دیدگاه اهل سنت در مورد اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم

این موضوع شامل نکات ذیل می باشد:

۱ـ تعریف صحابه: عبارت است از هرکس که در حال ایمان به رسول خدا  صلی الله علیه و سلم با ایشان ملاقات نموده و بر اسلام مرده است.

۲- فضل صحابه: خداوند متعال می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی‏ عَلی‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظیماً» (فتح: ۲۹) «محمد فرستاده خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند. ایشان را در حال رکوع و سجود می بینی. آنان همواره فضل خدای را می جویند و رضای او را می طلبند. نشانه ایشان بر اثر سجده در پیشانی های شان نمایان است. این، توصیف آنان در تورات است. و اما توصیف ایشان در انجیل چنین است که همانند کشتزاری هستند که جوانه های (خوشه های) خود را بیرون زده و آنها را نیرو داده و سخت نموده و بر ساقه های خویش راست ایستاده باشد، بگونه ای که برزگران را به شگفت می آورد. (مؤمنان نیز همین گونه اند. آنی از حرکت بازنمی ایستند و همواره جوانه می زنند و جوانه ها پرورش می یابند و بارور می شوند و باغبانانِ بشریت را بشگفت می آورند. این پیشرفت و قوّت و قدرت را خدا نصیب مؤمنان می کند) تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی را وعده می دهد».

و می فرماید: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» (توبه: ۱۰۰) «و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی‌ که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند، الله از آن‌ها خشنود گشت و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند. و برای آن‌ها باغ‌هایی (از بهشت) آماده کرده است که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، این کامیابی بزرگ است».

رسول خدا  صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لاَ تَسُبُّوا أَصْحَابِی، فَلَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ، ذَهَبًا مَا بَلَغَ مُدَّ أَحَدِهِمْ، وَلاَ نَصِیفَهُ»:[۱] «اصحاب و یارانم را دشنام ندهید. زیرا هریک از شما اگر به اندازه ی کوه احد طلا انفاق کند، به اندازه ی یک مد (به اندازه  پری دو کف دست) یا نصف آن که آنها در راه خدا داده باشند، نخواهد بود».

۳- دیدگاه ما در مورد صحابه: همه ی  آنها را دوست داریم و هیچ عداوت و دشمنی با آنها نداریم. و با هرکس که با آنها سر جنگ و دشمنی داشته باشد و از آنها به بدی یاد کند و جز خیر و خوبی در مورد آنها بگوید، دشمنی داریم. چرا که دوست داشتن صحابه دین و ایمان و احسان است. و دشمنی و عداوت با آنها کفر و نفاق و طغیان می باشد. و از آنها راضی بوده و برای ایشان دعا می کنیم و از خداوند متعال می خواهیم که در قلب های ما  نسبت به آنها کینه و دشمنی قرار ندهد.

۴- دیدگاه ما در مورد مشاجرات میان صحابه: بر ما واجب است که در مورد مشاجرات میان صحابه سکوت کنیم چنانکه رسول خدا  صلی الله علیه و سلم فرمودند: «اذا ذکر اصحابی فامکسوا»:[۲] «چون سخن از اصحاب من به میان آمد، دست نگه دارید».

۵- حکم کسی که به صحابه دشنام داده و از آنها عیب جویی می کند:

الف) دشنام دادن و خرده گیری و همراه کردن آن با کفر: چنانکه بر این باور باشد آنها پس از رسول خدا  صلی الله علیه و سلم مرتد یا فاسق شدند. کسی که چنین اعتقاد و باوری در مورد صحابه داشته باشد، تردیدی در کفر وی نیست و نیز تردیدی در کفر کسی که در تکفیر چنین شخصی توقف کند، نمی باشد.چرا که پیروان مذاهب چهارگانه بر کفر کسی که صحابه را تکفیر کند یا به آنها دشنام دهد، اجماع کرده اند.

حنفیه می گوید: «هرکس شیخین (ابوبکر و عمر رضی الله عنهما) را دشنام دهد و آنها را لعنت کند، کافر شده است. و همچنین کسی که عثمان و طلحه و زبیر و عائشه رضی الله عنهم را تکفیر کند، کافر می باشد».[۳]

مالکیه می گویند: «اگر کسی بگوید: صحابه بر گمراهی و کفر بودند، کشته می شود».[۴]

شافعیه می گوید: «قاطعانه به تکفیر کسی حکم می شود که قائل به دیدگاهی باشد که گمراهی امت یا تکفیر صحابه را به دنبال داشته باشد».[۵]

حنابله می گوید: «هرکس بر این اعتقاد و باور باشد که صحابه پس از رسول الله  صلی الله علیه و سلم مرتد یا فاسق شدند، در کفر وی تردیدی نیست».[۶]

امام مالک رحمه الله می گوید: «هرکس یکی از اصحاب رسول الله چون ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه یا عمروبن عاص را دشنام دهد، اگر بگوید: آنها بر گمراهی و کفر بودند، کشته می شود. اما اگر دشنام وی از قبیل دشنام مردم نسبت به هم باشد، به شدت تنبیه می شود».[۷]

ب) کسی که به صحابه چنان دشنام دهد که در عدالت و دین شان خدشه وارد نسازد، چنانکه برخی از آنها را بخیل یا ترسو توصیف کند یا اینکه عدم علم لازم یا عدم زهد را به آنها نسبت دهد؛ چنین شخصی مستحق تادیب و تعزیر می باشد و به مجرد این عمل به کفر وی حکم نمی شود. امام احمد رحمه الله می گوید: «هرکس اصحاب رسول الله  صلی الله علیه و سلم یا یکی از آنها را دشنام دهد، مبتدع و رافضی است. برای هیچکس جایز نیست از بدی های آنان چیزی را ذکر کند و در مورد یکی از آنها دهان به عیبجویی باز کند. هرکس چنین کند بر پادشاه واجب است او را ادب کند و وی را به سزای عملش برساند و برای او جایز نیست که وی را ببخشد، بلکه او را تنبیه کند سپس از او بخواهد توبه کند، اگر توبه کرد، از او بپذیرد و اگر توبه نکرد، کیفر وی را از سر گیرد و در همان جلسه او را شلاق بزند تا اینکه از عمل خود توبه کرده و بازگردد».[۸]

ج) کسانی که لعنت می کنند و قبیح می شمارند؛ نزد امام احمد تفاوت است میان لعنتی که از روی خشم و غضب باشد و لعنتی که از روی اعتقاد باشد.

خلاصه مطلب: اهل سنت در میان روافض و نواصب[۹] و خوارج، در جایگاه میانه و وسط می باشد. چنانچه روافض در دوست داشتن خاندان پیامبر و عداوت و دشمنی با صحابه غلو کردند. اهل بیت رسول خدا  صلی الله علیه و سلم را چنان مقام و منزلتی بخشیدند که برای آنها عصمت و علم غیب قائل شدند و در نتیجه از آنها طلب کمک و یاری می کنند. اما نواصب و خوارج به دشمنی با اهل بیت رسول خدا  صلی الله علیه و سلم برخاسته و آنان را دشنام دادند، بلکه آنها را تکفیر نموده و خون شان را حلال شمردند.

اما اهل سنت تمام صحابه را دوست دارند و بدون افراط و تفریط هریک از صحابه را در جایگاه و منزلتی که مستحق آن است، قرار می دهند. و چنانکه شارح عقیده ی طحاوی رحمه الله می گوید: «اصحاب رسول الله  صلی الله علیه و سلم را دوست داریم و در دوست داشتن برخی از آنها افراط نمی کنیم و از هیچیک از آنها بیزاری و برائت نمی جوییم و با هیچیک از آنها دشمنی نداریم و جز به خوبی از آنها یاد نمی کنیم. دوست داشتن آنها دین و ایمان و احسان است و دشمنی و عداوت با آنها کفر و نفاق و طغیان». [۱۰]

 

 

[۱] – بخاری: ۳۴۷۰؛ مسلم: ۲۵۴۰

[۲] – طبرانی در الکبیر: ۲/۲۸۲؛ ابن عدی فی الکامل: ۱/۳۴۳؛ عبدالرزاق فی الامالی؛ و آلبانی در صحیح الجامع: ۴۵ آن را صحیح دانسته است. نگا: الصحیحه: ۳۴

[۳] – الفتاوی الهندیه: ۴/۲۶۴

[۴] – الشفاء: ۲/۳۰۸

[۵] – روضه الطالبین: ۱۰/۷۰؛ و در این معنا در مغنی المحتاج: ۴/۱۳۶ آمده است.

[۶] – الصارم المسلول: ۵۸۶

[۷] – الشفاء: ۲/۳۰۸

[۸] – شذرات البلائین: ۱/۴۹-۵۰؛ شیخ حامد الفقی رحمه الله؛ چاپ ۱۳۵۷، السنه فی مصر.

[۹] – نواصب و ناصبیه و اهل نصب کسانی هستند که صحابه را دوست دارند و در برابر اهل بیت پیامبر به دشمنی و اذیت و آزار و عیبجویی آنان می پردازند.و به دلیل امور سیاسی معروفی آنها را لعنت می کردند. آنها در ابتدای این امت بودند اما هم اکنون اثری از آنان نیست. الحمدلله. اما روافضی که اکنون در سرزمین های مختلف حضور دارند، این لقب «نواصب» را بر اهل سنت اطلاق می کنند. نگا: تاج العروس: ۱/۹۴۷؛ شرح العقیده الواسطیه، محمد خلیل هراس: ۱/۳۴۴

[۱۰] – شرح العقیده الطعاویه، علامه ابن ابی العز الحنفی رحمه الله: ۴۶۷

مقاله پیشنهادی

نشانه‌های مرگ

مرگ انسان با افتادن و شل شدن دو طرف گیج‌گاه، کج شدن بینی، افتادن دست‌ها، …