مطالب موجود دربارۀ گرامیداشت سنّت و فضیلت حدیث و محدّثان

مطالب موجود دربارۀ گرامیداشت سنّت و فضیلت حدیث و محدّثان

از آنجا که سنّت یکی از منابع قانونگذاری بوده و از پیامبر rگرفته شده و الله تعالی به مؤمنان فرمان داده که رسول الله صلی الله علیه وسلم را گرامی بدارند و افرادی که صدایشان را در نزد ایشان پایین می­آورند را تحسین نموده، قطعاً احترام به سنّت نیز همچون احترام به پیامبر rلازم است و همین مطلب باعث شده که علما به گرامیداشت و بزرگداشت سنّت توجّه بسیاری داشته باشند. اکنون نمونه­هایی از این موارد بیان می­گردد:

  1. عمرو بن میمون روایت نموده که روزی ابن مسعود  حدیث می­گفت و زمانی که «قال رسول الله صلی الله علیه وسلم» را بر زبان آورد، چنان بی­قرار شد که دیدم عرق از پیشانی­اش جاری گشت. و بنا بر روایتی، اشک از چشمانش جاری شد و رگ­های گردنش متورّم گشت.
  2. وقتی در نزد ابن سیرین حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم خوانده می­شد، اگر می­خندید، فورا مضطرب و خاشع می­گشت.
  3. از امام مالک wبیش از هر کس دیگری، چنین مواردی نقل شده است. وی هر گاه قصد بیان حدیث می­نمود، غسل می­کرد، خوشبویی می­زد، لباسی نو می­پوشید، عمّامه می­گذاشت، بر روی تختی می‌نشست و بسیار فروتن بود و تا زمانی که از نقل حدیث فارغ می­شد، از عود [گیاهی خوش­بو] استفاده کرده و می­گفت: دوست دارم که حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را گرامی بدارم.

امام مالک wناپسند می­دانست که در حالت ایستاده یا با عجله، حدیث نقل کند. قاضی عیاض این اخبار را در کتاب «الشّفاء» آورده است.[۱]

تمامی این موارد، به قصد گرامیداشت رسول الله rو بزرگداشت آن الفاظ شریف که برترین و با ارزش­ترین سخن پس از کلام الهی است، انجام می­شد.[۲]

اللهY به فراگیری علم تشویق نموده و علما را توصیف کرده و به آنان اشاره نموده است، به گونه­ای که گواهی علما را در کنار گواهی خود و فرشتگانش برای اثبات یگانگی خویش آورده و خشیت الهی را منحصر در آنان ساخته و کسانی که می­دانند را با کسانی که نمی­دانند، برابر ندانسته است.[۳]

رسول الله rنیز به فراگیری علم تشویق نموده و خبر دادند که علما وارثان پیامبران bهستند و فرشتگان الهی بال­هایشان را برای کسی که علم بیاموزد، می‌گسترانند.[۴] احادیث بسیاری در این زمینه وجود دارد.

بنابراین کسی که حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را داشته باشد و مشغول فراگیری و آموزش آن شود، مدح و توصیف فراوانی شامل حالش خواهد شد و همین مطلب برای شرافت و فضیلت حدیث و محدّثان کافی است. صرف­ نمودن عمر در یادگیری و انتشار حدیث، بهتر از اشتغال به عبادات نفلی است، زیرا این کار، باعث بیان و تبلیغ قرآن، احیای سنّت نبوی و اقتدای به پیامبر  در دعوت و تبلیغ می­شود و اگر فقط فضیلت و پاداش فرستادن درود فراوان بر پیامبر صلی الله علیه وسلم را ببرند، باز هم همین مقدار برایشان کافی است، چنانکه رسول الله rمی­فرمایند: «أولَی النّاسِ بِی یَومَ القِیامَهِ أکْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلاهً»[۵]؛ «سزاوارترین [و نزدیک­ترین] مردم به من در روز قیامت، کسی است که درود بیشتری بر من فرستاده باشد».

همچنین باعث می­شود که دعای پیامبر شامل حال‌شان شود، چنانکه در مسند و سنن، از زید بن ثابت و دیگران روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْدًا سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَأَدَّاهَا کَمَا سَمعَها»[۶]؛ «الله تعالی شاد و خرّم بدارد بنده­ای که سخنم را بشنود، سپس آن را حفظ کند و همان گونه که شنیده است، آن را [به دیگران] برساند».

علاوه بر این، باعث می­شود فرمان پیامبر صلی الله علیه وسلم اجرا گردد که می­فرمایند: «بَلِّغُوا عَنِّی وَلَوْ آیَهً»[۷]؛ «از [قول] من تبلیغ کنید [و به مردم برسانید] اگر چه یک آیه باشد».

[۱]– نک: کتاب الشّفاء، ج ۲، ص ۴۳٫

[۲]– نک: أخبار الآحاد، ص ۱۹٫

[۳]– مثلاً: شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِکَهُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ [آل عمران: ۱۸]؛ «الله گواهی داده که معبودی [بر حق] جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز بر این مطلب گواهی می‌دهند].»، إِنَّمَا یَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ [فاطر: ۲۸]؛ «از میان بندگان الله، فقط دانایان از او می‌ترسند.»، قُلۡ هَلۡ یَسۡتَوِی ٱلَّذِینَ یَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِینَ لَا یَعۡلَمُونَۗ [الزّمر: ۹] «بگو: آیا کسانی ‌که می‌دانند و کسانی‌ که نمی‌دانند، با هم برابرند؟!»

[۴]– نک: حدیث صحیحی که امام احمد، ج ۴، ص ۲۳۹؛ ابوداود، شمارۀ حدیث: ۳۶۴۱؛ ترمذی، شمارۀ حدیث: ۲۸۲۳ و دیگران از ابودرداء روایت کرده­اند.

[۵]– سنن ترمذی، شمارۀ حدیث: ۴۸۴٫ ترمذی این حدیث را حسن و غریب می­داند.

[۶]– به نقل از زید بن ثابت که احمد، ج ۴، ص ۸۰؛ ابن ماجه، شمارۀ حدیث: ۲۳۰؛ دارمی، ج ۱، ص ۷۵ آن را روایت نموده­اند و ابوداود، شمارۀ حدیث: ۳۶۶۰ و ترمذی، شمارۀ حدیث: ۲۷۹۵ روایتی در همین معنا آورده­اند و نیز احمد، ج ۴، ص ۸۰؛ دارمی، ج ۱، ص ۷۴ و ابن ماجه، شمارۀ حدیث: ۳۰۵۶ آن را از جبیر بن مطعم نقل کرده­اند [مؤلف]؛ آلبانی دربارۀ این حدیث در صحیح الجامع حدیث شمارۀ: ۶۷۶۶ می‌گوید صحیح است. [مصحح]

[۷]– صحیح بخاری، شمارۀ حدیث: ۳۴۶۱؛ احمد، ج ۲، ص ۱۵۹ به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاصF.

مقاله پیشنهادی

مقدمه‌ای در مورد اسرائلیات

کلام علامه دکتر محمد ابوشهبه بر گرفته از کتاب: (الإسرائیلیات والـموضوعات فی کتب التفسیر). دانشمندان …