موضوع افک

لطفا موضوع افک در سوره نور را برایم بیان کنید.

الحمدلله،

خداوند در اوائل سوره نور آیاتى براى برائت عایشه صدیقه رضی الله عنها نازل کرد، و این تقریبا ۵۰ روز پس از حادثه افک (بهتان بزرگ) بود که منافقین تهمت فاحشه به عایشه زدند که با صفوان ابن معطل کار خلاف انجام داده است، ولى خداوند پس از ۵۰ روز آیات برائت او را نازل کرد و براى همیشه منزلت عایشه را سربلند گردانید.

خداوند برائت عایشه صدیقه را در قرآن در ۱۶ آیه بیان فرمود:

” إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَهٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّىٰ کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ” ﴿النور: ۱۱﴾

تا آیه :

“الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُولٰئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ” ﴿النور: ۲۶﴾

افک، دروغ‌ و بهتان‌ و تهمت‌ است‌. مراد از آن‌ در اینجا: آن‌ بهتانی‌ است‌ که‌ بر سیده عایشه‌ صدیقه‌ ام‌المؤمنین ‌رضی‌الله عنها زدند. بخاری‌ و مسلم‌ و اصحاب‌ کتب‌ حدیث‌، حدیث‌ طولانی ‌حضرت‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها را در بیان‌ سبب‌ نزول‌ این‌ آیات‌ روایت‌ کرده‌اند که ‌حاصل‌ آن‌ این‌ است: عائشه‌ رضی‌الله عنها به‌ حکم‌ قرعه‌ در غزوه‌ بنی‌مصطلق‌ با رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم همراه‌ شد، در برگشت‌ از آن‌ غزوه‌، کاروان‌ در نزدیک‌ مدینه‌ منزل‌ زد، در این‌ اثنا گردن‌بند حضرت‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها به‌ هنگام‌ قضای‌ حاجت‌ از هم‌ گسست‌ و او بعد از آن‌که‌ به‌ کجاوه‌ خویش‌ برگشت‌، متوجه‌ این‌ امر شد و برای‌ یافتن‌ گردنبند خویش‌ از کجاوه‌ بیرون‌ آمد، کاروان‌ ـ به‌گمان‌ این‌که‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها در کجاوه‌ خویش‌ است‌ ـ حرکت‌ کرد، وقتی‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها از جست‌ و جوی‌ گردن ‌بند خویش‌ برگشت‌، دید که‌ از کاروان‌ خبری‌ نیست‌ و کاروان‌ حرکت‌ کرده‌ است‌ پس‌ در محل‌ اتراق‌ کاروان‌ باقی‌ ماند، از آن‌سوی ‌دیگر، صفوان‌بن‌ معطل رضی الله عنه که‌ دنباله‌ نگهدار کاروان‌ بود از دنبال‌ کاروان‌ رسید، او که‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها را قبل‌ از نزول‌ آیات‌ حجاب‌ دیده‌ بود، وی‌ را شناخت‌. وقتی‌ او به‌ آنجا رسید، خواب‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها را در ربوده‌ بود پس‌ صفوان ‌استرجاع: (إنا لله‌ وإنا إلیه‌ راجعون) گفت‌، عائشه‌ رضی‌الله عنها با شنیدن‌ صدای ‌استرجاع‌ صفوان‌ از خواب‌ بیدار شد و بی‌درنگ‌ چهره‌ خویش‌ را پوشانید. صفوان‌ حتی‌ یک‌ کلمه‌ با عائشه‌ رضی‌الله عنها سخن‌ نگفته‌ شترش‌ را فرو خوابانید و بر دست‌ شتر پای‌ فشرد تا عائشه‌ بر آن‌ سوار شود. عائشه‌ رضی‌الله عنها سوار شتر صفوان‌ شد و صفوان‌ زمام‌ شتر را گرفته‌ حرکت‌ کرد تا به‌ کاروان‌ رسید. پس‌ چون ‌اهل‌ (افک: بهتان) از این‌ واقعه‌ آگاه‌ شدند، عائشه‌ را به‌ فحشاء متهم‌ کردند وگفتند آنچه‌ گفتند اما خدای‌ عزوجل‌ با نازل ‌کردن‌ هجده‌ آیه‌، برائت‌ حضرت ‌عائشه‌ رضی‌الله عنها را از این‌ بهتان‌ اعلام‌ کرد و در نخستین‌ آیه‌ از این‌ آیات‌ فرمود: کسانی‌ که‌ این‌ بهتان‌ را در میان‌ آوردند «عصبه‌ای‌ از شما هستند» عصبه: یعنی‌ گروه‌ و جماعت‌، عرفا بر ده‌ تا چهل‌ تن‌ اطلاق‌ می‌شود. گروه‌ بهتان‌ زننده‌ عبارت‌ بودند از: عبدالله بن‌ابی‌ رئیس‌ منافقان‌، زیدبن‌ رفاعه‌، حسان‌ بن‌ ثابت‌، مسطح‌ بن‌ أثاثه‌، حمنه‌ بنت‌ جحش‌ و همدستانشان‌. معنی‌ (منکم) این‌ است: گروه ‌بهتان‌ زننده‌ از خود شما جماعت‌ مسلمانان‌ هستند؛ یا در ظاهر و باطن‌ و یا در ظاهرنه‌ در باطن‌؛ مانند عبدالله بن ‌ابی‌ «آن‌ تهمت‌ زدن‌ را برای‌ خود شری‌ نپندارید» ای ‌مسلمانان‌! «بلکه‌ آن‌ برایتان‌ خیر است‌» و با آن‌ بهتان‌ ثواب‌ عظیمی‌ به‌ شما تعلق ‌می‌گیرد زیرا خدای‌ عزوجل‌ با عبرت‌ گرفتن‌ بسیاری‌ از این‌ داستان‌، آبروی‌ میلیونها انسان‌ مؤمن‌ را حفظ می‌کند. اما بعضی‌ از مفسران‌، خطاب: ﴿لا تحسبوه شرا لکم : آن‌ تهمت‌ زدن‌ را برای‌ خود شری‌ نپندارید) بر خانواده‌ ابوبکر صدیق‌ رضی الله عنه حمل ‌کرده‌اند زیرا بیان‌ برائت‌ ام‌المؤمنین‌ سبب‌ برتری‌ و شرف‌ بیشتر این‌ خانواده‌ شد، همان‌گونه‌ که‌ داستانشان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ قانون‌ عام‌ و کلی‌ برای‌ همیشه‌ در میان ‌داستانهای‌ عفت‌ و پاکی‌، جایگاه‌ خاصی‌ را احراز کرد. «برعهده‌ هر فردی‌ از آنان‌» که‌ در این‌ بهتان‌ دست‌ داشته‌؛ «سهمی‌ از گناه‌ است‌ که‌ مرتکب‌ آن‌ شده‌ است‌» به‌سبب‌ آلوده‌ شدن‌ به‌ ترویج‌ این‌ بهتان‌ «و آن‌ کس‌ از آنان‌ که‌ بخش‌ عمده‌ آن ‌تهمت‌ را عهده‌دار شده‌ است‌، برایش‌ عذاب‌ بزرگی‌ است‌» که‌ او عبدالله بن‌ابی‌ و به‌قولی‌ حسان‌ بن‌ ثابت‌ بود.

محمدبن‌اسحاق‌ و غیره ‌ روایت‌ کرده‌اند که‌ رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم در رویداد افک‌، دو مرد و یک‌ زن‌ را تازیانه‌ زده‌ و حد قذف‌ را برآنان‌ اجرا کردند، آن‌ دو مرد مسطح‌ بن‌ اثاثه‌ و حسان‌بن‌ ثابت‌ و آن‌ زن‌، حمنه‌ دختر جحش‌ بود. به‌ قولی: عبدالله بن‌ابی‌ را نیز تازیانه‌ زدند.

سپس‌ خدای‌ عزوجل‌ آن‌ تهمت ‌زنندگان‌ را به‌ سختی‌ مورد توبیخ‌ و سرزنش‌ قرار داد، و سبس در ایه ۲۶ خداوند فرمود:

«زنان‌ پلید برای‌ مردان‌ پلیدند» یعنی: زنان‌ پلید و ناپاک‌ سزاوار مردان‌ پلید و ناپاکند و ویژه‌ آنان‌ می‌باشند «و» همچنین‌ «مردان‌ پلید برای‌ زنان‌ پلیدند» و از آنها درنمی‌گذرند. همچنین‌ است‌ معنی‌ این‌ فرموده‌ خدای‌ متعال: «و زنان‌ پاکیزه ‌برای‌ مردان‌ پاکیزه‌اند و مردان‌ پاکیزه‌ برای‌ زنان‌ پاکیزه‌» پس‌ از آنجا که‌ رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم خود پاکیزه‌اند لذا همسری‌ پاک‌ و پاکیزه‌ سزاوارشان‌ است‌، از این ‌روی‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها پاک‌ و پاکیزه‌ است‌ و سزاوار آن‌ است‌ که‌ شوهری ‌پاک‌ و پاکیزه‌ مانند پیامبر صلى الله علیه و سلم داشته‌ باشد «این‌ گروه‌» مردان‌ و زنان‌ پاکیزه‌ «ازآنچه‌» مردان‌ و زنان‌ پلید و ناپاک‌ «در باره‌ ایشان‌ می‌گویند، برکنارند» با این‌ آیه‌ برائت‌ حضرت‌ عائشه‌ رضی‌الله عنها از بهتان‌ با وضوح‌ تمام‌ اعلام‌ شد چنان‌که‌ ابن‌عباس رضی الله عنه در بیان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ می‌گوید: «این‌ آیه‌ درباره‌ عائشه‌ و اهل‌ افک‌ نازل‌ شد». «برایشان‌ آمرزش‌ و روزیی‌ نیکوست‌» که‌ همانا روزی‌ بهشت‌ می‌باشد.

روایت‌ شده ‌است‌ که‌ سیده عائشه‌ رضی‌الله عنها فرمود: برایم‌ نه‌ خصلت‌ داده ‌شده‌ که‌ به‌ هیچ‌ زنی‌ قبل‌ از من‌ داده‌ نشده:

۱ ـ آن‌گاه‌ که‌ جبرئیل‌ علیه السلام رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم را به‌ ازدواج‌ با من‌ فرمان‌ داد، به‌ شکل‌ و صورت‌ من‌ فرود آمد.

۲ ـ من‌ تنها دختر باکره‌ای‌ بودم‌ که‌ پیامبر صلى الله علیه و سلم با من‌ ازدواج‌ کردند و با هیچ‌ بکری ‌غیر از من‌ ازدواج‌ نکردند.

۳ ـ آن‌گاه‌ که‌ رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم رحلت‌ نمودند، سر مبارک‌ ایشان‌ در آغوش‌ من ‌بود.

۴ ـ رسول‌ خدا صلى الله علیه و سلم در خانه‌ من‌ دفن‌ شدند.

۵ ـ فرشتگان‌ در خانه‌ من‌ بر آن‌ حضرت‌ صلى الله علیه و سلم گرد آمدند.

۶ ـ آن‌گاه‌ که‌ وحی‌ نزد دیگر همسران‌ پیامبر صلى الله علیه و سلم بر ایشان‌ نازل‌ می‌شد، آنها از نزد ایشان‌ پراکنده‌ می‌شدند و دور می‌رفتند اما چون‌ وحی‌ در کنار من‌ بر ایشان‌ نازل‌ می‌شد، با ایشان‌ در درون‌ یک‌ لحاف‌ قرار داشتم‌.

۷ ـ من‌ دختر جانشین‌ و صدیق‌ (تصدیق‌ کننده‌ نخستین) ایشان‌ هستم‌.

۸ ـ عذر و برائت‌ من‌ از آسمان‌ نازل‌ شد.

۹ ـ من‌ پاکیزه‌ آفریده‌ شدم‌ و در نکاح‌ سرور پاکیزه‌ای‌ درآمدم‌ و از بارگاه ‌خداوند متعال به‌ آمرزش‌ و رزقی‌ نیکو وعده‌ داده‌ شده‌ام‌».

و در اینجا شایان ذکر چند مسئله مهم در مورد این حادثه هستیم:

۱-    این حادثه نشان داد که پیامبر صلى الله علیه و سلم علم غیب نمیداند، زیرا خودش از این حادثه بى خبر بود تا اینکه خداوند او را از حقیقت این ماجرا پس از ۵۰ روز با خبر کرد.

۲-    اگر کسى تهمت ناروا به عایشه بزند، به اجماع علماء اهل سنت و جماعت کافر میشود، زیرا آیات خداوند را در برائت عایشه رد کرده است، و اگر کسى حتى یک حرف از قرآن را رد کند و قبول نکند کافر میشود.

۳-    اگر کسى تهمت ناروا به عایشه بزند، در حقیقت اهانت به پیامبر صلى الله علیه و سلم کرده است، و اهانت به پیامبر صلى الله علیه و سلم کفر است.

والله اعلم

مقاله پیشنهادی

آنان مردند و دینشان هم مرد، و یاد محمد و دین او باقی ماند

دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم را ارتجاعی و «افسانه‌های پیشینیان» نامیدند. گفتند: با مرگ …