فرقه شیعه (۳)

اکنون مناسب می­بینم سخنان سیوطی در مورد مهدی مغربی را ذکر کنم. او می­گوید: «مهدی مغربی جد خلفای مصر بود که جاهلان آنها را فاطمیون نامیده بودند و این مهدی ادعا کرد که علوی است درحالی­که جدش مجوسی است.»

و به رای قاضی باقلانی استناد می­کند که او را مجوسی می­داند و اینکه هیچ­یک از نسب­شناسان نسب او را نمی­شناسند. او شخصی باطنی، پلید و خبیث بود و بر نابود کردن اسلام بسیار حریص بود. عالمان و فقیهان را از بین برد تا بتواند مردم را فریب دهد، فرزندان او نیز شیوه­ی او را در پیش گرفتند. شراب و زنا را مباح دانسته و رافضی­گری را اشاعه کردند.[۱]

در جایی دیگر می­گوید: «فرزندان عبیدالقداح که در مصر و مغرب بودند و ادعا می­کردند علوی هستند، معروف به نفاق و زندقه بودند و از نسل کفار می­باشند و اهل علم بر نفاق و زندقه­ی آنها اتفاق­نظر دارند و همچنین گروهی دیگر از حاکمان از جمله فرزندان بویه و غیر آنها نیز محکوم به نفاق و زندقه هستند.»

از این می­فهمیم که ابن تیمیه به اخبار و احوال آنان آگاه بوده و از مصادر متعددی که حقیقت آنها و نسب آنها را روشن می­کند، آگاه و مطلع بوده است و از جمله مسائلی که آن­را تقویت می­کند سخن عبدالقاهر بغدادی است که معاصر با آنها بوده و به سال ۴۶۹ فوت کرده است.

او سخنش در مورد قداح اینگونه به پایان می­برد: «سپس فتنه­ی او در مغرب آشکار شد و امروز فرزندان او مسئول وضعیت مصرند.»[۲]

برخی پژوهش­های جدید در مورد قرمطیان، معز الدین الله را منتسب به آنان می­داند؛ دکتر سهیل زکار سند تاریخی را منتشر کرد که همان نامه­ای بود که برای قرمطیان فرستاد، محتوای نامه به این صورت بود که وقتی معز الدین به تمایل قرمطیان به جنگ با مصر اطلاع یافت، به آنها نامه­ای نوشت و در آن نامه برتری خود و اهل بیت خود را یاد کرد و بیان داشت که دعوت قرمطیان همان دعوت او و پدرانش قبل از او بوده است.»[۳]

ابن تیمیه میان فرقه­های شیعه تفاوت قایل شده است و میان غالیان و معتدلان حد و حدودی در نظر گرفته است. باطنی­ها از نسل عبید بن میمون القداح می­باشند، شخصیتی که ادعا کرد از فرزندان محمد بن اسماعیل بن جعفر است درحالی­که از فرزندان او نبود بلکه جد باطنی­ها  یهودی است که ربیب یک مجوسی می­باشد و اینان بودند که اظهار تشیع کردند درحالی­که درحقیقت با شیعه دین یکسانی ندارند نه با امامیه، نه زیدیه و بلکه با غالیانی که اعتقاد به الوهیت علی یا نبوت او دارند، هم عقیده نبودند بلکه باطنی­ها از همه­ی این گروه­ها بدترند. به همین سبب علما و صاحب­نظران، کتاب­های زیادی در کشف اسرار و بر ملا کردن حقیقت آنها تالیف کرده­اند و جنگ­های بسیاری را علیه آنان ترتیب داده­اند. اینان ابتدا به شیعه­گری دعوت می­دادند و به اینکه به آنچه شیعه می­گوید، آنچه واجب کرده و آنچه حرام کرده، گردن نهند.

[۱] – سیوطی، تاریخ الخلفا، ص ۳۹۱٫ تحقیق شیخ محمد محیی عبدالحمید، ط. التجاریه ۱۳۸۹ هـ – ۱۹۶۹م.

[۲] – بغدادی: الفَرق بین الفرق، ص ۲۸۳ چاپ صبیح.

[۳] – ثابت بن سنان و ابن الندم: تاریخ اخبار القرامطه، ص ۵۹-۶۰، ترجمه الحسن الاعصم القرمطی، تحقیق د. سهل زکار، دار الامان، لبنان، ۱۳۹۱هـ – ۱۹۷۱م.

مقاله پیشنهادی

سخنانی پیرامون آسان شدن بلاها

یکی از تاجران عاقل می‌گفت: وقتی، انسان سود ببرد و سالم برگردد، مصیبت، خیلی ناچیز …