخلوقات] را در روزی که هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست (روز قیامت) گرد آورد، ندا زننده‌ای ندا می‌زند: هرکس کاری را برای خدا انجام داده باشد و در آن عملش کسی را شریک خدا قرار داده باشد، پس [چنین فردی] ثواب و اجرش را از او طلب کند، نه از خدا، زیرا خداوند بی‌نیازترین شریکان از هر شراکت و شریکی است»([۱]).

 

[۱]– اخلاص روح عبادات است و عبادت بدون اخلاص همچون جسد بدون روح است، جسدی که نه تنها سودی نخواهد داشت، بلکه بعد از کمی بویش دیگران را اذیت و آزار می‌دهد.

عبادتی که در آن ریا وجود داشته باشد، باطل است و ریا در عبادات شرک مخفی محسوب می‌شود و شیطان به وسیله‌ی آن به باطل‌کردن اعمال انسان و محروم‌شدن وی از پاداش آن، نزدک می‌شود.

اخلاص در عبادات، همان چیزی است که خداوند انسان‌ها را بدان امر کرده است و فرموده است: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِیَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِینَ لَهُ ٱلدِّینَ حُنَفَآءَ…﴾ [البینه: ۵]  «به امت‌های پیشین امر نشد، جز  به آن که خدا را با اخلاص و در حالی که بر دین حنیف ابراهیمی استقامت دارند، پرستش کنند».  اعمال صالح با اخلاص، پاک و پاکیزه می‌شوند و نتیجه و ثمر می‌دهند و صاحب‌شان را از اجر و پاداش بهره‌مند می‌کنند و نوری را بر چهره‌ی وی قرار می‌دهند و حلاوت و شیرینی به سخنان صاحب‌شان می‌بخشند، به طوری که در دیگران تأثیر خواهد گذاشت و با آن گمراهان هدایت می‌شوند، زیرا کلامی که از قلب گوینده صادر شود، به قلب شنونده می‌رسد، اما اگر از زبان گوینده صادر شود و در آن ریا باشد، از زبان شنونده نمی‌گذرد.

حقیقت ریا، یعنی انجام عبادات با این هدف که مقام و منزلت خود را در دل مردم بالا ببری و این در حقیقت استهزاء به خداست -معاذ الله-. نقطه‌ی مقابل آن اخلاص است که منظور از آن انجام عبادات با هدف تقرب به خدا می‌باشد؛ در کتاب «شرح الأشباه» حموی چنین آمده است: اخلاص سرّ بین عبد و خداست و کسی غیر از آن‌ها بدان آگاه نیست؛ برخی عرفا گفته‌اند: مخلص کسی است که دوست ندارد در انجام عباداتش مورد تعریف و تمجید قرار گیرد. [شرح امام نووی بر صحیح مسلم].

مقاله پیشنهادی

آنچه به هنگام بازگشت از حج یا عمره یا غیره گفته می‌‌شود

عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُمَرَ رضی الله عنهما قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه …