خبر تخریب دین ‏و تشکیل فرق اسلامی

ای پدر:پیامبر خدا(صلی الله علیه وسلم) اوّلین کسی بودکه  درحدیث معروفش به نام ” حدیث تفرقه و جدائی “ خبر از ، ‏تخریب  دین و ایجاد مذهب  داد . ‏
افترقت الیهود علی احدی و سبعین فرقه و افترقت النصاری علی اثنتین و سبعین فرقه و تفترق امتی علی ثلاث و ‏سبعین فرقه . ‏
یعنی : یعنی یهودیان به هفتاد و یک و مسیحیان به هفتاد و دو گروه شدند و پیروان ‏من به هفتادو سه فرقه تقسیم شوند  ‏
‏(چنین به نظر می رسد که ارقام نشان دهنده کثرت تفرقه باشد نه آنکه حتماً در همان حد متوقف می شوند)‏
و باز فرمود :‏
‏ بر پیروان من همان رود که بر بنی اسرائیل رفت ، بدان سان که ایشان به هفتاد و دو فرقه شدند و امت من ‏یک گروه بیشتر،هفتاد و سه گروه شوند،جایگاه همه آنان در دوزخ است مگر یک ‏گروه از آنان .*‏
اصحاب با تأثر پرسیدند ، یا رسول الله آنها کدام دسته اند ؟ فرمود : ‏
ما انا علیه و اصحابی ‏
یعنی :  آنانکه پیرو من و یارانم هستند .*‏
‏ به حدی این انحرافات دردستگاه آفرینش مهم بودکه خداوندآنرابه صورت یک یادآوری مستمردر نمازها ‏قرارداد.و مسلمانان روزانه ازپروردگارشان درخواست می کنند که
‎ ] ‎اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُستَقِیم ، غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِم وَلَا الضَّالِّین‎[ ‎‏ ‏
یعنی:(پروردگارا)مارا به راه راست هدایت کن.نه راه غضب شدگان(یهودیان ) و نه راه ضالین (مسیحیان ‏منحرف شده ) ‏
و باز به علّت اهمیّت موضوع به عنوان آخرین وصیت(سفارش) در سوره مائده درجایی که خبر از تکمیل شدن ‏دین می دهد می فرماید : ‏
اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکَمْ الاِسْلامَ دیناً ‏
‏( مائده / ۳ ) ‏
یعنی : امروز دینتان را برای شما کامل کردم ، نعمت خویش را بر شما تمام نمودم و اسلام را (به ‏عنوان ) دین برای شما پسندیدم . ‏
این همان وصایایی بودکه پیامبرخدا(صلی الله علیه وسلم) در«حجه الوداع» به اطلاع عموم مردم رساند که : ‏
ای مومنین وفای به عهد کنید ‏‎]  ‎‏ یا اَیُّها الَّذیِنَ امَنُوا اَوْفوُا بِالعُقوُدِ ( مائده / ۱ )‏‎[  ‎‏ ‏
شیطان هم قبلا سوگند یاد کرده بود که همه آدمیان را منحرف خواهم کرد : ‏
قَالَ رَبِّ بِما اَغْوَیْتَنیِ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینْ إِلَّا عِبادِکَ مِنْهُمْ الْمُخْلَصِینْ(حجر/۳۹ و۴۰) ‏
یعنی:شیطان گفت خداوندا : همچنانکه مرا گمراه کردی ‏‎]‎گناه‎[‎‏ را بر بندگان تودرزمین آراسته جلوه دهم وهمه ‏را گمراه کنم،به جزبندگانی که خودشان را برای بندگی تو خالص کرده اند . ‏
شیطان که در ابتدای خلقت از انحراف انسان آگاه گشته بود در اعتراض به خالق هستی گفت : خداوندا من این ‏موجود جدید را تائید نمی کنم ، او موجود لایقی نیست .‏
قَالَ رَبِّ فَاَنْظِرْنی اِلیَ یَوْمِ یُبْعَثُونْ
یعنی : شیطان گفت : پروردگارا به من تا روز رستاخیز مهلت بده ‏
قالَ فَاِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینْ ـ
یعنی :خداوند فرمود : ‏‎]‎‏ آری ‏‎[‎‏ تو را مهلت خواهد بود
‎}‎‏ به تو هم مانند انسانها مهلت می دهم .‏‎{‎
اِلَی یَوْمِ الوَقْتِ الْمَعْلُومْ (حجر / ۳۶ـ ۳۸ ) تا آن وقت مقرر ‏
نزول شیطان از قرب خداوند باعث مجازات فوری او نمی شود ، بلکه مشمول رحمت حق گشته و مهلت می ‏گیرد .*‏
و می بینیم شیطان در همان ابتدای فعالیت خود حرف خویش رااثبات می کند و آدم را ‏فریب می دهد و خداوند آدم سرخورده و پشیمان را هم مشمول رحمت خویش کرده وبه او مهلت می ‏دهد و در مقابل فریب شیطان ،توبه را به او عطا می کند ، و این است که همه انسانها تا به امروز مرتب در ‏حال توبه هستند ، تا شاید بتوانند خود را کامل سازند و دستگاه آفرینش نیز در انتظار توبه بدون ‏بازگشت آدمی است . ‏
‏ و سر انجام خداوند می فرماید : ‏
قالَ هذا صِراطَ عَلَیَّ مُسْتَقیِمٌ ( حجر / ۴۱ ) ‏
یعنی : اخلاص راهی است که به من منتهی می شود . ‏
با آنکه مسلمانان همه روزه این در خواست را در نمازهایشان از خداوند دارند اما باز هم طریق تفرقه را در ‏پیش گرفته و فرقه فرقه شده اند ، هم راه یهودیان را انتخاب کرده اند و هم طریق مسیحیان را طی نموده اند ‏و این پیام را نادیده گرفته اند که ای مسلمانان راه شما راهی است مستقیم . ‏
ای پدر:جا دارد که شما باتوجه به پیش بینی رسول خدا ( صلی الله علیه وسلم) از چگونگی ‏

زندگی کردن مردم « مدینه فاضله» مطلع شوید تا عمل کِرد آنان چراغ راهتان گردد !
مذهبی ها حقیقت را نمی بینند و هر جا که ندایی از کتاب خدا و دین باشد ، اوّلین   دسته ا ی که به میدان ‏مخالفت می آیند خودِ فرقه های مذهبی هستند که مبادا کسی از پیام خدا مطلع شود ! چرا که اقتصاد مبلغان ‏مذهب وابسته به جیب مریدان است ، اگر مـریدان بیدار شوند و اگر « من » ها حذف شوند و اگر استخوانها از ‏زخمها بیرون آیند * ‏ درد مخفی بیماران آشکار و بیماران از بیماریشان آگاه شوند ، همه چیز ویران خواهد شد ‏، فرقه ها نمی خواهند که پیروان بدانند که دستگاه آفرینش راه نجات دیگری ، در پیش روی بشر قرار داده ‏است !‏
وَلا تَکوُنُوا کَالَّذیِنَ تَفَرَّقوُا وَاخْتَلَفوُا مِنْ بَعْدِ ما جآئَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ ‏عَظیِمٌ(آل عمران/۱۰۵  )‏
یعنی : و شما‎ ‎‏ ‏‎]‎دینداران مسلمان ‏‎[‎‏  مانند کسانی نباشید که با وجود آیات روشن (خدا ) به اختلاف بر ‏خاستند  و پراکنده شدند ‏‎] ‎‏ فرقه فرقه شدند ‏‎[‎‏ ،که برایشان عذابی بزرگ مهیاست . ‏
واین علّت واضح بودکه هرفرقه ای مدافعی ، از عالمان و دانشمندان زمانه خود را داشت ، چنانکه مذهب” ‏اشعری “ امام فخر رازی ـ معتزله ” ابوعلی جبائی“ ـ  اسماعیلیه ”سجستانی“ ـ و شیعه صدها عالم  چون ”مجلسی“ ‏را در کنار داشت . ‏
شهرها کم کم آباد شدندوصنعت چاپ به افکار و عقاید فرقه ای سرعت بخشید .‏
ای پدر:همه فراموش کردندکه در«مدینه فاضله»شهر رسول(صلی الله علیه وسلم )هیچ فرقه ای ‏نبود!وخداوندنام آنان را مانند همه راه یافتگان گذشته مسلمان گذاشت ،(هُوَ سَمَّاکُمُ ‏الْمُسْلِمِین”حج/۷۸“= شما مسلمانید) بزرگترین علما و دانشمندان و مردم امّی آن عصردر مقابل آیات ‏الهی زانو زده و زبان به اعتراف گشودند که , این کلمات بسیار گیرا , آسمانی باران خیزوزمینی باران گیردارد، ‏و سوگند یاد کردند این کلمات  نمی تواند کلمات بشری باشد .‏
ای پدر: تاریخ و قرآن کریم نشان می دهند بنیانگذار اختلافات دینی و ایجاد فرق و پیدایشِ مذاهب از طرف ‏علمای دینی بود نه عوام الناس ‏
إنَّ الدِّینَ عِنْدَاللهِ الإِسلَامُ  وَ مَااخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ إلَّا مِن بَعدِ مَا جَائَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیَا بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللهِ ‏فَإنَّ اللهَ سَرِیعُ الْحِسَاب «آل عمران/۱۹»‏
یعنی:بی گمان دین حقّ نزدخداونداسلام است، واهل کتاب راه مخالفت نپیمودند مگر پس از ‏آنکه به حقّانیّت آن علم یافتند و آنهم از روی رشک وحسددرمیان خود،وهرکس به آیات ‏خداکافرشودبدان که  خداوندسریع الحساب است.(معلوم است کسانی که درعلوم دینی کارمیکردند  اختلاف ‏کردند نه مردم عادی ) ‏
وبازحتی قرآن کریم خبرازعالمانی میدهدعلم به قرآن پیدامی کنندامّا ایمان نمی آورند .‏
وَ إِذَا عَلِمَ مِنْ آیَاتِنَا شَیئاً اتَّخَذَهَا هُزُوا(جاثیه/۹)‏
یعنی:وقتی علم به آیات ما پیدا می کنند ولی آن را به استهزاء می گیرند .‏
بعبارت دیگرعلم پیدا کردن حتماً دلیل بر هدایت نمی شود ،‎ ‎هدایت دل خاشع ، خاضع ، و مخلص می خواهد ‏‏.‏
ای پدر:آن دورانی که مردم باشنیدن یک آیه ازآیات الهی منقلب می شدند به سرآمده، امروز که فرقه ها ‏پیام خدا را نادیده گرفته هزاران افسانه و خرافات به مغزپیروان می ریزندطبعاًدیگرکسی به سادگی تن به حقیقت ‏نمی دهد ، هر درویشِ ریش درازی در پناه بنگ و حشیش حقّ دارد به قطر مذهب بیفزاید و به پیروان بگوید : ‏
آری پیامبر خدا به معراج رفت ، او بر بُراق سوار شد ، بُراق حیوانی بود که سرش سر اسب بود و تنه اش تنه ‏شتر، به آسمان رفت تا به کنار پرده غیب رسید یک دست گوشتی پشم آلود از پس آن پرده بیرون آمد ، چون ‏به زمین آمد معلوم شد آن دست علی بود! به عبارت دیگر پیروان ما بدانند که علی همان خداست , این ندای ‏رسول خدا(صلی الله علیه وسلم ) را نشنیدند که فرمود : ‏
برامت من روزگاری خواهدآمدکه از قرآن جز خط آن‎]‎یعنی در آن زمان کسی به ‏قرآن عمل نکند‎[‎‏ و از اسلام چیزی جز نام آن نماند،اسم مردان آن دوران مسلمان ‏است درحالیکه دورترین افراد به اسلام هستند ، فقهای آن زمان بدترین ‏فقهادرزیرآسمان هستند، فتنه از آنان بیرون می آید که به خودشان باز می گردد* ‏
و باز این پیامبر عظیم الشان به اصحاب خبر داد که : مسلمانانِ(فرقه ای)وجب به وجب به دنبال ‏امتهای گذشته خواهند رفت .  ‏
محمّد رسول الله با دردست داشتن کتاب خدا بنیانگذار دین بود ، او با ۲۳ سال حکومت و پس از او ابوبکر ، ‏عمر ، عثمان و علی رضی الله ، هر کدام به ترتیب ، ۲/۱۰/۱۳و ۵ سال حکومت کردند، پس از این دوران کم ‏کم دوران شکوفائی مسلمانان به سر آمد .اکثریت مسلمانان اهل اجماع یا سنت شدند که خود به ۴ فرقه حنفی ، ‏شافعی ، مالکی و حنبلی تقسیم شدند.(گام اول تفرقه برداشته شد)  ‏
ای پدر :پیروان آن روز علی ، گروه سیاسی جامعه و از نوع عرب بودند و به عبارت ‏دیگر طرفداران دیروز علی« سنّی» و از جنس عرب و طرفداران امروزاوازجنس عجم ‏وبیشتر ایرانی شدند ، طرفداران دیروز علی،یا شیعیان او یا پیروان او از نظر سیاسی ‏بودند و طرفداران امروز او ” شیعیان او ” گروه مذهبی شدند . ‏
پس از علی فرزندش حسن با ۵/۵  ماه حکومت زمام امور را بدست گرفت و با شهادت امام حسین گروه های ‏سیاسی جدیدی پدید آمدند ، مثل : ‏
‏” توّابین “ که گروهی بودند که پس از شهادت امام حسین پشیمان شدند و توبه کرده و به مبارزه با دستگاه ‏یزید پرداختند و ۶۰۰۰ کشته دادند و فرقه هائی چون هاشمیه ، حارثیه ، حربانیه ، بیانیه ، حیانیه ، ظاهر شدند . ‏
دراین میان یکی ازمهمترین تشکل های سیاسی ومبارزاتی ، تشکل شیعه زیدیه بود( باز تکرار می کنم تشکل ‏سیاسی داشتند و عقاید اصحاب رسول خدا«صلی الله علیه وسلم» یا قرآن را دنبال می کردند)که بعد ها خود به ۵ فرقه ‏تقسیم شدند ، گروهی که در مقابل علی صف آرائی کردند ، خوارج را تشکیل دادند با گذشت زمان تشکل ‏های دیگری هم پدید آمد و تشکل های سیاسی به تفکّر عقیدتی هم ملبس شدند ، که عبارت بودند از : ‏
‏” کلامیون “ طرفداران دلایل عقلی ـ ”محدثین“طرفداران عقاید سمعیه  ـ ”صوفیه“  طرفداران ریاضت ‏کشیدن و تزکیه نفس  .‏
بنی امیه طرفداران خود راسفیانی نامید ( شیعه سفیانی ). ‏
شیعه عباسی خود به ۱۵ گروه تقسیم رسیدند . ‏
و در طول تاریخ کم کم گروه های سیاسی ، مذهبی شدند ، شیعه امامیه هم ظهور کرد« باظهور این فرقه ‏غوغایی در تفرقه پدید آمد» ، فرقی را موجب گردید چون ، اثنی عشریه ، اصحاب الانتظار ـ شیطانیه ـ ‏رافضیه ـ جعفریه ـ اهل ایمان ـ اهل فطرت ـ حسینیه ـ امامیه . ‏
ازغلاه شیعه هم دسته های دیگری شکل گرفتند :‏
از دریه ـ ( گفتند : علی همان خداست ) ‏
انازله (گفتند : علی کشته نشد بلکه به آسمان رفت و مجدداً باز می گردد )‏
اصحاب الکساء ( گفتند : آل عبا پنج تن هستند )  ‏
اهل حقّ ( علی را مظهر خدا دانستند و قائل به تناسخ شدند ) ‏
بابکیه ( گفتند : امام به زبان خدا سخن می گوید ) ‏
بدعیه ( گفتند : نماز دو رکعت صبح و دو رکعت شب است ) ‏
حلولیه ( معتقد به حلول روح خدا در پیامبران شدند ) ‏
حاصریه ( گفتند : پس از حضرت باقر فرزندش زکریاء امام است و در ”کوه حاصر “ مخفی است تا ظهور کند )‏
زمیه ( علی را خدا دانستند و به رسول خدا دشنام می دادند )‏
ورجعیه ( علی را امام زمان دانستند ) ‏
فرقه اسماعیلیه ازدیگر گروههای شیعه بود* ‏ ‏  که خود به ۲۳ فرقه تقسیم شدند .‏
‏ اعوجاجیه( کارشان حدیث سازی با جعل سند بود ) این دسته از پیروان”ابی العوجا ” بودند که “محمّد بن ‏سلیمان ” عامل کوفه فرمان کشتن او را صادر کرد ، در موقع کشتن گفت:مرا بکشیدکه من ۴ هزار حدیث در ‏بین شما گذاشتم،حلالهای شماراحرام وحرامهایتان را حلال کردم . ‏
‏”حلولیها”ظاهراباشنیدن این احادیث گفته اند،علی درابرهای آسمان می آید ، رعد بانگ اوست و برق لبخند ‏اوست و بزودی به زمین می آید و دنیا را که از ستم پر شده ، از عدل سیر می سازد . (رجوع شود به جزء اول ‏کتاب الملل  و النحل شهرستانی) *‏
غرابیه(معتقد شدندکه جبرئیل بجای و حی به حضرت علی به حضرت محمّدوحی  کرده ) ‏
غیریه ( عقیده داشتند که محمّد رسول نبود بلکه حکیم بود ) ‏
غزلباشیه ( با عمامه سرخ و از طرفداران شاه اسماعیل صفوی بودند ) ‏
میمیه ( پیامبر را خدا می دانستند )  ‏‎.‎‏ ‏
نکته بسیاربسیارمهم درایجاد فرق ، آنست که همه آنان در ابتدا گروه سیاسی بودند و به مرور زمان ‏شکل مذهبی به خود گرفته اند ،  اگر چه برخی ازآن فرق و مذاهب ازبین رفته اند امّا افکار و عقایدشان در ‏سایر فرق نفوذ کرده است .‏
ای پدر:آغازایجاد فرق ومذاهب را باید در غیبـت و فوت پیامبران یافت،تا پیامبران ‏در میانشان بودند محور فقط پیام خدا بود و چون می رفتندکم کم عقاید شخصی و ‏اختلافات سیاسی جلو می آمد. ‏
فرقه های مذهبیِ امروزِ وابسته به اسلام دنبالهِ همان فرق دیروزی هستند و برخی از آنان چنان قالب خرافات و ‏انحرافات را پذیرفته اندکه بنظرمی رسد کار برای همیشه تمام شده و هیچ امیدی نمانده ، همه بی خبر از کتاب ‏خدا و متعصّب به عقاید نیاکان مانده اند ! ‏
ای پدر:آن روزکه انبیاءخدا احکام و قوانین خدا را دست نخورده در اختیار همگان ‏قرارمی دادند به سر آمده و همگان چون پیام خدا را نگشودند ، نه به پیام حقیقی ‏رسیدند و نه به سنت رسولش، به همیـن جهت آنچه فرق اسلامی امروز می بلعند ‏معجونی است به نام دین نه دین و اگر قرار باشد تحوّلی در جوامع اسلامی صورت ‏بگیرد و چراغهای خاموشِ(مدینه فاضله)یکایک روشن گردد باید چشم امید به نسل ‏جوان دوخت،آنان هستندکه بااشتیاق فطری وعقل خدا داد بدون درگیر بودن در ‏مسائل مادی و تشکیل خانواده می توانند میدان دار باشند . ‏
فَمَآءَ امَنَ لِمُوسَی إِلَّا ذُرِّیَّهٌ مِّنْ قَوْمِهِ عَلی خَوْفٍ مِّنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَإِیْهِمْ اَنْ یَّفْتِنَهُمْ ( یونس / ‏‏۸۳ )‏
یعنی : به حضرت موسی ایمان نیاوردند مگر فرزندانی ‏‎] ‎‏ جوانانی ‏‎[‎‏ از قومش ، در حالی که ترس از فرعون و ‏گروهش را داشتند که مبادا آنان را به بلا افکنند .  ‏
ای پدر:اگر در میان مسلمانان اولیه فرقه ای نبود ، به این علت بود که آنان ، نجاتشان را در چنگ انداختن ‏بـه ریسمان الهی ، یافته بودند . امّا مذاهب امروز ( به خصوص شیعه) این عقیده را دنبال می کند ،که قرآن و پیام ‏خدا فقیرند ، و نیاز به حدیث و روایت دارد ، آن هم روایت هایی  کـه بـه دست بشرها سـاخـته شده و قـرآن ‏کـریم در پاسخ به آنان می گوید : ‏
أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا اَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ یُتْلَی عَلَیْهِمْ ( عنکبوت/۵۱)‏
یعنی :آیا آنان را کفایت نکرده است آنکه ما بر تو کتاب ( آسمانی ) نازل کردیم که بر آنان خوانده می ‏شود ؟ ‏
‏(یعنی کافی و تکمیل است)‏
و باز می فرماید : ‏
فَبِاَیِّ حَدیِثٍ بَعْدَ اللهِ وَ ایاتِهِ یُوْمِنوُنَ ( جاثیه / ۶ ) ‏
یعنی : پس بعد از حدیث خداوند و آیات او به چه سخنی ایمان می آورند؟ ‏
یعنی دینداران دیروز فهمیدند که کتاب خدا دلیل است نه قول بزرگان . ‏
امروز هدایت پیام ،که اصل اعجاز قرآن است نادیده گرفته شده است ، در حالی که هدایت این کتاب به هر ‏زبانی که باشد ، هدایت کننده است ، ندانستن عربی ملاک نیست ، اینست که خداوند در یک بیان سمبلیک ‏می فرماید : ‏
اگراین قرآن رابرکوه نازل می کردیم ، حقیقت آن ، کوه را خاشع می ساخت ‏
‎]‎‏ لَوْأَنزلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلیَ جَبَلٍ لَرَ آیتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشِیَهِ الله(حشر/ ۲۱ )‏‎[‎
یعنی خبر می دهد که پیام مرا نادیده می گیرند و کمتر کسی به دنبال این پیام می آید پیامبر خدا با همین پیام ‏به میان مردم آمد و آغاز کننده سخنی بود که با آن نظام زندگی وحشی ترین اقوام را از بنیان متحوّل ساخت ، ‏مذاهب را تغییر داد و دین حقّ را به آنان هدیه کرد ، دینی که زندگی خانوادگی ، کسب و تجارت ،  ‏برخوردهای اجتماعی و فرهنگ زیستن را تغییر داد.‏
محمّد(صلی الله علیه وسلم) برای ساختن آن اجتماع ، همّتی عظیم را بکار گرفت و این همّت را خداوند در دستان توانای او ‏قرار داد . ‏
ای پدر:امروز ۱۴۰۰سال است که قرآن دست بدست ، در میان مسلمانان  و مذاهب ‏اسلامی می گردد و تنها کتابی است که هرگز به طور صحیح خوانده نشده ونمی شود ، ‏چرا که اگر واقعاً خوانده می شد ، فـرقه های مختلفی به نـام اسلام بـوجود نمی آمد ، ‏چرا  مسلمانان تن به عقاید خرافی و سنت های قومی داده اند ! چون همه فرق ‏اسلامی برای اثبات عقایدشان به سراغ قرآن می روند ، وهیچ فرقه ای به سراغ قرآن ‏نرفته که بدانند قرآن چـه می خواهد ، همه می روندتا ببینندخودشان چه خواسته ای ‏ازقرآن دارند ! در چنین شرایطی هدفِ پیروان خود را مشخص می کنند!
وَ مَنْ اَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّنْ دَعا اِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ اِنَّنی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ( فصلت / ‏‏۳۳ )‏
یعنی :چه کسی خوش پیام ترین است از کسی که به سوی خدا دعوت کند(یعنی به سوی کتاب و دین)وکار شایسته ‏انجام دهد( یعنی حرف و عمل را هماهنگ کند ) و مـی گوید من مسلمانم .‏
امروز در میان صدها فرقه منشعب شده به نام اسلام دیگر کسی شاهد دین علمی و عقلی نیست بلکه همه ‏مذهب یقینی را می بینند . ‏
مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ اِنَّکَ اِذًا لَّمِنَ الظَّالِمیِنَ(بقره/۱۴۵) ‏
یعنی : اگر بعد از آنکه علم پیدا کردی از خواهش های نفسانی آنان پیروی کنی از ظالمین هستی  . ‏
یقین را همه فرقه ها پیدا کرده اند ، مسیحیان ، یهودیان ، شیعیان و  … همه به راهشان یقین دارند امّا از کدام ‏راه به یقین رسیده اند ، یقین علمی و عقلی کجاست ؟ همان یقینی که انسان را به دین علمی می کشاند ‏، کدام دسته با در دست داشتن فقط نامه خدا به یقین علمی رسیده اند ؟! ‏

دولت قدرتمند عثمانی شکل گرفته بود و اروپائیان جهت دفع خطر آنان به سوی ایران آمدند و در زمان شاه ‏عباس رابطه صفویه با اروپا به اوج رسید و هر دو دولت عثمانی و ایران دستور قرآن را زیر پا نهادند که  ‏
یَااَیُّهَا الَّذیِنَ امَنُوالَاتَتَّخِذوُاالْیَهُودَ وَ النَّصَارَی اَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِّنْکُمْ ‏فَاِنَّهُ مِنْهُمْ اِنَّ اللهَ لایَهْدِی الْقَوْمَ الضَّالِمِین( مائده / ۵۱ ) ‏
یعنی: ای مؤمنان یهود و نصاری را دوستان خویش مگیرید ، آنان دوستان یکدیگرند و هرکس از شما آنان را ‏به دوستی گیرد در حقیقت خود ، از آنهاست . و خداوند قوم ظالم را هدایت نمی کند ‏
آن دورانی که حکومت اسلامی بر نیمی از کره زمین تسلط داشت به سر آمد و اروپائیان با یورش به اسپانیا آنجا ‏را تصرّف کردند . جـنگ شیعه و سنی باعث شد که در زمان ”سلطان سلیم“ مذهب شیعه عملاً در عثمانی از بین ‏برود و آنان سرگرم اختلافات بودند که درسال۹۴۰ هجری عراق ازدست ایران خارج شد . ‏
از طرفی درقرن ۸ هجری ، سپاه نیرومند عثمانی با هدف وحدت روی کار آمد و بزرگترین قدرت اسلامی در ‏برابر اروپائیان و صلیبی ها شد ، امیدی در دل مسلمانان راه یافت و آنان فتوحات بسیاری کردند و” سلطان ‏محمّد“ لقب منجی اسلام گرفت . اروپائیان و مسیحیان سخت به وحشت افتادند و در صدد تفرقه بین مسلمین بر ‏آمدند و به این ترتیب به مطالعه مذاهب و فرق اسلامی و کتاب های تفرقه انگیزپرداختندوبسیاری ازآنان ‏به صورت محقق ، مستشرقِ اسلام شناس به کشورهای اسلامی آمدند ، هدف اصلی آنان بررسی راههای تفرقه بود ، ‏گاهی ادعا می کردند ما مسلمان شده ایم تا درمیان مسلمانان جا باز کنند،آیت الله بلژیکی ، شیخ حسن آلمانی و ‏شیخ یوسف فرانسوی که لباس روحانی پوشیدند و به تبلیغ و تفرقه موذیانه پرداختند . ‏
اروپائیان چون قدرت مقابله نظامی با دولت عظیم ، پر قدرت و متحد عثمانی را نداشتند دولت قدرتمند صفوی ‏را مقابل آنان قرار دادند ، روابط بازرگانی با ایران بر قرار کردند و تعصّبات فرقه ای افزایش یافت.سفارت ‏انگلیس بطورغیر مستقیم روزوشب بانی بودتا روضه پهلوی شکسته فـاطمه زهراوسب ‏شیخین خوانده شودودرترکیه هم متّقیان درباری را تحریک می کردند تا شیعه را ‏تکفیر کنند. ‏
ومی بینیم دراوائل قرن نهم شاه اسماعیل صفوی باآنکه نیاکانش ازجمله شیخ صفی ‏الدین اردبیلی سنی بودندبه مذهب شیعه روی آوردندوآن رامذهب رسمی اعلام ‏کردندواعلام کردندکه مخالفین را از بین خواهند برد و عبارت اشهد ان علیا ولی الله  ‏را در اذان واقامه وارد و  دستور لعن خلفا را صادر کرد . ‏
‏(شاه اسماعیل ابتدا ادعا کرد فرمان تشکیل حکومت را از امام زمان گرفته ام و سپس گفت حضرت علی را هم ‏در خواب دیدم که گفت شما از سادات هستید چون دختر«یزدگرد» ایرانی با «امام حسین بن علی» ازدواج ‏کرده او در تبریز به نام اهل بیت خطبه خواند و اعلان حکومت اثنی عشریه را کرد . شاه اسماعیل خود را نائب ‏خدا ، خلیفه رسول الله و دوازده امام و نمایند مهدی موعود در زمان غیبت می خواند « راجر سیوری ، ایران ‏در عصر صفویه ، ص ۲۶»)‏
‏ و ”سلطان سلیم“ که به قصد ایجاد وحدت حـکومت می کرد ”شاه اسماعیل“ را دعوت به توبه و  تـرک لعن خلفا ‏کرد ، او هم نپذیرفت و سر انجام جنگها در گرفت . ‏‎[‎
ای پدر:اگرامروزمی بینی دین ومعنویت قرآنی را در جامعه ایران سر بریده اند ، ‏ذبحی یک شبه نبوده بلکه سالها کار کرده اند تا مذهب را به جای دین جا زده اند . ‏
ای پدر:اگر روزگاری علی ها و امــام حسین ها سـد راه ایجاد مذاهب و مانع اختلافات سیاسی بودند ‏اما امروز دشمنان ،اختلافات سیاسی را بصورت اختلافات عقیدتی در آوردند تا شیعه و سنی پدید آمد و فرقه ‏های جدید را به درخت اسلام پیوند زدند و بغض و کینه  هر فرقه ای نسبت به دیگری قوت گرفته ، به طوری که ‏امروز همه مذاهب ،‌ در باطل خود به یقین رسیدند .‏
اینست که دین الهی برای همیشه قربانی وذبح شد و مذهب حکومتی جای آن را گرفت و دین وحدت و ‏مسلمانی در پرده ابهام باقی ماند .    ‏
اگر روزگاری مغولها  با زور و شمشیر به جامعه ما آمدند به این علّت بودکه آن جامعه به جای دین مذهب ‏داشت یعنی همان مذهب خلوت نشینی ، گوشه گیری و درویش بازی را به جای مجاهدت انتخاب کرده بودند . ‏امروز که صنعت و علم غرب به شرق رسیده و همه را مجذوب خود ساخته و کمونیستها هم مقداری اصل اقتصاد ‏و ماده را آورده اند ، فرید اطریشی ( نابغه یهودی) مسئله میل جنسی را بصورت علمی ارائه کرده و داروین ادله ‏تکامل انواع را آورده ، می دانی وسیع بدون حضور کتاب خدا باز شده و باورهای مذهبی فرق ، از آنجا که ادله ‏الهی ندارند زیر سؤال کشیده شد و حقیقت پیام خدا در پشت باورهای مذهبی ها مخفی مانده است. بنابراین مبلغان ‏هم مجبور شدند به گوشه و کنار خزیده ، تا همفکران محدود را از دست ندهند . ‏
و امروز که بشریت باتجدید حیات علمی دین مواجه نیست وحتی از طریق علما و مراجع آسیب پذیری دین رو ‏به افزایش است،درچنین شرایطی اگر شهر یا قریه ای در گوشه ای از جهان ایجاد گردد که مردم از لحاظ عمل ‏عالی باشند ، همه جوامع حتی جوامعی که به تکنیکهای پیچیده دست یافته اند به آنجا به دیده حسرت نگاه ‏خواهند کرد ، آنجا سرزمین رویاها خواهد شد ، چرا که تکنیک امروز به اندازه کافی زندگی بشرها را اشباع ‏کرده است . ‏
امّا بشریت چشم امید به یک مدینه فاضله دارد . همه در جستجوی انسانیت ها هستند  طبعاً در چنین شهری ‏کسانی زندگی می کنندکه یاوری چون خدا دارند . ‏
وَکانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُوْمِنیِنَ ( روم / ۴۷ )‏
یعنی : این حقّی است که ما بر عهده گرفته ایم که مؤمنان را یاری کنیم .‏
و این ساکنان کسانی هستند که  ‏
‏         اِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ ـ
یعنی : مؤمنان کسانی هستند که ‏‎]‎‏ انما کلمه حصر است یعنی جز این نیست ‏‎[‎
الَّذِینَ ءَامَنوُاْ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتا بُواْ ـ ‏
یعنی : آن کسانی که به خدا و رسول ایمان دارند و شک و تردید هم ندارند ‏
وَجاهَدوُاْ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فِی سَبیِلِ اللهِ اُوْلئِکَ هُمُ الصَّادِقوُن( حجرات /۱۵ )‏
یعنی : با اموال و جانهایشان در راه خدا مبارزه کرده اند اینان راستگویانند .  ‏
وصف حال مردمانی که در این شهر زندگی می کنند این است که  ‏
اِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ الَّذِیِنَ اِذا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلوبُهُمْ ( انفال / ۲ )‏
یعنی:مؤمنان تنهاآنانندکه چون یادخداشوددلهایشان لرزان شود. و سرانجام می فرماید : ‏
اگر ایمان و عمل را مقدمه راه سازید : ‏
أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُّوْمِنیِنَ ( آل عمران / ۱۳۹ )‏
یعنی : اگر ایمان داشته باشید آقای دنیا خواهید شد ‏ ‏*‏
ای پدر:امروز همه آنان که انصاف بخرج داده و پیام انبیاء را بشنوند و عمل کنند ، ساکن مدینه فاضله اند ‏‏. چنین شهری ، چه باشد یا نباشد ، اینان در پناه وحی الهی در راه مستقیم هستند . ‏
فَاْسْتَمْسِکْ بِالَّذِی اُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلَی صِراطٍ مُّسْتَقیِمٍ (زخرف/۴۳ ) ‏
یعنی: محکم بگیر این وحی را که  به سوی تو آمده که در این صورت تو در راه راست قرار گرفته ای .‏
ای پدر:به زبان ساده خداوند می فرماید: هر کس فقط به پیام من عمل کند در راهی است که به مقصد می ‏رسد.‏
اگرمدینه فاضله ای استوارگشت و وفاداری درمیانشان حاکم شد، در عمل به پیام خدا بود و اگر تخریب شد ‏درنادیده گرفتن پیام و برداشتهای مختلف بزرگان ، ازمتن دین بود که آشفتگی همه جا را گرفت و عدم ‏اعتماد نسبت به هم وسعت یافت . ‏
ای پدر:سوء ظن و ترس همه جا نمایان است ، مال وثروت برای مردم هدف ‏شده ، قلبها را پول تسخیر کرده ، حرکات ، رفت و آمد ، دید و بازدید ، مرگ و حیات به ثروت پیوند خورده است ، امروز که عنان هوی و هوس را رها کرده اند و اقتصاد آغاز و انجام ‏زندگی گشته و همه انسانها همه چیز را برای خودشان می خواهند و اقتصادِ آخوری در همه جای جامعه  ‏مشهود است آیا این نتیجه یک راه دینی است یا مذهبی ؟! ‏
یک پزشک خوب باشم تا مردم را خوب معالجه کنم تا پول بیشتری بدست آورم . ‏
یک مهندس خوب باشم , خوب نقشه بکشم تا پول بیشتری بدست بیاورم . ‏
اگر یک آخوند خوبی باشم، دکان خوبی باز کنم پول بیشتری می گیرم و زن و بچه ام در رفاه بیشتری قرار ‏می گیرند . ‏
ای پدر:در کدام قسمت شما الگو شده اید !حاصل فرهنگ تربیتی شما جمعیتی است که همه سردرآخوردنیا ‏و بی خبر از عمر معنوی هستید! پس ثمره هدایتی شما چه وقت به بار می نشیند؟!‏
‏ اینست کـه اگریک عالم مذهبی جامعه شمادرصدسالگی هم بمیرد باز جوان مرگ رفته زیــرا با صدسال ‏زندگی کردن عمرحقیقی خـــودرا نمی شناسد و از  استعدادهای واقعی اش بهره نـمی گیرد و هـــمه عمرش ‏را صرف آخورش می کند  قدرت ، ثروت ، زندگی قشنگ ، زن خوب ، همه دراختیار اوست .‏
‏ زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّسآءِ وَ الْبَنیِنَ وَ القَنَاطیِرِ المُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَ ‏الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَ الْاَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الحَیَواهِ الدُّنْیا وَ اللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ(آل ‏عمران / ۱۴ )‏
یعنی : برای مردمان عشقِ خواسته ها ‏‎] ‎ی نفس ‏‎[ ‎‏ از‎]‎‏  قبیل ‏‎[‎‏ زنان و فرزندان و مالهای انبوه از‎]‎‏ جنس‎[‎‏ زرو ‏سیم و اسبهای نشاندار و چهار پایان و زراعت آراسته شده است ، این ‏‎] ‎همه ، مایه‎[‎‏  بهره زندگانی دنیاست ، و ‏خدا ‏‎] ‎ست که ‏‎[ ‎نیک فرجامی به نزد اوست . ‏
ای پدر: تنها یک راه باقی است ، آنهم راه محمّد(صلی الله علیه وسلم)واصحاب اوست . ‏
محمّدبن عبدالله(صلی الله علیه وسلم)شخصیتی بودکه،چهارده قرن بیش درسرزمین عربستان پا بعرصه هستی گذاشت . او دین ‏اسلام را بر جهانیان عرضه کردوندا سر داد که دین شما اسلام شد و کتابتان قرآن و عملکردِ من سنت برای شما ‏باشد . ‏
محمّد(صلی الله علیه وسلم)درراس« مدینه فاضله» با در دست داشتن پیام خدا در پیشاپیش اصحاب حرکت می کرد آنان ‏بودندکه اخلاق و فضائل انسان کامل را نشان دادند . به قول سعدی تنها راه ، راه اوست و تنها زندگی ، در ‏حکومت او و شهر اوست . ‏
کسانی کزیـن راه برگشته اند                            بـرفتند بـسیارو سـرکـشته انــد ‏
خـلاف پیـمبر کسی ره گزید ‏    ‏            ‏    ‏     که هرگز به منزل نخواهد رسید ‏
مــپندار سـعدی که راه صفا ‏    ‏                  توان رفت جـز بر پـی مـصطفی ‏

مقاله پیشنهادی

قوانینی که بندگان بر اساس آن‎ها مورد محاسبه قرار می­گیرند:

قوانینی که بندگان بر اساس آن‎ها مورد محاسبه قرار می­گیرند: اگر الله تمامی بندگانش را …