سکولاریزم – یا جدائی دین از دولت

«سکولاریزم » ( secularism   ) یا « سکولاریزاسیون    (secularization »  اصطلاح لاتین  بوده  واز « سکو لاریس   »  گرفته شده است .

این اصطلاح در فرهنگ غرب  به معانی مختلفی  مورد استعمال  قرار  گرفته است .

« سکولاریسم » یعنی  : مخالفت  با شر عیت  ودین ، مخالفت  با روح دینداری ، روح  دنیا داری ، طرفداری  از اصول  دنیوی  وعرفی ،جداساختن دین  از دنیا،   جدای  دین از سیاست ، علم  گرایی ، نوگرایی  ومدرنیسم ، اعتقاد به اصالت  امور دنیوی ،  دنیوی کردن ،  غیر دین  گرایی ،  نادینی گرایی ، دنیویت ،  این جهانی .

سکولار  یعنی:  وابسته  به دنیا ، غیر   روحانی  ،  غیر  مذهبی ،یعنی کسیکه   علاقه  و تمایلی  به امور  معنوی  ومذهبی ندارد .
(فرهنگ کامل فارسی آریان پور کاشانی ،  ۴۹۵۳ ،  ماده secu  ص۳۷۸ .ودایره المعاف  بریتانیا ، مادهATH )  )  وفصلنامه کتاب نقد ، ج ۱ ، ص ۵۵ ؛ فرهنگ انگلیسی – فارسی  معاصر ، محمد رضا باطنی )

سکو لاریزه  یعنی:  دنیوی کردن ،  غیر  روحانی  کردن ، ورها شدن از سیطره  ونفود  کشیش ها ،  اختصاص به کار های  غیر روحانی دادن ، از عالم روحانیت  خارج شدن ، دنیا  پرست شدن ، جنبه  دنیوی به عقاید  یا مقام  کلیسایی  دادن .
( دایره  المعارف  بریتانیکا ص ۲۳۳ ، ماده ATH )  )

همچنان برای  توضیح بیشتر  «سکولاریسم » بهتر خواهد بود   دو اصطلاح  دیگری را  هم  که برای  تکمیل  بحث مفید است   نیز مورد  تعریف  قرار گیرد،  این  دو اصطلاح  عبارتند از :

۱- آته ایسم   ATHEISM   یعنی انکاراز وجو د خدا ،  بی اعتقادی  به وجود  پروردگار . آته  ایست دریک کلمه   یعنی  ملحد .

۲- لا ییسم :  یعنی وابستگی  به شخص  دنیوی وغیر روحانی ،  خروج از سلک روحانیون،  و لائیک یعنی ،  دنیوی ، انسان  که از سلک  روحانیون  خارج گردد .

بنا به تعریف دایره المعارف  بر یتانیکا :  لاءیک  از موارد  ومصادق سکولار  می باشد ،  زیرا تفکیک  دین  از سیاست ، اخص از سکولار  اعم  از لاءیک می باشد .  ( دایره  المعارف  بریتانیکا ص ۲۳۴ ، ماده ATH )  )

معنای اصطلاحی  سکولاریزم  :

از آنجائیکه  مفکوره  سکولاریسم  متشکل  از ابعاد  مختلف  ومتنوع سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، دینی و … است  لذا  ارائه  یک  تعریف جامع   برای سکولاریسم
( مانند  معنای لغوی آن ) کاری است  سخت و  دشواری  .  ولی  با آنهم  با استفاده  از  همه تعریف  ها که علما ومحقیقن  از  سکولاریزم   بعمل  آورده آند ، ما  صرف به یک  تعریف ذیل  اصطلاحی از فرهنگ آکسفورد  اکتفا ء خواهیم  کرد.

در فرهنگ آکسفورد ، در مورد   تعریف سکولاریزم چنین  میخوانیم :
« اعتقاد به این  قوانینی که ،  آموزش  وسایر امور اجتماعی به جای آنکه  مبتنی  بر مذهب باشد ،  بر داد ه های  علمی بنا شود »
( ریشه  ها  ونشانه های  سکو لاریسم  :  نوشته علی گلپایگانی ، چاپ  اول ۱۳۷۹  هجری شمسی، صفحه ۱۷  )
باز هم اگر همه  تعریفات  علما ودانشمندان را  در مورد سکو لاریزم  جمعبندی نمایم ، تعریف ترکیبی  ذیل  را بدست  خواهیم آورد :

« سکولاریسم  به معنای بی  اعتقادی  یا بی  اعتنایی یا به  حاشیه قرار دادن دین  وامور مبتنی بر مذهب از فعالیت  های  مختلف زندگی  بشری از قبیل حکومت ، سیاست  ، اخلاق ، فرهنگ  وغیره است .»

تاریخ تولد سکولاریسم   :
علما  بدین  باورند که تولد  مفکوره « سکو لاریسم»   در قرن  ۱۴  و۱۵ میلادی در نتیجه  طرز  تفکر  وروش های  اجتماعی  وسیاسی کلیسا  در  مغرب زمین ، پا به عرصه  تفکرات  ویا پا به عرضه وجود  گذاشت .. ( کتاب  فلسفه  دین  صفحه ۲۳۴  چاپ تهران )

تعبیر سکولاریزاسیون  در زبان  اروپایی  برای  اولین بار  در سال ۱۶۴۸  در معاهده  وستفالی  به کار  رفت . در آن زمان سکولاریزاسیون  بدین معنی  مورد  استفاده قرار  میگرفت که  مؤسسات  وسر  زمین های که زیر سلطه  کلیسا  قرار داشت . باید از نظارت  وحاکمیت  کلیسا  خارج  ساخته  شود و در تحت   سلطه  سیاسی  غیر  رو حانی   وموسسات  دولتی  ویا  مرکز  اجتماعی  غیر مذهبی    قرار گیر د .

مبلغین این جنبش  برای  توضیح اهداف خویش  از  اصطلاح  « سکو لاریس »  استفاده بعمل می آوردند  واین اصطلاح آهسته  آهسته   دربین مردم  مروج  گردیده  ،  وبه  مفهوم تمییز  وتفکیک  میان   امور  مقدس  دینی  از امور  دنیوی   به کار می رفت  وکشیش  های  کلیسا را   که مصروف  کار  در  ادرات  کلیسای   بودند  سکولار  می خواندند.

مورخین مینویسند  که بعد  ها همین اصطلاح   توسط   دستگاه  کلیسا  برای نامیدن  کشیش  ها ورو حانیون  که از خدمت  کلیسایی  معاف  شده بودند  ویا به  هر  دلیلی  از  خدمت کلیسا مرخص شده  بودند ، مورد استفاده قرار گرفت .

ولی این اصطلاح در قرن  بیست  از سوی دانشمندان   به معنای  دیگری  مورد استفاده قرار گرفت . این اصطلاح  به  مجموعه  جر یانات  وتحولاتی که ضمن  آن کنترول   امور  ونهاد های  اجتماعی  از  تصرف  مقامات  ومراجع  رسمی  دینی  خارج  گردد  مورد  استفاده قرار می گرفت . ( فرهنگ  دین  صفحات ۱۲۴ و ۱۲۵ )

علما که مصرف  تحقیق در  مورد  اصطلاح « سکو لاریسم »  هستند همه   بدین باور  اند ، که غربی ها در عقب   نظریه    « سکو لاریسم » قرار داشتند و دارند .

غربی  ها برای تقویه این نظریه چنان نقشه منظم  را روی  دست گرفتند  که این اصطلاح امروز نه  در مفهوم   اولی اش  بلکه  این اصطلاح  ابعاد خویش رابه عرصه های  مختلف  سیاسی   ، اجتماعی  ، اخلاقی  و … نیز وسعت داده است .

« ویلسون »  مینویسد :  « جداسازی  دین ودنیا  مفهومی غربی  است  که به بارزترین  وجه آن  در طول  قرن  جاری  ، در غرب   رخ  داده  است » ( فرهنگ دین صفحه : ۱۴۲ )

عوامل پیدایش فکره سکو لاریسم :
یکی از اولین  عامل  پیدایش  سکولاریسم  در غرب را میتوان از عدم دسترسی   نصرانیت  به وحی  الهی دانست . این  بدین معنی است که  تورات  وانجیل های  چهار گانه موجود ( “متى”، “مرقس”، “لوقا”، و”یوحنا “کتابهائى آسمانی و) متون  وحیائی  نیستند .اینهاکتب اندکى بعداز از حضرت عیسى علیه السلام توسط علمای نصرانی  تالیف ونوشته  شده ‏اند . بدین اساس  عدم  موجودیت  وحی آسمانی  سبب  پیدایش  عقاید مزخرف  از جمله اعتقاد  به تثلیث  وغیره …  گردیده است .

کتاب مقدس موجود در دست  نصرانیها چون  کتاب  آسمانی وو حیائی،   نیست بنآ شامل مطالب  وموضعات است  که  خود  بر جدای  دین  از سیاست  حکم میکند . بطور مثال  به برخی  از مطالب  اناجیل اربعه  اشاره  بعمل می آوریم :

۱- در انجیل موجوده تحریف شده عملآ  نوع از تقسیم کار میان کلیسا وقیصر  پذیرفته شده است . دراین کتاب  آمده است  که : آنچه که متعلق به قیصر است ، باید  به قیصر ، وآنچه متعلق به خداست ، باید به کلیسا  تعلق  گیرد . بطور مثال  در ( انجیل یو حنا ، فصل ۱۹، شماره ۳۶ )  چنین میخوانیم  : « حضرت عیسی علیه السلام  در جواب  به سؤال پیلاطس در مورد اینکه آیا تو پادشاه  یهود هستی ؟ گفت :  « پادشاهی من از این جهان نیست . اگر پادشاهی من از این جهان میبود  خدام   من جنگ می کردند تا به یهود تسلیم  نشوم ، لکن حالا پادشاهی من از این  جهان نیست . »

میگویند مردمی که معجزه حضرت عیسی علیه السلام  را دیدند ، خواستند اورا  بحیث  حاکم خویش تعین کنند ، اما حضرت عیسی  علیه السلام  از قبولی منصب  حاکم بودن  امتناع فرمود . ( انجیل یو حنا ، فصل ۶ ، شماره ۱۵  )
از  مثال های فوق چنین میتوان نتیجه  گرفت که حضرت عیسی علیه السلام  همه کوشش خود را براه می انداخت  که خود را از سیاست وحکومت  دور سازد ، وپیروان خویش  را هم  از این امر  نیز  بر حذر  می  داشت . که مبادا به  سراغ حکومت بروند .حضرت عیسی  علیه السلام  همیشه  به پیروان خویش  دستور میداد که : «حکومت را  به قیصر بسپارید  وبه دور از حکومت  وسیاست به عبادت خداوند مشغول شوید. »

موجودیت همچو  نظرایات در کتب  اربعه  نصرانیت که مبنی وحیائی ندارد   ،  ز مینه  خوب ومناسبی  را برای  رشد ونمو  « سکو لا ریسم »  در نصرانیت به  وجود آورد .

مغفرت نامه یا فروش قباله  جنت :
«مفغرت نامه» یا «فروش  قباله جنت»  از سوی   رهبران  نصرانیت یکی  از عوامل دیگری بود که   تاثیر بسزائی در رشد  ونمو « سکولاریسم »  داشت . انسان هایی که خود را  در برابر  خداوند  گناهکار می  دانستند   با پرداخت مبلغی  به  ملاى کلیسا  خود را از همه  گناه تطهیر  می کردند . اخوند های کلیسا  مردم را به خریداری  قباله جنت  تشویق  می کردند.  واز این بابت  پول  هنگفت را بدست می اوردند.

کشیشان  نصرانی  برای  فروش بهتر وبیشتر  قباله جنت ،  فتوا های  دینی را  ترتیب  داده بودند  ومیگفتند  که حضرت مسیح  خطاب به  پطرس  فرموده است :
« کلید های پادشاهی را  به تو میدهم ، آنچه را که  تو در زمین منع  کنی در آسمان  ممنوع  خواهد شد  وهر چه  را که  بر زمین  جایز بدانی در آسمان  جایز  خواهد شد. » ( انجیل  متی ، فصل  ۱۶ ، شماره ۱۹ ؛ ویل  دورانت، تاریخ  تمون ، ج ۶ ، ص ۲۵  )

این عمل  کلیسا  مورد  مخالفت سر سخت  اصلاح  گران  ودانشمندان  آن  عصر قرار گرفت وبه گفته  ویل دورانت  ، جرقه  های  اصلاح دینی را  شدت بخشید وزمینه خوبی را  برای «سکولاریسم  »  مهیا ساخت .

محققین بدین باور اند که یکی از عوامل که موجب انقلاب   اصلاح  دینی گردید  همین فروش    قباله جنت  ومغفرت  نامه  ها  از گناه بود که  توسط ملا های کلیسا  براه انداخته شده بود . ( ویل  دورانت : تاریخ تمدن  ( اصلاح  دینی  ) جلد ۶ ، صفحه ۲۶   چاپ تهران )

فروش  مغفرت نامه  وترویج این فکره  در جامعه اروپایی  تاثیر سوء را بجاى گذاشت   واین عمل موجب انحراف بیشتر  کشیشان  وموجب  فاصله  گرفتن مردم  از  دین شد .

« تامس گسکوین »  رئیس  پو هنتون  آکسفورد  در سال ۱۴۵۰  در این مورد مینویسد :
«  امروز  گنا هکاران  می گویند  :  برایم  فرق نمی کند  که من چقدر  گناهی  را در برابر  پروردگار خویش   انجام داده ام ،زیرا  با اعتراف  بنز د کشیش  کلیسا  وخریداری  مغفرت  نامه  وقباله جنت  جنت از  پاپ ،   میتوانم  معاصی گناه  ام را جبران کنم .»   (تاریخ تمدن  کتاب اصلاح دینی  –  نوشته : ویل  دورانت صفحه  ۲۷  )

پاپ  واجب الاحترام ومصون  از خطا ء
قداست  پاپ ویا عصمت  ومصونیت  پاپ  از  گناه: یکی دیگر  از لغزش ها و  عوامل  است  که موجب  زمینه سازی خوبی  برای سکولاریسم   کردید.

کلیسا و در  راس  آن پاپ  خود را جزء  مقدسات  دین نصرانیت  وجانشین  حقیقی  خداوند  وحضرت  عیسی  علیه السلام  در روی زمین ا علان داشتند ، وطی فرمان دینی  اطاعت از پاپ وکلیسا را  جز  از شرعیت   نصرانیت دانستند .  وگفتند که : نظریات  پاپ ها   به منزله  کتاب مقدس   اهمیت داشته ، نقد ناپذیر ، وواجب  الاطاعه  ومقدس است .

قدیس « اگو ستینو تر »  در رساله  خویش مینویسد :  « قدرت پاپ  از جانب خداوند است ، زیر او خلیفه وقائم مقام  او بر زمین است  واطاعت پاپ  حتی اگر  در گناه هم آغشته  باشد  واجب  است … مقام  پاپ بالاتر  از مقام  ملائکه   بوده ، ودر خور  همان  ستایش وتقدس است که به مریم  عذرا  ودیگر قدیسان گذارده  می شود.»
( برای معلو مات مزید مراجعه شود به کتاب  سکو لاریسم در نصرانیت واسلام ، صفحه ۵۱ نوشته:   محمد  حسن قدر دان  قراملکی چاپ تهران ۱۳۷۹ هجری  شمسی )

اگر متون دینی نصرانیت  بطور دقیق وهمه  جانبه مورد  تحلیل وارزیابی  قرار  گیر د  بو ضاحت تام این نتیجه گیری را بدست خواهم اورد که خود  متون دینی  ومبانی کلامی  واعتقادی  نصرانیت  زمینه مساعد را  برای پیدایش سکو لاریسم  مساعد ساخته .  که این  نقطه  تزلزل  وضعف  مبانی  دینی  نصرانیت  را به اثبات میرساند .

اصلاحات  در  دین :
در اواسط   سالهای ۱۴  نهضت   جدید  بنام نهضت اصلاح دینی   « رفورمیسم » در غرب آغاز به فعالیت  کرد . این جنبش  زمینه نفوذ  را برای  سکو لاریسم  در غرب باز کرد که به موجب آن  به تدریج از نفوذ  مذهب در   زندگی  بشری  گردید.

مورخین مینویسند  که « مارتین  لوتر » ( ۱۴۸۳ – ۱۵۴۶ م ) یکی  از  مشهورترین  رهبران  این جنبش  بود .  وی  تحت نام  به اصطلاح  ، اصلاح ا هدف  دین  وبنام  بر قراری  نظم  وانضباط  در کلیسا ،  نظریات جدید  در باره  نصرانیت  ارائه داد .  که یکی از  تیوری های  اش « سکولاریسم  » (  جدایی دین  از سیاست )   بود.
مارتین لوتر  اعلان داشت : «  پادشاهان  قدرت خود را مستقیمآ از خدا  می گیرند وظیفه  کلیسا  فقط پرداختن  به  امور معنوی  وروحی است . »

نهضت اصلاح دینی  ،  با عث  در هم شکستن  حاکمیت کلیسا  وظهور  فلسفه  جدیدی  سیاسی گشت . از نتایج  کار وفعالیت  این جنبش  بود  که جنگ در بین فرقه های مختلف مذهبی  شدت  گرفت  واین  پروسه  زمینه  خوبی  برای  زوال  قداست  دین  مساعد  ساخت  و موجب زمینه سازی خوبی  برای  سکولاریسم  گردید . ( برای معلومات بیشتر مراجعه شود  : به کتاب « فلسفه دین  »  نوشته : عبد الله نصیری  صفحه :۲۴۳  چاپ تهران  )
برخورد های  افراطی  مذهبی
محقیقین  یکی  دیگری از عوامل   که موجب زمینه  سازی  برای سکولاریسم   در غرب  گردید:   همین  برخورد  خشنونت  امیز ،  افراطی  ،غیر مدبرانه  وعاقلانه  مبلیغین  کلیسا  در بین  مردم بود .  رو حانیون مذهبی  وکمیته های امر بالامعروف ونهی عن المنکر  کلیسا  به جای اینکه  با عطفوت وملائیمت  با منطق واستدلال  وبا موعظه  حسنه   در نشر  دین  با مردم  بر خورد نماید  با خشونت  پر داختند  وبا برخورد های  غیر عاقلانه  غیر منطقی  در برابر   مردم قرار  گرفتند.

مبلغین  دینی   نه تنها  با  عوام الناس   بر خورد غیر  عالمانه  بعمل آوردند ،  بلکه در مقابل  دانشمندان  نیزاز  بر خورد  جاهلانه کار  کردند  ،  این وضعیت  به مر حله رسید  که  علما :  مجبور بودند  آنچنان بیاندیشند ، طوریکه کلیسا  وملا ها  آن را می اندیشند  دانشمندان جرأت  نمی کردند  بر خلاف آنچه کلیسا  آن را  علم  می داند  بیندیشند .

این  وضع از قرن ۱۲  تا  قرن ۱۹ میلادی در کشور های چون فرانسه ، انگلستان ، آلمان ،  هلند ،  پرتگال ، لهستان ، اسپانیا وغیره …  معمول بود . این عمل  روحانیون  کلیسا عکس العمل  بسیار  بد  ونفرت انگیزی را  نسبت  به دین  ومذهب به طور کلی  ایجاد کرد .
روحانیون  کلیسا  در طی این سالها  غرض سرکوب علما ،  دانشمندان  به تاسیس محاکم  عقاید  بنام «ا نگیزیسیون »  یا « تفتیش عقاید »  پرداختند .  وبدین ترتیب  توانستند مخالفین خویش  را زیر  نام  مخالفین دین وبدعت گران در دین  وغیره … نام  ها  به جزا های  سخت وسنگینی   مجازات نمایند .

ویل دورانت  مینویسد: رهبران  محاکم   قبل از  انعقاد  محکمه از طریق  منابر ومناره های  کلیسا  اعلان میکردند، هر کدام از شما که ملحدین  ، بیدین ها  وبدعت گران را  سراغ  داشته باشند ،  غرض  محکمه  بما  معرفی  نمایند . مطمین باشید  که کسانیکه  در اطلاع  رسانی  وجاسوسی با ما   کمک کند  نام شان را  نه تنها  افشا نخواهم کرد  ، بلکه  از نزد ما انعام ومکافات  نیز  بدست خواهد آورد .

ویل دورانت  می افزاید  :  طریقه وشیوه  تعذیب وشکنجه   رو حانیون کلیسا  در هر کلیسا  متفاوت بود  ولی  اکثرآ   هر دودست  متهم ر  به پشت  سر متهم می بستند  وآنانرابه دار می آویختند . ویل  دورانت مینویسد : گاهی  دست متهم  را  چنان محکم می بستند ودست  های شانرا در  کلو شان می انداختند که زیاتر ا. متهمن  خفه میشدند  وجان میدادند . در برخی از اوقات  دست وپای متهم  چنان محکم بسته بندی  میشود   که استخون  ها ی در هم می شکست  و ومتهم قبل رسیدن  به محکمه جان میداد . ( تاریخ تمدن ج ۱۸،صفحات ۳۴۹ و۳۵۱  )
هنری  چهارم در سال ۱۴۰۱  م  در انگلستان  به در خواست کلیسا  فرمان مشهوری را   بنام « بدعتگران   باید  سو ختنانده شو د » صادر نمود.

ویل دورانت در صفحه  (   ۳۶۰  )  کتاب خویش بنام  (  تاریخ  تمدن )   در مورد امر وارقام   قربانیان  کلیسا مینویسد :

«  از سال ۱۴۸۰ تا سال ۱۴۸۸  ) ( ۸۸۰۰ ) نفر  تو سط کلیسا  سوختنده  شده اند  ودر حدود  تقریبآ ( ۹۶۴۹۴ )  نفر  محکوم  به جز های مختلف  النوع کردیده اند .
واز سال ۱۴۸۰  تا سالهای ۱۸۰۸ در حدود ۳۱۹۱۲ نفر  سو ختانده شده اند  وبه تعداد ( ۲۹۱۴۵۰ ) محکوم به جزا های  مختلف النوع گردیده اند .»

ناگفته نباید گذاشت عوامل  دیگری  از جمله  فساد مالی ، برخورد غیراخلاقی  رهبران کلیسا زمینه خوبی را برای رشد  سکو لاریسم  در غرب مساعد  ساخت که غرض طوالت کلام  از  ذکر آن  صرف نظر بعمل می آوریم .

سکولاریسم  و اسلام

افراد که  از دین مقدس اسلام  درک و معلومات دقیق  وهمه جانبه دارند ،   به این امر  اعتقاد وباور دارند   که دین اسلام با سیاست   روابط  ناکسستنی   ومحکم دارد. حتی علمای  غیر اسلامی نیز  بدین  حقیقت اعتراف  مینمایند

بر اساس  اعتقادات اسلامی حاکمیت مطلق  از ان پروردگار است  واعمال این حاکمیت در روی زمین   به بندگان  صالح  آن داده شده است  . واین بدین  معنای است  که حضور دین  در همه عرصه ای های  زندگی بشر  وجود دارد .

ولی سکولاریسم   ومبلغین  وحامیان  این نظریه ،  همه  سعی وتلاش خویش در این عرصه به مصرف میرساند  تا دین را  از صحنه های  اجتماعی و سیاسی حذف  کند  وآن را به  زندگی  فردی  وعبادی وبه اصطلاح  دین را در گنج  مسجد وقبرستان  منتقل سازد .    ودر نهایت   امر حق  قانگذاری  وحاکمیت را از  دین حذف و  به غیر  خدا  واگذار  کند.

در حالیکه بر اساس حکم  اسلامی  ،« کتاب  الله وسنت  نبوی » حاکمیت مطلق از آن پروردگار است . وخداوند  منشا ء مشروعیت  حاکمیت دینی است  وسیاست اسلام  مبتنی  بر قوانین  آسمانی  وسنت  پیامبر صلی الله علیه وسلم استوار ، می باشد .
بنآبراین در همه عرصه های زندگی بشر  اعم از امور  اجتماعی ، سیاسی ،  اقتصادی ، اخلاقی  و  …. دخالت تام ومستقیم   دارد وعقل وعلم  در سایه  هدایات اسلامی  مناسبات  اقتصادی  وسیاسی  جامعه را  سامان می بخشد.

در تفکر سکو لاریستی  ، هدف دولت  تلاش  برای حفظ حاکمیت  وایجاد  موازانه  میان  آزادی وعدالت است . یعنی  این که  چه باید کرد که آزادی های  فردی محدود نشود وقدرت حاکمان  چگونه کنترول شود که مخل  به آزادی افراد  ( آزادی  که خود شان  تفسیر می کنند )  نباشند ؟

اما در تفکر اسلامی  ،  هدف از سیاست  وحاکمیت  ، احیای  دین  وسنت  های الهی  ، اقامه عدل ، قسط  انصاف  است . اجرا وتطبیق  قوانین  الهی برای  ایجاد امنیت  وفراهم ساختن  زمینه ای   جهت رشد  مادی  ومعنوی ،  ونجات انسان  از   تاریکی بسوی نور ، اصلاح جامعه،  مبارزه با بدعت  ها ناروا ، تعلیم وتربیه صحیحی وسالم ، احقاق حقوق انسان  بخصوص  ضعفا ، ودر نهایت  دستیابی  به فضیلت  ، کمال  ومعرفت است .

خداوند متعال  می فرماید :
« قد جاءکم من الله نور وکتاب مبین ، یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام  ویخرجهم من الظلمات الی النور باذنه ویهدیهم الی صراط مستقیم » ( مائده :۱۵-۱۶)

« از جانب پروردگار  نور ی ( که پیغمبر  است وبینشها ر روشن می بخشید )   وکتاب روشنگری  ( که قرآن  است  وهدایت بخش  انسانها است ) به پیش  شما آمده است .
خداوندبه برکت  آن ، ( کتاب )   کسانی را به راههای امن وامان ( از ترس  وهراس  دنیا  وآخرت  )  هدایت  می کند که خواستار    خشنودی  او باشند ، وبا مشیئت وفرمان  خو د آنان را  از تاریکی ها  وظلمت ها ( کفر وجهل ) بیرون  می آورد  وبه سوی نور ( ایمان وعلم)   می برد .  وایشان را  به راه راست  هدیت ورهبری  می کند. »

از دید اسلام حکومت  وسیله است ونه هدف ، وهدف از آن به کمال  رساندن  انسان است. هدف اسلام حفظ سیادت انسان بوده  وهم توجه خویش را  به حقوق بشر  معطوف ساخته    ورعایت آنرا  واجب می داند .

آیات قرآنی وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم اساس وتهداب  سیاست دین مقدس   اسلام را تشکیل میدهد . اعتقاد  وعمل  برآن را جزئی از قلمرو  ایمان  وبخشی  از مجموعه  تعالیم  اسلام  وحیات  یک مسلمان  می شمارند . به طوری که در تفکر قرآنی  وسنت  پیامبر  صلی الله علیه وسلم تفکیک اندیشه  وعمل سیاسی  از ایمان  واسلام ،  واز زندگی اجتماعی مسلمانان  امکان پذیر نیست .

در قرآن عظیم الشان  آیات متعدد ی براین امر تاکید میدارد  که  وضع قانون وحاکمیت مطلق از آن  پروردگار بوده  وما انسانها  مجریان این  قانون در روی  زمین می باشیم .

۱-« ان الحکم الا لله  یقص  الحق  وهو خیر الفاصلین » (انعام ۵۷)  (فرمان جز از آنِ خدا نیست . خدا به دنبال  حق  می رود ( وکار هایش برابر  حکمت  انجام میشود .  لذا اگر خواست  عذاب  واقع می گردد  واگر  نخواست  عذاب  واقع  نمی شود )  واو  بهترین ( قاضی میان  من وشما و ) جد  کنند ۀ ( حق  از باطل ) است .)

۲-« له الحمد فی الاولی والاخره وله الحکم »( قصص ۷۰)
( فر ماندهی  وداوری از آن  اواست . وبه سوی  او باز گردانده می شوید . ( او خالق ، واو حاکم ، واو قاضی است ).

۳-« مالهم من دونه من وال » (رعد ۱۱ ) (ولی هنگامیکه خدا بخواهد بلایی به قومی برساند هیچ کسی  وهیچ چیزی  نمی تواند آن را ( از ایشا ن)  بر گرداند ، وهیچ کس غیر خدا  نمی تواند یاور ومدد کار آنان  شود.)

۴-«ان الحکم الا لله امر الاتعبدوا  الا ایاه ذلک الدین  القیم » (  یوسف ۴۰ )
( فرمانروایی از آن خدا  است وبس ( این ، اوست  که بر کائنات حکومت میکند واز جمله عقاید  وعبادات را وضع می نماید ). خدا دستور  داده است  که جز  او  را نپرستید . این است  دین راست  وثابتی ( که ادله  وبراهین  عقلی ونقلی بر صدق آن  رهبرند ).

همچنان قرآن عظیم الشان  هدایات  خاصی را  برای  پیروان خویش هدایت فرموده است : ومی فرماید : آنعده  از حکوما ت  که مخالف شرع  است  نباید از  آن  متابعت صورت گیرد ،  وحتی امر بر سر نگونی  همچو  حکومت نموده است :

بطور مثال خداوند پاک  در ( آیه : ۶۰  سوره نسا ء )  می فرماید :   : « یریدون ان یتحاکموا  الی  الطاغوت  وقد امروا   ان یکفروا  به »  ( می خواهند داوری را به پیش طاغوت ببرند( وحکم او را به جای حکم خدا بپذیرند ؟ ! ) وحال آنکه بدیشان فر مان داده شده است که ( به خدا ایمان داشته و ) وبه طاغوت ایمان  نداشته باشند . )

وحتی قرآن در برخی از آیات   پیروان خویش  را  به  مقابله رو در رو  در مقابل حکومت  طاغوتی مخالف اسلام   دعوت نموده  است .  از آنجمله میتوان  از آیه ۱۷  سوره  نازعات  که به حضرت  موسی علیه السلام  وظیفه داد  تا به  مبارزه  رو در رو  با فرعون بپردازد . « اذهب الی  فرعون  انه طغی» ( به سوی فرعون برو  که او  سر کشی کرده است . )

همچنان قرآن عظیم الشان حکمران  خویش را  به پیروی از دین  اسلام  واحکام قرآنی  دعوت  نموده  وحکام  اسلامی که از احکام  قرآنی سر پیچی  می نمایند آنان را : فاسق ، کافر  وظالم  خطاب نموده اند :

« ومن لم یحکم  بما انزل الله فالئک هم الکافرون » ،« الظالمون » ، « الفاسقون » ( مائده  : ۴۴ ، ۴۵ ، ۴۷  ) (  وکسانیکه  به  موجب  آنچه خدا  نازل  کرده است  قضاوت  وداوری نکند  ،  آنان  خود( کافرند )، ( ظالمند ) ،(  فاسقند ).

قرآن عظیم الشان  در خطاب  به پیامبر اسلام  می فرماید :
« انا انزلنا الیک الکتاب با لحق لتحکم بین  الناس بما  ار اک الله  » ( نسا ء۱۰۵ )
(ما کتاب ( قرآن را که مشتمل  بر حق  وبیانگر  هر آن چیزی که حق است )  به حق بر تو نازل کرده ایم  تا ( مشعل راه  هدایت باشد  وبدان )  میان مردم طبق آنچه خدا به تو  نشان  داده است قضاوت وداوری کنی . )

همچنان در قرآن عظیم الشان از حکومت ورهبری  واعطای  ملک وپادشاهی به برخی از  پیامبران مانند  : حضرت داود علیه السلام  ،  سلیمان علیه السلام ،  ابراهیم علیه السلام ،  لوط  و…  سخن بمیان آمده است  . که ذکر همچو داستان  ها در قرآن  خود مبین  وحدت وعینیت  عملی  دین وسیاست است .

« یا داودانا  جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوی … » ( ص:۲۶ ) ( ای داود  ما تو را  در زمین  نمایندۀ ( خود )  سا خته ایم ( وبر جای  پیغمبران پیشین نشان داده ایم ) پس در میان مردم به حق داوری کن واز هوای نفس پیروی مکن . )

« فقد ء اتینا ء ال ابراهیم الکتاب والحکمه وءاتینهم ملکا عظیمآ  »(  نسا ء : ۵۴  )
( ما که به حضرت  ابراهیم علیه السلام   کتاب (آسمانی ) وپیغمبری وپادشاهی  عظیمی  داده ایم ( مانند : سلطنت  یوسف در مصر ،  وپادشاهی  داود وسلیمان در  شام ) .

همچنان   قرآن عظیم الشان  اطاعت  از رسول  وولی امر را بر مسلمانان  واجب نموده ،  میفرماید :
« یا ایها الذین آمنوا  اطیعوا  الله  و اطیعوا   الرسول و  واولی  الامر منکم »
( نسا ء۵۹ ) (ای کسانیکه ایمان آورده  اید  از خدا ( با پیروی از قرآن ) و از پیغمبر  ( خدا  محمد صلی الله علیه والسلم  با تمسک به سنت او )  اطاعت کنید. واز ولی الامر مسلمان خود  فرمانبرداری  واطاعت نماید . ( مادامیکه دادگر  وحقگرا بوده ومجری  احکام  شریعت  اسلام باشد .)

با توجه  به آیات  قرآنی  که فوقآ بدان ا شاره بعمل آمد   به  وضحات  تام  ثابت میگردد  که  دردین مقدس اسلام ، دین  وحکومت  جدا ناپذیر بوده  وحاکمیت  مطلق  از آن  خدا میباشد .    بنآ اصدار   شعاری  های   جدائی دین از سیاست در کشور های اسلامی  وبخصوص  در کشور عزیز ما افغانستان که یک کشور اسلامی می باشد ،  صرف  شعار  بوده  ، تطبیق  وعملی  ساختن  آن  غیر ممکن  غیر عملی  وغیر منطقی  میباشد .                ختم

تتبع ونگارش :  امین الدین «  سعیدی » – مدیر مسؤل مرکز فرهنگی  دحق لاره  – جرمنی

مقاله پیشنهادی

هر گناهی را ممکن است که خدا مورد بخشش قرار دهد، مگر…

ابوداوود از ابودرداءس روایت کرده است که پیامبر ج فرموده است: «کُلُّ ذَنْبٍ عَسَى اللَّهُ …