سلسه دفاعیات از ام المومنین عایشه الصدیقه رضی الله عنها

شبهه شیعه:

عایشه با شرکت در جنگ جمل مرتکب گناه عظیمی شد و مسئول قتل هزاران نفر مومن استمگر علی علیه السلام رهبر مسلمین نبود؟؟؟ قران خطاب به زنان پیامبر گفته (وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ (احزاب: ۳۳).

در خانه های خود بنشینید .سوال ما اینه که وقتی همچنین سخنی در قرآن هست وقتی خود شما اهل سنت حدیث دارید : من رای من امامه شیئا یکرهه فلیصبر فانه من فارق الجماعه شبرا فمات مات میته جاهلیه”
اگر کسی از پیشوا و زمامدار خویش چیز ناخوش آیندی مشاهده کرد باید که صبر کند زیرا اگر کسی از دستگاه خلافت و مسلمانان پیرو آن ها یک وجب دور شود و بر آن بمیرد مانند مردگان جاهلیت مرده است.
چرا عایشه به خونخواهی عثمان قیام کرد؟؟؟؟ پس قطعا گناه بزرگی مرتکب شده.
حتی اگر بر فرض محال کار حضرت علی هم اشتباه بود این گروه نبایست یک وجب از دستگاه خلافت دور میشد و تخلف میورزید.

جواب اول ما:
ما میگوییم اگر عایشه مسئول خون یک نفر هم میبود باید علی او را قصاص میکرد شما که عایشه را مسئول خون هزاران مومن میدانید و هر روز هم تعداد را زیاد میکنید!!!
پس عایشه میبایست هزاران مرتبه قصاص میشد
علی چرا تعلل کرد؟ نگویید مصلحت نبود

آن علی که در یک روز ۴۰۰۰ خارجی که بر سر ، نشانه سجده داشتند را کشت

آن علی که شهید شدن ابر مردانی چون طلحه و زبیر ،به اعتبارش لطمه نزد، اگر عایشه را مجازات نکرد پس مصلحتی در کار نبود اگر با عایشه بهترین رفتار را کرد پس مصلحتی در کار نبوده
و میتوانست عایشه را در گرما گرمی جنگ بکشد. چرا نکشت ؟
تنها یک جواب جلوی ماست
شما دروغ گو هستید
دروغ می گوید دروغ

البته تاویل کنندگان بی تجربه ای نیز هستید
از نظر من نه علی نه عایشه نه طلحه نه زبیر هیچکدام مسئول جنگ جمل نیستند
افرادی مثل شما ها ، در اون زمان نیز فتنه گر بودند و حالا هم هستند

و نمیگزارند فتنه آرام بگیرد و هی در فتنه تاریخ میدمند
حالا که علی در سر بزنگاه به عایشه ناز کمتر از گل نگفت
بین شما با علی یک نقطه مشترک هم نیست

آنچه که اینجا نوشتم هم یک دلیل از ده ها دلیل من است که شما از عمل علی بیزارید
از نظر ما جواب این سوال که چرا علی به عایشه چیزی نگفت اینست که علی میدانست نیت عایشه درست بود و نیت اصلاح داشته و در شروع جنگ جمل دست نداشته و اونها میخواستند جنگ را آرام کنند که نشد
ونیتشان کشتن قاتلان عثمان بود که اون کار ،از نظر علی نیز خوب بود

جواب دوم ما:
بیاید ببینیم چه کسانی جنگ جمل را راه انداختند؟؟؟؟

از نظر ما همان ها که حسین را بردند به صحرا ، بعد دست بیعت به یزید دادند و شهیدش کردند ، مسئول جنگ جمل نیز هستند
همانها که بعد از آنکه حسین را کشتند ، خودشان گریه کردند و سینه زدند و یا حسین مظلوم سر دادند
همان ها که در لشکر علی و در رکابش میجنگیدند
اما وقتی دیدند علی دارد بر معاویه پیروز میشود محاصره اش کردند که صلح کن و مجبورش کردند به صلح و بعد از صلح ،جنگ نهروان را براه انداختند
بعدش علی را شهید کردند
همانها که حسن چون اونها را دید ،فهمید با این افراد منافق نمیتواند معاویه را شکست دهد پس صلح کرد همانها مسئول جنگ جمل هستند.

همان ها که قبلش عثمان را شهید کرده بودند
در جنگ جمل نیز وقتی دیدند علی و عایشه بتوافق رسیدند شبانه جنگ را خلاف میل علی و عایشه روشن کردند
و پیروان اونها تا امروز در این فتنه میدمند.

جواب چهارم ما:
این نکته را بدانید که ما یاران رسول را معصوم نمیدانیم در پرتو این باور، در اختلاف بین علی و عایشه اگر حق با علی هم نمیبود از مقام او چیزی کاسته نمیشد و برعکس
خود علی وقتی خوارج را در جنگ نهروان قتل عام کرد، دنبال جسد ذوالثدیه گشت تا پیداش کرد و از مردم پرسید میشناسیدش ؟گفتند هان در فلان مسجد دیدمش و علی اینجا از خوشحالی سجده شکر کرد چون مطمئن شد در این جنگ نهروان حق با او بوده.

((بنا بر آنچه که از رسول الله شنیده بود که ذوالثدیه در سپاه باطل است))
پس علی هم نگران بود که مبادا برحق نباشد
سر خون آلود طلحه را که در جنگ جمل دید گفت ای کاش بیست سال قبل مرده بودم
و عایشه نا خواسته به ماجرا کشیده شد .

قاتلان حضرت عثمان با جعل نامه و فرستادن آن به قبایل (( بنام و از طرف عایشه ))به مردم اینطور وانمود کرده بودند که حضرت عایشه مشوق قتل عثمان بودند
لذا ایشان مجبور این حرکت شدند تا دروغ بودن قضیه نامه ها را نیز نشان دهند

شما فکر میکنید که صحابه باید معصوم باشند و ما عقیده داریم اونها بشر بودند معصوم نبودند

انها در مورد خلافت علی رضی الله عنه اختلاف نداشتند و میدانستند که او آدمی خوب و برحق است و از خون حضرت عثمان بری است
اما در باره زمان مجازات قاتلان عثمان اختلاف داشتند علی میدید قدرت ندارد که قاتلان را مجازات کند انها گمان کردند که دارند

اما حرف من اینه که کنکاش بر سر یک واقعه گذشته، حادثه ای که خود علی ، به قربانیان باز مانده از این توطئه چیزی نگفته بلکه حتی به توطئه گر برادر نیز گفته است.

محمد بن داود باسناده عن علی صلوات الله علیه انه سئل عن قتلی الجمل . امشرکون هم ؟ قال :لا بل الشرک فروا . قیل فمنافقون ؟ قال :لا . لان منافقون لا یذکرون الله الا قلیلا . قیل :فما هم .؟قال: اخواننا بغوا علینا  فنصرنا علیهم .
در مورد جنگ جمل از حضرت علی سوال کردن که اهل جمل ایا مشرک هستن حضرت علی در جواب گفت نه انها از شرک فرار میکنن . گفتن ایا منافق هستن . حضرت علی گفت نه منافقین در یاد و ذکر خدا نیستن مگر خیلی کم . پرسیدن پس انها ( اهل جمل ) چه کسانی هستن . حضرت علی گفت انها برادران ما هستن که علیه ما بودن و خدا مارو پیروز کرد .این سخن حضرت علی تیر خلاصی است به کسانی که به بهانه جنگ جمل امهات المومنین را کافر میدانن.
کتاب شرح الاخبار للنعمان التیمی. ج۴ ص ۱۰۵٫

شیخ کلینی در «روضه کافی» روایتی آورده و «علت وقوع زلزله در زمین» را توضیح می ‌دهد، روایت مزبور چنین است :

« علی بن محمد، عن صالح، عن بعض أصحابه، عن عبدالصمد بن بشیر، عن أبی عبدالله -علیه السلام قال: إن الحوت الذی یحمل الارض أسر فی نفسه أنه إنما یحمل الأرض بقوته! فأرسل الله تعالی إلیه حوتا أصغر من شبر و أکبر من فتر، فدخلت فی خیاشیمه، فصعق فمکث بذلک أربعین یوما ثم إن الله عزوجل راف به و رحمه و خرج. فإذا أراد الله جل و عز بأرض زلزله بعث ذلک الحوت إلی ذلک الحوت فاذا راه اضطرب فتزلزلت الارض».( الروضه من الکافی، ج ۲، صص ۶۷-۶۸).

یعنی : «علیّ بن محمّد از صالح، از برخی یارانش، از عبدالصّمد بن بشیر، از ابو عبدالله صادق -علیه السلام- روایت کرده که گفت: همانا آن ماهی که زمین را حمل می‌ کند، این فکر در ضمیرش گذشت که وی با نیروی خود به حمل زمین می ‌پردازد! پس خدای تعالی ماهی (کوچکی) به سویش فرستاد که از یک وجب کوچکتر و از فاصله میان انگشت شست و سبّابه بزرگتر بود. آن ماهی کوچک بدرون بینی وی رفت و او غش کرد. پس، چهل روز در بینی وی ماند آنگاه خداوند بزرگ بر ماهی حامل زمین، رأفت و رحمت آورد و ماهی کوچک از بینی او بیرون شد. و هر گاه که خدای عزّوجلّ بخواهد تا در زمین زلزله‌ ای پدید آید همان ماهی کوچک را به سوی ماهی بزرگ می‌ فرستد و چون دیده ‌اش بر او افتد، بر خود می‌لرزد و در زمین زلزله پدید می‌آید: شیخ کلینی در «روضه کافی» ذیل عنوان «حدیث الحوت علی ای شیء هو»؟ می‌نویسد:

«محمد عن احمد، عن ابن محبوب، عن جمیل بن صالح، عن ابان بن تغلب، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: سالته عن الارض علی ای شیء هی؟ قال : علی حوت! قلت : فالحوت علی ای شیء هو؟ قال : علی الماء. قلت : فالماء علی ای شیء هو؟ قال : علی صخره! قلت: فعلی ای شیء الصخره؟ قال : علی قرن ثور املس! قلت : فعلی ای شیء الثور؟ قال : علی الثری! قلت: فعلی ای شیء الثری؟ فقال : هیهات، عند ذلک ضل علم العلماء».( الروضه من الکافی، ج ۱، ص ۱۲۷، چاپ تهران (از انتشارات علمیه اسلامیه).

یعنی : «محمّد از احمد، از ابن محبوب، از جمیل بن صالح، از آبان بن تغلب روایت کرده که گفت: از ابو عبدالله صادق -علیه السلام- پرسیدم زمین بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: بر ماهی! گفتم: ماهی بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: بر آب، گفتم: آب بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: بر سنگ سخت! گفتم: سنگ سخت بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: بر شاخ گاو نرم تن! گفتم: گاو بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: بر خاک نمناک! گفتم: خاک نمناک بر چه چیز تکیه دارد؟ گفت: هیهات، در اینجا دانش دانشمندان گم گشته است».

مقاله پیشنهادی

فرقه شیعه (۳)

اکنون مناسب می­بینم سخنان سیوطی در مورد مهدی مغربی را ذکر کنم. او می­گوید: «مهدی …