دیدگاه صوفیه درباره عبادت و دین (۱۳)

وی می‌گوید: پیروان اولیه صوفیه چنین بودند، اما شیطان بعضی از امور را در نظر آنها اشتباه جلوه داد و آنها را گمراه کرد. و با گذشت زمان میل او به گمراه کردن آنها هم بیشتر می‌شد و این برداشت‌های غلط زیاد شد تا اینکه در زمان صوفیه متأخر این امر به نهایت خود رسید. و هدف او از به اشتباه انداختن آنها، بازداشتن آنها از علم بود و اینکه برای آنها ثابت کند که مقصود فقط عمل است. پس هنگامی که چراغ [هدایت] نزد آنان رو به خاموشی گرایید، کورکورانه در تاریکی به راه افتادند. عده‌ای از آنان گمان کردند که مقصود آن ترک تمام دنیا است پس به تمام آنچه که در زندگی آنها بود پشت پا زدند و مال و دارائی را چون عقرب می‌دانستند و فراموش کردند که برای مصلحت خلق شده‌اند و در به رنج انداختن خودشان زیاده‌روی کردند، حتی برخی از آنها نمی‌خوابیدند، اینان اهداف نیکی داشتند ولی راه درست را انتخاب نکرده بودند و از میان اینان کسانی بودند که به خاطر کمی اعمال نیکش به احادیث جعلی که خودش از آن خبر نداشت عمل می‌کرد. سپس افرادی آمدند، برای آنها از گرسنگی، فقر، وسوسه‌ها، و … سخن گفتند و درباره آن نوشتند از جمله آنها حارث المحاسبی و دیگران بودند و گروهی دیگر به وجود آمدند. مذهب صوفیه را از عیب پاک کردند و صفاتی را به آنان دادند و آن را از اختصاص داشتن به مقام و سماع و وجد و رقص و کف زدن پاک کردند. سپس این کار همچنان انجام می‌شد، و شیوخ برای آنها موارد جدیدی وضع می‌کرند و در جلساتشان سخن می‌گفتند و از علماء دور شدند و از آنچه را که خود به آن رسیده بودند و یا در علوم بود، دوری گزیدند تا جایی که آنها را علم باطن نامیدند، و علم شریعت را علم ظاهر می‌دانستند، افراد دیگری بودند که گرسنگی آنها را به خیالات فاسد کشاند، ادعای عشق الهی و ذوب شدن در آن و دیوانگی را مطرح کردند. مثل اینکه آنان انسان زیبارویی را تصور کرده و شیفته او شده باشند.

مقاله پیشنهادی

کانال تلگرامی اهل سنت و جماعت

کانال تلگرامی اهل سنت و جماعت ایران @ahlesonnat_com https://t.me/ahlesonnat_com https://t.me/joinchat/AAAAAEL1eveEIme7q2AtCw