آیا آیه {إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ} عدالت تمامی صحابه را ثابت می کند؟ (۱)

یکی از آیاتی که اهل سنت برای اثبات عدالت و خوب بودن صحابه به آن استناد می‌کنند، آیه ۱۸ سوره فتح است که خداوند در این آیه می‌فرماید:

{لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا} الفتح / ۱۸ .
به راستى خدا هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت مى‏کردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دل هایشان ) از اخلاص بود را دانست و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آن ها پاداش داد .
جالا ای خواننده محترم بیا و ببین شیعه چگونه دشمنی خود را با صحابه قدم بقدم نشان میدهد:


شبهه شیعه:
جواب اول: این آیه شامل تمامی صحابه نمی‌شود؛ بلکه حد اکثر شامل کسانی می‌شود که در زمان بیعت رضوان حضور داشته‌اند و تعداد آن‌ها آن طور که علمای اهل سنت نقل کرده‌اند، ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ نفر بوده‌اند؛ چنانچه محمد بن اسماعیل بخاری می‌نویسد:
۴۴۶۳، عَنْ جَابِرٍ قَالَ کُنَّا یَوْمَ الْحُدَیْبِیَهِ أَلْفًا وَأَرْبَعَ مِائَهٍ .
صحیح البخاری، ج۶، ص۴۵ .
از جابر روایت شده است که گفت: ما در روز حدیبیه، هزار و چهار صد نفر بودیم .
و این در مقابل تمامی صحابه رسول خدا که در زمان رحلت آن حضرت بیش از یک صد و بیست هزار نفر بوده‌اند، یک و نیم یا حد اکثر دو درصد خواهند شد. پس نمی‌توان از این آیه، عدالت تمامی صحابه و یا رضایت خداوند را از تمامی آن‌ها استفاده کرد؛ چرا که دلیل اخص از مدعا است.
پاسخ اهل سنت:
این جواب شیعه درست نیست، یعنی اگر من بگویم از همکلاسی های خود در مدرسه راضیم این به این معنی نیست که شیعه نتیجه بگیرد من از همکارانم در اداره راضی نیستم. شیعه خودش این را میداند، اما دشمنی با صحابه باعث شده تا به هر خس و خاشاکی چنگ بزند تا شاید یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم را بد معرفی کند.
وانگهی حتی، همین ۱۴۰۰ نفر را اگر شما مشمول آیه بدانید معنیش این میشود که نوشته های شیخ مفید و صدوق و مجلسی و کلینی و خمینی کشک است و مذهب شیعه باطل است…
اما شیعه برای این ۱۴۰۰ نفر هم تاویل دارد!! بخوانید:

دنباله پاسخ رافضی:
جواب دوم: رضایت خداوند، شامل تمامی کسانی که در آن روز بیعت کرده‌اند، نخواهد شد؛ بلکه فقط شامل کسانی می‌شود که با ایمان قلبی بیعت کرده‌اند؛ زیرا خداوند رضایت خود را مشروط به داشتن ایمان کرده است« رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ » و با انتفاء شرط، مشروط نیز به خودی خود منتفی خواهد شد .
اگر قرار بود که ایمان حقیقی شرط رضایت نباشد، خداوند می‌فرمود: « لقد رضی الله عن الذین یبایعونک … »
به عبارت دیگر: حد اکثر چیزی که از این آیه استفاده می شود، این است که خداوند از تمامی «مؤمنینی» که بیعت کردند راضی شده است؛ اما هرگز ثابت نمی‌کند که تمامی کسانی که بیعت کرده‌اند، مؤمن حقیقی نیز بوده‌اند؛ پس خداوند با قید « عَنِ الْمُؤْمِنِینَ » منافقینی همچون عبد الله بن أبی و … و یا کسانی در ایمان خود شک داشته‌ و حقیقتا بیعت نکرده‌اند، خارج می‌کند و رضایت خداوند شامل حال آن‌ها نخواهد شد؛ چنانچه شامل مؤمنینی که در این بیعت حضور نداشته‌اند نیز نمی‌شود .
از این رو، این‌ آیه شامل کسانی همچون عمر بن الخطاب که در همان زمان و یا بعد از آن در نبوت پیامبر اسلام شک داشته‌ و از روی ایمان بیعت نکرده‌اند، نخواهد شد . قضیه شک عمر در نبوت رسول خدا، در بسیاری از کتاب‌های اهل سنت به صورت مفصل آمده است
«… والله لقد دخلنی یومئذٍ من الشک حتى قلت فی نفسی: لو کنا مائه رجلٍ على مثل رأیی ما دخلنا فیه أبداً ! . »
کتاب المغازی، الواقدی، ج ۱، ص ۱۴۴، باب غزوه الحدیبیه، طبق برنامه المکتبه الشامله، الإصدار الثانی، این کتاب را در این سایت نیز می‌توانید پیدا کنید . http://www.alwarraq.com .
قسم به خدا چنان شک کرده بودم که با خودم می گفتم: اگر صد نفر با من هم نظر بود، هرگز این معاهده را نمی‌پذیرفتم
آیا خداوند می‌تواند از چنین کسی رضایت دائمی خود را اعلام نماید ؟ آیا عدم ایمان قلبی به نبوت رسول خدا و شک در آن با رضایت خداوند از آن شخص قابل جمع است ؟!

مقاله پیشنهادی

کانال تلگرامی اهل سنت و جماعت ایران

کانال تلگرامی اهل سنت و جماعت ایران @ahlesonnat_com https://t.me/ahlesonnat_com https://t.me/joinchat/AAAAAEL1eveEIme7q2AtCw