عقيده

همه‌ی ادیان و فرقه‌ها به قرآن استدلال می‌کنند

خداوند می‌فرماید: ﴿یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ٢۶﴾ [البقره: ۲۶]. «به وسیله‌ی آن بسیاری را گمراه می‌کند و بیساری را هدایت می‌کند و گمراه نمی‌کند با آن جز فاسقان را». یا می‌فرماید: ﴿ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ٢﴾ [البقره: ۲]. «این کتابی است که هیچ گمانی در آن نیست و راهنمای پرهیزگاران است». لذا …

بیشتر بخوانید »

اصول دین برای حفظ دین و دنیا ضروری‌اند

این اصول خواه اعتقادی یا عملی خداوند متعال آن‌ها را تشریع کرده و ایمان به آن‌ها را واجب فرموده است، زیرا این‌ها اثر بزرگی در حیات دینی و دنیوی انسان دارند، و مصالح ضروری بر پایه‌ی آن‌ها شکل می‌گیرد و عدم وجود آن‌ها سبب اختلال دین و آشفتگی زندگی می‌شود. لذا ایمان به الوهیت خدا و وحدانیت او، اولین اصل …

بیشتر بخوانید »

همه‌ی آیات اصول دین صریح و محکم‌اند

اگر اصول و مبادی دین را بررسی و استقراء نمایی، همه را در یک امری تخلف ناپذیر، مشترک می‌یابی؛ آن امر مشترک همانا تنها استناد کردن به نصوص صریح و محکم قرآن می‌باشد. و این بدین خاطر است که در اساس دین چیز مشتبه یا مشکوکی نباشد که به پیروان خود اطمینان و یقین نبخشد. پس هر کس اصلی را …

بیشتر بخوانید »

مهمترین اصول عملی و عبادی ما

نماز: ﴿وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ﴾ [البقره: ۳]. «نماز را به پا می‌دارند». ﴿أَقِمِ الصَّلَاهَ﴾ [الإسراء: ۷۸]. «نماز را به پا دار». زکات: ﴿وَآتُوا الزَّکَاهَ﴾ [البقره: ۱۱۰]. «و زکات را بپردازید». ﴿الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ﴾ [الحج: ۴۱]. «کسانی که اگر در زمین به آن‌ها توانایی دادیم نماز را به پا می‌دارند و زکات را می‌دهند». روزه: ﴿یَا أَیُّهَا …

بیشتر بخوانید »

اصول ما نصی است نه استنباطی (۲)

ایمان به فرشتگان: ﴿یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَهُ صَفًّا﴾ [النبأ: ۳۸]. «روزی که روح و فرشتگان به صف می‌ایستند». ﴿تَعْرُجُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ﴾ [المعارج: ۴]. «فرشتگان و روح به سوی او بالا می‌روند». ﴿شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَهُ﴾ [آل عمران: ۱۸]. «خداوند (با نشان دادن جهان هستی به گونه یک واحد بهم پیوسته و یک نظام یگانه و …

بیشتر بخوانید »

اصول ما نصی است نه استنباطی (۱)

این مهم‌ترین مبادی و اصول دین ماست. برای هر اصلی از آن‌ها نصوص متعدد صریحی وارد شده که احتیاج به تفسیر یا روایت یا استنباط ندارند: وحدانیت خدا: ﴿فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ﴾ [محمد: ۱۹]. «پس بدان که معبودی برحق جزء الله نیست». ﴿اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ٢﴾ [آل عمران: ۲]. «خداست که هیچ معبودی (برحق) جز …

بیشتر بخوانید »

استنباط در اصول روش همه‌ی فرقه‌های گمراه است

فرقه‌ای یافت نمی‌شود که خود را به اسلام نسبت دهد و در اصولش به نصوص قرآن احتجاج نکند! اما از راه استنباط نه نص. برخی از نصوص، حامل چند وجه معنایی و به عبارتی مشابه هستند؛ چنانچه خداوند متعال در آیه‌ی ۷ سوره‌ی آل عمران فرموده است. مشکل در این است که بیشتر مردم، فرقه‌ها را نمی‌شناسند و فاصله‌ی نص …

بیشتر بخوانید »

اصول ادیان و فِرَق باطله، استنباطی است نه نصی (۲)

یا می‌فرماید: ﴿وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَهً إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ٣٣ لِیَکْفُرُوا بِمَا آتَیْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ٣۴ أَمْ أَنْزَلْنَا عَلَیْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ یَتَکَلَّمُ بِمَا کَانُوا بِهِ یُشْرِکُونَ٣۵﴾ [الروم: ۳۳-۳۵]. «هر زمان که مصائب و بلایای بزرگی (همچون طوفانها و زلزله‌ها و شداید دیگر) به انسان‌ها برسد، پروردگارشان را به فریاد می‌خوانند …

بیشتر بخوانید »

قرآن دلا‌یل عقلی و نقلی را با هم جمع نموده است (۳)

آری، این حق که قرآن است از جانب پروردگار صادر شده است. و قرآن حجت بالغه است و ما موظف به پیروی و تبلیغ و استناد به آن هستیم. ﴿فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ﴾ [الکهف: ۲۹]. «هر کس خواست ایمان بیاورد و هر کس خواست کافر شود». و این ملغی کردن و از صحنه به در کردن دلایل عقلی …

بیشتر بخوانید »

قرآن دلا‌یل عقلی و نقلی را با هم جمع نموده است (۲)

حال این دلیل عقلی که شک را از آن دو می‌زداید، کدام است؟ ﴿فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ٢٣﴾ [البقره: ۲۳]. «یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى‏گویید!». یعنی: اگر از آوردن یک سوره‌ی نظیر آن عاجز شدید، اعجاز ثابت شده و …

بیشتر بخوانید »

قرآن دلا‌یل عقلی و نقلی را با هم جمع نموده است (۱)

از جمله حقایق بزرگی که بسیاری از مردم از ادراک و تطبیق آن با وجود تکرار شدن آن در قرآن و مشخص بودنشان، غافل مانده‌اند، این است که قرآن عظیم قوی‌ترین دلایل عقلی را بر صحت ادعاهایی ایمانی‌اش، پیش رو می‌اندازد. این خطابی است که قبل از مسلمانان متوجه کفار می‌شوند، به همین دلیل، قرآن با یک بحث و گفتگوی …

بیشتر بخوانید »

عقل بدون نص محکم قرآنی مستقلاً نمی‌تواند اصول را نهادینه کند

به همین خاطری که گفته شد تکیه به عقل یا در واقع رأی در بنیان‌گذاری اصول دین امکان ندارد، زیرا عقل نمی‌تواند حجت و دلیل این امر باشد، چون حجت لازم است از راه‌یابی خطا و اشتباه بدان معصوم باشد، در حالی که عقل بشری چنین نیست. بدون تردید تکیه بر عقل بشری -با این وصف- در تأسیس اصول دین، …

بیشتر بخوانید »

مرجع ما در اصول، قرآنی است نه بشری

با توجه‌ به‌ این‌که‌ اصول دین ما، نصوصش تابع آراء علماء و روایات‌های آن‌ها نیست و این‌که‌ در اصول دین تقلید از علماء جایز نیست، پس علماء نمی‌توانند در اصول به‌ عنوان مرجع ما قرار گیرند، چون مردم برای اصول نیازی به آن‌ها ندارد. و این یعنی؛ مرجعیت ما در اصول دینمان و مبانی آن، قرآنی و ربانی است نه …

بیشتر بخوانید »

اصول به وسیله‌ی نصوص ثابت می‌شوند نه به وسیله‌ی توضیحات و شروح

یکی از حقائق آشکار آن است که: همه‌ی مسایل اصولی  خواه مسایل اعتقادی باشد و خواه مسایل عملی عامه‌ی مسلمانان جهت آگاهی به آن‌ها بجز تلاوت نصوص قرآنی‌شان نیاز به چیز دیگری ندارند. باید گفت که‌ این نصوص نیازی به شرح و تفسیر و توضیح ندارند، چه‌ رسد به‌ این‌که‌ قضایای فلسفی را در توضیح آن بیان داشت که سخن …

بیشتر بخوانید »

نص قطعی قرآنی، مرجع ما در شناخت اصول دین است

آیات قرآن به دو قسم تقسیم می‌شوند: قطعی الدلاله‌: یعنی معنایش روشن و مفهومش واضح است، محکم و بدون تشابه می‌باشد. ظنی الدلاله‌: در بردارنده‌ی بیش از یک معناست. خداوند پیروی و استناد به این آیات بدون ارجاع به اصل (محکمات) را حرام کرده است. چنانچه در بحث محکم و متشابه پیرامون آن سخن رفت. از واقعیت‌های غیر قابل انکار …

بیشتر بخوانید »

قرآن تنها مرجع در پایه‌ریزی اصول دین است (۳)

﴿وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ﴾ [الشورى: ۱۰]. «در هر چیزی که اختلاف داشته باشید، داوری آن به خدا واگذار می‌گردد». ﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْمًا لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ۵٠﴾ [المائده: ۵۰]. «برای مردم که یقین دارند، داوری چه کسی از خدا بهتر است». ﴿أَفَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَکَمًا وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلًا﴾ [الأنعام: ۱۱۴]. «پس آیا داوری جز …

بیشتر بخوانید »

قرآن تنها مرجع در پایه‌ریزی اصول دین است (۲)

﴿قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِی وَإِنِ اهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ۵٠﴾ [سبأ: ۵۰]. «بگو: اگر گمراه شوم فقط به زیان خود گمراه شده‌ام و اگر هدایت یابم چیزی است که پروردگارم به سویم وحی می‌کند». ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ﴾ [النحل: ۸۹]. «این کتاب را که روشن‌گر هر چیزی است بر تو نازل کردیم». …

بیشتر بخوانید »

تقسیم نامه های اعمال

قبل از شروع حساب و کتاب به هر یک نامه اعمالش داده می شود. روش دادن نامه اعمال به این صورت است : که نامه ها پرواز می کنند پرواز کنان به دست صاحبش می رسد . نامه اعمال مؤمنان به دست راست شان و نامه اعمال کفار به دست چپ شان داده می شود بعد از آن به هر …

بیشتر بخوانید »

قرآن تنها مرجع در پایه‌ریزی اصول دین است (۱)

این‌ها مجموعه‌ای از آیات قرآن هستند که این قاعده را به روشنی بیان می‌کنند: ﴿ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ٢﴾ [البقره: ۲]. «این کتابی است که شکی در آن نیست و راهنمای پرهیزگاران است». ﴿فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى١٢٣ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى١٢۴ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ …

بیشتر بخوانید »

قرآن همه‌ی اصول را در بر گرفته است

از آنچه گذشت معلوم می‌شود که قرآن کریم تمامی اصول و مبادی ضروری دین را به خاطر محقق شدن هدایت الهی، در بر گرفته است و هیچ کدام از آن‌ها فروگذار نکرده است، در غیر این صورت قرآن مصدر هدایت نبوده و سزاوار این نیست که با ﴿هُدًى لِلْمُتَّقِینَ٢﴾ [البقره: ۲] توصیف گردد. پس هر اصلی از این اصول به …

بیشتر بخوانید »

کار اصلی قرآن پایه‌ریزی اصول است نه فروع

خداوند می‌فرماید: ﴿مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ﴾ [الأنعام: ۳۸]. «هیچ چیزی را در کتاب فروگذار نکرده‌ایم». باز می‌فرماید: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ﴾ [النحل: ۸۹]. «این کتاب را که روشن‌گر هر چیزی است بر تو نازل کردیم». این چیزهایی که خداوند در قرآنش روشن فرموده چیست؟ و این‌که‌ از ذکر هیچ کدام از آن‌ها فرو گذار نکرده و …

بیشتر بخوانید »

اصولِ حق قطعی و اصول باطل ظنی است

اسلام دینی است که در اصول و مبادی خود بر دلایل قطعی که فقط یک وجه تفسیر از آن‌ها برداشت می‌شود، تکیه می‌کند. و این اصول و تکیه‌گاه‌ها همان چیزهایی هستند که خداوند متعال آن‌ها را «آیات محکمات» می‌نامد. آیاتی که خداوند متعال آن‌ها را به عنوان مصدر و مرجع اختلافات قرار داده است. چنانچه در آیه‌ی ۷ آل عمران …

بیشتر بخوانید »

ادله‌ی ظنی در فروعات کاربرد دارند نه در اصول

اسلام عبارت است از عقیده و عمل. و هر دو دارای اصول و ملحقاتی (فروع) هستند. مثال اصول: ایمان به وحدانیت خدا، نبوت محمد  صلی الله علیه و سلم، نماز، زکات و حرام بودن قتل و زنا. این‌ها اختلاف آراء و نظریات مثبت و منفی را نمی‌پذیرند، بلکه شریعت آن‌ها را آورده و مورد اجماع امت با وجود اختلاف مذاهب …

بیشتر بخوانید »

اصول دین و پایه‌های آن قطعی و یقینی هستند

بنابر آنچه ذکر شد، می‌گوییم که اصول دین و پایه‌های آن قطعی و یقنی هستند، زیرا دلایل آن از نگاه ثبوت و دلالت، قطعی و صریح می‌باشند. و اگر دلایل اصول دین و اساسیات آن قطعی نباشد، اساس دین ظن و گمان خواهد بود که در این صورت جایگاهی برای تعدد آراء و نظریات مختلف (در اصول دین) خواهد شد …

بیشتر بخوانید »

اسلام دینی است که اساسش یقین است

یقین اعتقاد جازمی است که شکی بدان راه ندارد. در کتاب (مختار الصحاح) رازی آمده که: یقین، به معنای علم و زوال شک است. و در «مفردات الفاظ القرآن» راغب اصفهانی به معنای آرامش فهم همراه با ثبات حکم آمده است. در «صفوه البیان» شیخ حسنین محمد مخلوف در تفسیر این آیه ﴿وَبِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ۴﴾ آمده است که: «درباره‌ی زندگی …

بیشتر بخوانید »

آیاتی که در اثبات اصول دین آمده‌اند به طور مطلق محکم هستند

استقراء و تحقیق کلی در کتاب خداوند برای ما مشخص می‌کند که آیاتی که مؤسس اصول دین است به طور مطلق محکم هستند یعنی قطعی الدلاله می‌باشند. و هر آنچه که متعلق به اصول دین است و از نوع محکم مقید است همه‌ی آن‌ها به آیات محکم مطلق بر می‌گردند. طوری که یک آیه در قرآن یافت نمی‌شود که تمام …

بیشتر بخوانید »

قرآن دیدگاه نظر و نگاه‌کردن به دلیل قبل از دلالت را به وجود می‌آورد (۳)

سپس می‌فرماید: ﴿إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثَى٢٧ وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا٢٨﴾ [النجم: ۲۷-۲۸]. «کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را با نام‌های زنان وصف و نامگذاری می‌کنند. ایشان در این باب چیزی نمی‌دانند (و از نر و ماده بودن فرشتگان کاملاً بی‌خبرند) و …

بیشتر بخوانید »

قرآن دیدگاه نظر و نگاه‌کردن به دلیل قبل از دلالت را به وجود می‌آورد (۲)

اما دلیل آشکار: دلیلی واضحی است که شبهه‌ای در آن نباشد و دلیل قوی‌ای است که بر عقل‌ها چیره است، آن‌ها را قانع می‌کند بدون این‌که‌ عقل‌ها بتوانند آن را رد کنند. پس بنابراین دلیل متشابهی که احتمال چند معنی در آن می‌رود، (در اصول عقاید) دلیل نبوده و صرفاً دروغ بستن بر خدای متعال است. زیرا دین و تشریع …

بیشتر بخوانید »

اصالت اسلوب جدید و داوری آن

اما شیوه‌ای که ما بدان تکیه می‌کنیم، برای هر زمان و هر گونه اشکالی می‌گنجد. مشکلات گذشته و پیش آمده را حل می‌کند، زیرا اسلوبی است که در بهره گرفتنش اصیل است و در کشش و توانایی‌اش در تطبیق نصوص بر آن، ممتاز است. پیروی کردن از این منهج تنها راه اشاعه‌ی وحدت دینی در بین طوایف اسلامی می‌باشد یا …

بیشتر بخوانید »

خطرات اثبات عقیده یا اصول به وسیله‌ی روایات متواتر

این از یک طرف، از جانب دیگر اثبات عقیده با روایات متواتر دو امر سلبی را در بر دارد که از لابه‌لای آن‌ها مشخص می‌شود این تنها قاعده‌ای صرف نیست و بس، بلکه خطر و زیانی جدی در رابطه با عقیده بلکه‌ همه‌ی دین- است: امر اول: ما در اثبات اصول عقیده نیازمند روایات (آحاد و متواتر) نیستیم، زیرا صراحت …

بیشتر بخوانید »

حقیقت قصور در منهج قدیم

همانا گروهی که قائل به حجیت احادیث آحاد در عقیده هستند، در اصل و پایه‌ دچار خطا شده‌اند هر چند عملاً به حق اصابت کرده‌اند. خطایشان این است: قاعده‌ای که این گروه بدان استناد کرده، به خاطر این‌که‌ درست و متعادل شود، نیاز به قیدی دارد و باید بگویند: احادیث آحاد در فروع عقیده، حجت است همان طور که در …

بیشتر بخوانید »

باید میان اصول و فروع فرق گذاشت

شریعت اسلام میان آنچه که اصل و اساس هدایت است و باید براساس دلائل قطعی بنا شود، و میان آنچه که فرع و تابع اصل است و برای اثبات آن دلائل ظنی کافی می‌باشد و اختلاف در آن جایز و مشروع است، فرق گذاشته است. باید اذعان داشت که‌ محل جدایی مؤثر و اساسی، همین جا است. اشتراط دلیل قطعی …

بیشتر بخوانید »

قرآن، فرق اساسی میان اعتقاد و عمل ننهاده است (۳)

به این فرموده‌ی خداوند متعال می‌نگریم: ﴿الم١ ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ٢ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ٣ وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ۴ أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ۵﴾ [البقره: ۱-۵]. «الف. لام. میم. این کتابی است که هیچ گمانی در آن نیست و راهنمای پرهیزگاران است. …

بیشتر بخوانید »

قرآن، فرق اساسی میان اعتقاد و عمل ننهاده است (۲)

در جای دیگری می‌فرماید: ﴿وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَهُ١٢ فَکُّ رَقَبَهٍ١٣ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ١۴ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَهٍ١۵ أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَهٍ١۶ ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ١٧﴾ [البلد: ۱۲-۱۷]. «تو چه می‌دانی آن گردنه چیست؟ آزاد کردن برده است. یا خوراک دادن در زمان گرسنگی (قحطی و خشک سالی) است… گذشته از این‌ها، او باید …

بیشتر بخوانید »

قرآن، فرق اساسی میان اعتقاد و عمل ننهاده است (۱)

مثلاً در مورد نماز، اسلام برای آن منزلتی قرار داده که نزدیک است با توحید برابری کند؛ چون انکار نماز کفر است همان طور که انکار توحید کفر می‌باشد، در حالی که یکی، عقیده است و دیگری، عبادت. خداوند متعال در خصوص منکران آن دو می‌فرماید: ﴿فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى٣١ وَلَکِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى٣٢ ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ یَتَمَطَّى٣٣ أَوْلَى لَکَ …

بیشتر بخوانید »

جمود و ناتوانی منهج استدلالی قدیم و نیاز به منهج جدید (۳)

سخن آخر راجع به این مسأله این است که اصل و اساس بزرگ در توحید اسماء و صفات عبارت است از: اثبات صفات کمال برای خدای متعال آن‌گونه که در قرآن و سنت نبوی ج آمده، و منزه داشتن خداوند از صفات نقص؛ همچنان که خدای سبحان می‌فرماید: ﴿وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ [الروم: ۲۷]. «بالاترین وصف، در آسمان‌ها …

بیشتر بخوانید »

جمود و ناتوانی منهج استدلالی قدیم و نیاز به منهج جدید (۲)

اما راجع به نظر ابن عباس، از ظاهر کلامش بر می‌آید که پیامبر، خدا را با قلبش دیده است، آن‌گونه که در صحیح مسلم آمده است. پس کسی که «ادراک» را به «رؤیت» معنی کرده، این مسئله برای وی مشکل و مبهم بوده، زیرا دو آیه‌ای که «ادراک و نظر» در آن آمده با هم متعارض‌اند؛ چون هر دو کلمه …

بیشتر بخوانید »

کلیات اسلام (۲)

مولف: ابوبکر جا بر الجزایری مترجم: عبدالعزیزسلیمی فصل ششم: ایمان به کتابهاى آسمانى دلایل عقلی: ۱٫ ناتوانی و نیازمندى انسان به خداوند در راستای اصلاح جسم و جان خود، مقتضی آن است که خداوند کتابهایی را که شامل قوانین و راههای برای رسیدن انسان به کمال بشری و آنچه که زندگی دنیا و آخرت از او می طلبد، نازل فرماید. …

بیشتر بخوانید »

منزلت لا اله الا الله در زندگــی مسلمان (۳)

پس کسیکه آنرا بگوید جان و مال او مصون و محفوظ خواهد بود، و کسیکه از آن اعراض کند جان و مال او مصون نخواهد بود، بلکه جان مال او هدر است، چنانکه رسول الله صلےالله علیه وسلم مى‌فرماید: «مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَکَفَرَ بِمَا یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَرُمَ مَالُهُ وَدَمُهُ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ» [مسلم]. «کسیکه (لا …

بیشتر بخوانید »

منزلت لا اله الا الله در زندگـی هر مسلمان (۲)

کلمه لا إله إلاَّ الله جدا کننده بین اسلام و کفر است، و آن کلمه ی تقوی و پرهیزگاری است، و آن حلقه عهد و پیمان است، إبراهیم آنرا کلمه ماندگار قرار داده است، چنانکه خداوند مى‌فرماید: {کَلِمَهَۢ بَاقِیَهٗ فِی عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمۡ یَرۡجِعُون} الزخرف: ۲۸٫ «و (خداوند) آن (سخن) را سخنی ماندگار در (میان) فرزندانش قرار داد، باشد که آنان بازگردند». و …

بیشتر بخوانید »

کلیات اسلام (۱)

مولف: ابوبکر جا بر الجزایری مترجم: عبدالعزیزسلیمی فصل ششم: ایمان به کتابهاى آسمانى انسان مسلمان به همه کتابهایی که خداوند فروفرستاده و مصاحفی که به برخی از انبیاء داده است ، ایمان دارد. که کلام وحی شده خداوند به پیامبران برای ابلاغ و بیان دین و شریعت او می باشند. و مهمتراین آنها عبارتند از: قرآن و تورات و زبور …

بیشتر بخوانید »

آیا اهـــــل کتاب مؤمـــن هستند؟

پاســــخ: همه یهـــــودیان و مسیحــــیان و پیــــروان ادیان دیگر کــــافرند هر چند که به دینی معتــــقد باشند که اصل و ریشه آن درست است، زیرا هر کس بعد از بعثـــــت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم به دین او نگرود، بر طبـــــق قرآن، اعمال او پذیرفته نـــــشده و در روز آخرت، در آتــــش دوزخ در افـــــکنده می ‌شوند: ﴿فَلَنْ …

بیشتر بخوانید »

دو سال پیرامون قضا و قدر (۴)

تالیف: شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله قضا و قدر اسباب را نفی نمی کند الله تعالی در آیه ۱۰۱ سوره انبیاء می فرماید: {إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ} «کسانی که قبلاً از طرف ما به آنها وعده نیکو داده شده است از آن (آتش) دور داشته می شوند.» پس هرکس از جانب الله تعالی در حق …

بیشتر بخوانید »

دو سؤال پیرامون قضا و قدر (۳)

تالیف: شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله بکوشید بر قضا و قدر تکیه نزنید از رسول الله صلی الله علیه و سلم در این مورد سؤال شد ایشان در جواب فرمودند: (ما منکم من احد الا و قد کتب مقعده من الجنه و مقعده من النار. فقیل : یا رسول الله صلی الله علیه و سلم افلا ندع العمل و …

بیشتر بخوانید »

دو سؤال پیرامون قضا و قدر (۲)

تالیف: شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله مؤمنان و کافران برابر نیستند لازمه چنین اعتقادی این است که بین دوستان و دشمنان الله تعالی، بین مؤمنان و کافران و اهل بهشت و جهنم فرقی قائل نشویم و حال آنکه الله تعالی می فرماید: {وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ}سوره فاطر ایات۱۹الی۲۲٫ «کور …

بیشتر بخوانید »