چرا نام پدر پیامبر صلی الله علیه وسلم عبدالله بود؟ مگر آنها الله را می شناختند؟

اعراب ان زمان که الله را نمیشناختند چگونه اسم پدر ان حضرت عبدالله بود. ایا راست هست که ان حضرت برای پدر و مادرش که بر کفر و شرک از دنیا رفتند طلب امرزش کرد و خداوند نپذیرفت؟ اگر دینی به غیر از اسلام پذیرفته نیست ادیان قبل از اسلام چه میشوند؟ خود پیامبر قبل از اسلام چه دینی داشتند؟

الحمدلله،

تمامی این سوالات در سایت پاسخ داده شده اند.

اما باید گفت که متاسفانه داعیان شرک و خرافات طوری در اذهان مردم تبلیغ می کنند که انگار مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم این بتهای چوبی و سنگی دست ساز خود را خدا و خالق می دانستند در حالیکه هرگز چنین نبوده است، بلکه آنها الله را بهتر از مشرکان زمان ما می شناختند. زیرا آنها خود را بر دین ابراهیم می دانستند ولی متاسفانه با غلو کردن در مورد اولیای صالح قوم خود، به دام توسل و واسطه افتادند و لذا برای آنکه به قول خود خواسته های خود را به الله برسانند، اقدام به توسل و واسطه قرار دادن آن اولیاء صالح قوم خویش کردند. زیرا آنها عقیده داشتند که چون انسانهای خطاکار و گنه کاری هستند، لذا خداوند دعاهایشان را اجابت نمی کند، ولی اعتقاد داشتند که اولیای صالح که قبلا فوت کرده اند نزد خدا دارای مقام و منزلت هستند پس اگر بیایند و آنها را واسطه کنند، خدا نیز بخاطر واسطه شدن آن اولیاء دعاهایشان را اجابت می کند!!

دقیقا همان استدلالی که امروزه مشرکان زمان ما می آورند!

پس مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم خدا و الله را می شناختند و معتقد بودند که اوست که خالق آنها و آسمانها است نه آن بت های چوبی یا سنگی! دلیل آنهم آیات زیر است:

قرآن می فرماید: « قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» یونس ۳۱٫

یعنی: « ( ای محمد به مشرکان) بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد یا کسیت که بر چشمها و گوشها حاکم است؟ و کسیت که زنده را از مرده و مرده را از زنده برمی انگیزد و کیست که کار [جهان] را تدبیر می کند، زودا که خواهند گفت: الله؛ بگو پس چرا پروا نمی کنید»

و این فرموده اش:« قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِیهَا إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۸۴) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ (۸۵) قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (۸۶) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ (۸۷) قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۸۸) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ» مؤمنون۸۴- ۸۹٫

یعنی: « (ای محمد به مشرکان) بگو، اگر می دانید زمین و هرکس که در آن است، از آن کیست؟ زودا که می گویند از آنِ الله است، بگو آیا پند نمی گیرید؟ بگو پروردگار آسمانهای هفتگانه و عرش عظیم کیست؟ زودا که می گویند اینها از آنِ الله است. بگو پروا نمی کنید؟ بگو اگر می دانید ملکوت همه چیز به دست کیست؟ و کیست که امان می دهد و در برابر او نمی توان به کسی امان داد؟ زودا که می گویند: اینها از آنِ الله است. بگو: پس چگونه فریب داده می شوید؟»

پس متوجه شدیم که برخلاف تبلیغات مکارانه ی مشرکان امروزی، هرگز مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم بتهای خود را خالق نمی دانستند بلکه الله را قبول داشتند. اما تنها موردی که موجب مشرک خواندنشان شده بود، همین واسطه کردن اولیا بین خود و الله بود. و می بینیم که اسم پدر پیامبر صلی الله علیه وسلم “عبدالله” بوده است، یعنی آنها الله را خالق خود می دانستند.

برای تفصیل بیشتر در این قیه همراه با دلایل به فتوای (۳۲۹۶) مراجعه کنید.

اما تا قبل از رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مردمان دچار شرک بودند، از جمله والدین پیامبر صلی الله علیه وسلم که هر دو مشرک بودند و لذا هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست تا بر سر قبر مادرش حاضر شود، الله تعالی به وی اجازه دادند ولی ایشان را از دعا کردن و طلب مغفرت برای مادرش نهی کردند:

عن أبی هریره قال :« زار النبی صلى الله علیه وسلم قبر أمه.فبکى : وأبکى من حوله ، فقال : استأذنت ربی فی أن أستغفر لها ، فلم یؤذن لی ، واستأذنته فی أن أزور قبرها فأذن لی ، فزوروا القبور فإنها تذکر الموت ».صحیح مسلم (۳/۶۵).

یعنی: « رسول الله صلی الله علیه وسلم قبر مادرش را زیارت نمود. به گریه افتاد و حاضران نیز گریه کردند.سپس فرمودند: از پروردگارم  اجازه خواستم تا برای مادرم دعای مغفرت نمایم ولی به من اجازه نداد. آنگاه اجازه زیارت قبر مادرم را خواستم،به من اجازه داد.سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: قبور را زیارت کنید که شما را بیاد آخرت می اندازد».

همانطور پدر پیامبر اسلام صلى الله علیه و سلم نیز با شرک از دنیا رفته است، زیرا پیامبر صلى الله علیه و سلم به یکى از اصحاب فرمود: « ان ابی و اباک فی النار » (صحیح مسلم)،

یعنى: ” پدر من و تو هر دو در دوزخند ”

و این وقتى بود که یکى از اصحاب مکررا از پیامبر صلى الله علیه و سلم میپرسید پدرش که مرده بود کجاست و چه وضعیتى در آخرت خواهد داشت؟ پیامبر صلى الله علیه و سلم به او گفت که او دوزخى است، و آن مرد ناراحت شد و رفت، ولى پس از چندى براى اینکه پیامبر صلى الله علیه و سلم از ناراحتى آن مرد بکاهد به او گفت: « ان ابی و اباک فی النار »، یعنى هم پدر من و هم پدر تو هر دو دوزخى هستند.

اما در خصوص حکم انسانهایی که بر ادیان سابق بوده اند می توانید به فتوای (۳۸۰۲) و (۴۶۵۳) و در مورد دین پیامبر صلی الله علیه وسلم قبل از بعثت به فتوای (۳۹۹۴) مراجعه کنید.

والله اعلم

مقاله پیشنهادی

چرا التزام به یک مذهب معین جایز نیست؟

دکتر البوطی تلاش کرده است تا در رابطه با مساله تقلید و تقیّد و التزام …