پاسخ های کوبنده به روافض، درباره ابن جدعان و خانواده ابوبکر صدیق رضی الله عنه

 

نویسنده: مجاهد دین

رافضی  خبیث در ادامه دروغ هایش چنین نوشته است:

شغل جالب دیگر ابوقحافه،این بود که بر پشت بام خانه عبدالله بن جدعان می رفت و فریاد می زد: آهای ملت،بیایید اینجا زنا کنید کیف کنید واسه خودتون!

ابن کثیر از شاعر معروف یعنی امیه نقل کرده می نویسد:

فقال أمیه فی ذلک: له داع بمکه مشمعل * وآخر فوق کعبتها ینادى إلى ردح من الشیزى ملاء  * لباب البر یلبک بالشهاد

ابن جدعان دو نفر در مکه داشت(که ندا دهند و مردم را به خانه اش دعوت کنند) یکی در خارج از خانه و دیگری در پشت بام خانه  ندا میدهند و مردم را با کاسه های سفالی بزرگ  دعوت می دادند

السیره النبویه ابن کثیر ج۱ص۱۱۷  طبق مکتبه شامله 👉

پـــــــــــــاســــــــــــــــخ:

این رافضی  تخم صیغه باز قیچی کرده است و در مطلب ابن کثیر تدلیس کرده است و الله روی این کذابات و بی حیاها را سیاه تر از آنچه که هست سیاه کند و رسوا تر از آنچه که رسوا شده اند، رسوایشان کند.

رافضی خبیث و بی دین، از متنی که از السیره النبویه ابن کثیر آورده، چنین مغلطه کاری کرده و معنا و مفهوم آن را چنان تغییر داده که موقعی که آن افراد مردم را برای صرف غذا و طعام خوردن دعوت می کردند، آن را این طور معنا کرده که انگار مردم را به سوی زنا و فحشا دعوت کرده اند!!!!

اما صاعقه عمری بر فرق سر این سگان نجس مجوسی رافضی فرود می آید و باری دیگر شدید تر از دفعات قبل رسوایشان می کنیم و جهل وحشتناک و تلبیس و قیچی کردن نصوص کتاب ها را توسط این صیغه زاده های کثیف (کانال ۱۴ ماه) به همگان نشان می دهیم.

 

حال ما به آدرسی که داده است رجوع می کنیم و کل مطلبی که این صیغه زاده آن را قیچی و تدلیس کرده است، با ترجمه اش می گذاریم تا این کذاب رسوا شود:

لینک مطلب:

http://islamport.com/w/ser/Web/930/137.htm

وذکروا أنه کان یطعم التمر والسویق ویسقى اللبن، حتى سمع قول أمیه بن أبى الصلت:

ولقد رأیت الفاعلین وفعلهم * فرأیت أکرمهم بنى الدیان

البر یلبک بالشهاد طعامهم * لا ما یعللنا بنو جدعان.

فأرسل ابن جدعان إلى الشام ألفى بعیر [ جاءت ] تحمل البر والشهد والسمن، وجعل منادیا ینادى کل لیله على ظهر الکعبه: أن هلموا إلى جفنه ابن جدعان.

فقال أمیه فی ذلک:

له داع بمکه مشمعل  * وآخر فوق کعبتها ینادى

إلى ردح من الشیزى ملاء * لباب البر یلبک بالشهاد

ومع هذا کله فقد ثبت فی الصحیح لمسلم أن عائشه قالت: یا رسول الله إن ابن جدعان کان یطعم الطعام ویقرى الضیف، فهل ینفعه ذلک یوم القیامه ؟ فقال: ” لا، إنه لم یقل یوما رب اغفر لى خطیئتی یوم الدین “.

ترجمه: و ذکر کرده اند که همانا او (عبد الله بن جدعان) غذای خرما و سویق (یکی از بهترین غذاهای آن زمان) به مردم می داد و شیر نیز به آنها می نوشاند ؛ تا اینکه سخن امیه بن ابی صلت را شنید که می گفت:

و براستی که مردمان و کارهایی که می کنند را دیدم *  پس بزرگوار ترین آنها را بنی الدیان دیدم که طعامی که می دادند، فالوده (ترکیب البر و شهد عسل ) بود. نه آنچه که بنو جدعان به ما می داد.

پس ابن جدعان دو هزار شتر به سوی شام فرستاد تا البُّر و شهد عسل و کره بیاورند ، و ندا دهنده ای هر شب بر پشت بام کعبه ندا می داد:  بشتابید بر سر سفره های ابن جدعان. در آنجا بود که امیه اینبار چنین شعر سرود:

برای او (ابن جدعان) دعوت کننده ای چالاک و  خوش طبع در مکه بود و دعوت کننده ای دیگر بر پشت بام خانه اش که  مردم را ندا می دادند؛ به سوی فالوده که در کاسه های چوبین ریخته شده بود.

و با همه اینها در صحیح مسلم از عایشه رضی الله عنها ثبت شده است که به رسول خدا صلی الله علیه وسلم گفت: ای رسول الله، ابن جدعان به مردم غذا و طعام می داد و مهمانشان می کرد، آیا این کارش در روز قیامت نفعی برای او دارد؟ فرمود: خیر، او روزی نگفت پروردگارا خطاهایم را روز جزا ببخش.

همانطور که می بینید، ابن جدعان آنقدر آدم سخاوت مند  و بخشنده ای بود که با اینکه بهترین غذاهای آن زمان مثل تمر و سویق  و شیر را به مردم می داد، اما باز ناز مردم را می کشید و فالوده نیز برایشان از شام آورد.

و درباره سویق از ائمه شیعه چنین روایت شده است:

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِیقُ إِنْ کُنْتَ جَائِعاً أَمْسَکَ وَ إِنْ کُنْتَ شَبْعَاناً [شَبْعَانَ‏] هَضَمَ طَعَامَکَ [الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۳۰۵ / المحاسن ج‏۲ ص۴۸۸]

ترجمه: امام رضا علیه السلام فرمودند: ازبهترین غذاها سویق است. اگر گرسنه باشی نگه می دارد تو را و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند.

و در برخی مصادر دیگر درباره اولین کسی که فالوده را به مردم عرب داد چنین آمده است:

ویذکر أهل الأخبار أن “أمیه” کان قد أتى “بنی الدیان” فدخل على “عبد المدان بن الدیان” من بنی الحارث بن کعب بنجران، فإذا به على سریره وکأن وجهه قمر، وبنوه حوله، فدعا بالطعام، فأُتی بالفالوذج، فأکل طعامًا عجیبًا ثم انصرف فقال فی ذلک الشعر المذکور، فلما بلغ شعره “ابن جدعان”, أرسل ألفی بعیر إلى الشام تحمل إلیه البُرَّ والشهد والسمن، وجعل له منادیین ینادیان: أحدهما بأسفل مکه والآخر بأعلاها، وکان أحدهما سفیان بن عبد الأسود، والآخر أبا قحافه، وکان أحدهما ینادی: ألا من أراد اللحم والشحم، فلیأتِ دار ابن جدعان، وینادی الآخر: إن من أراد الفالوذج فلیأتِ إلى دار ابن جدعان. وهو أول من أطعم الفالوذج بمکه.

سمط النجوم جلد ۱ صفحه ۱۹۹ ، ذیل الأمالی والنوادر صفحه ۳۸٫

ترجمه: اهل اخبار چنین ذکر کرده اند که امیه بن صلت به نزد بنی الدیان رفته و بر عبد المدان بن الدیان وارد شد که از بنی الحارث بن کعب در نجران بودند. و او بر سریرش بود و صورتش همچو ماه بود و فرزندانش دور او بودند و طلب آوردن طعام نمود، پس فالوده آوردند و این غذای عجیب را خورد و شعری در آن باره سرود ، آنگاه که شعرش به گوش ابن جدعان رسید، دو هزار شتر به سوی شام فرستاد تا برایش بر و عسل و کره بیاورند و ابن جدعان دو منادی داشت که یکی از آنها در پایین ترین قسمت مکه و دیگر در بالا ترین قسمت مکه با بلند ترین صدایشان ندا می دادند و یکی از آنها سفیان بن عبد الأسود بود و دیگری ابو قحافه (پدر صدیق) . یکی از آنها چنین ندا می داد: هرکسی گوشت و روغن می خواهد، بشتابد به سوی دار ابن جدعان. و دیگری چنین ندا می داد: هرکسی فالوده می خواهد بشتابد به سوی دار ابن جدعان. و ابن جدعان اولین کسی بود که فالوده را در مکه به مردم داد که بخورند.

همچنین آمده است:

وذکر “الجاحظ” أن من أشرف ما عرفه أهل مکه من الطعام، هو “الفالوذ”, ولم یطعم الناس منهم ذلک الطعام، إلا عبد الله بن جدعان

البخلاء “۲۱۰” “طه الحاجری”.

ترجمه: حاجظ ذکر کرده است که بهترین غذایی که اهل مکه شناخته اند فالوده بود، و هیچ کسی چنین غذایی به مردم نمی داد مگر عبد الله بن جدعان.

همانطور که مشاهده می کنیم، ابن جدعان آنقدر بخشنده و سخاوت مند و جواد بود، که به طور رایگان همه شبه مردم را به صرف غذاهای رنگارنگ و گران قیمت و کم یاب دعوت می نمود و مردم و گرسنگان و در راه ماندگان و فقیران را دلشاد و خوشحال می کرد.

اما این صیغه زاده های مادر به خطا رفته ملعون، برای توهین به خانواده ابوبکر صدیق و عایشه رضی الله عنهما، هزاران دروغ و تلبیس و خیانت و مکر و قیچی کاری می کنند، الله رویتان را سیاه کند ای رافضی های خبیث که این همه دروغ می گویید و این همه رسوا می شودی اما باز به دروغ گویی خود ادامه می دهید.

دقت کنید که رافضی صیغه زاده چه نوشته بود؛ نوشته بود:

«شغل جالب دیگر ابوقحافه،این بود که بر پشت بام خانه عبدالله بن جدعان می رفت و فریاد می زد: آهای ملت،بیایید اینجا زنا کنید کیف کنید واسه خودتون!».👉

حال از این بی حیای کذاب زنا زاده و رسوا شده می پرسیم که چرا اینگونه دروغ می گویی؟ سبحان الله اصلا چطور از چنین مطالبی چنین نتایجی گرفته ای؟ آیا غیر از این است که نطفه ات را شیطان کاشته بوده است؟

آیا غیر از این است که شماها کذاب و حیله گر و رافضی مجوسی هستید که دشمنان سرسخت اسلام و اصحاب و یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم هستید؟؟
پس اگر بچه پدرت هستی، بیا و از این اکاذیبت دفاع کن و تهمتی که به ابن جدعان زده ای را ثابت کن.

این صاعقه های عمری را بر فرق سرهای شما سگان نجس رافضی مجوسی  فرود می آوریم تا بیش از پیش رسوایی تان را برای همگان آشکار سازیم و کار را با شما کذابان یک سره کنیم.

 

مقاله پیشنهادی

درباره دعای زیارت عاشورا

اگر ریشه وتاریخچه زیارت موسوم به زیارت عاشورا را می دانید آنرا بیان فرمایید؟   …