عائشه صدیقه رضی الله عنها و دایه هایی مهربانتر از مادر

چند روز قبل هنگامی که از محیط کار به خانه برگشته بودم و به جسمی خسته و اعصابی کوفته می خواستم با جستجوی برنامه ای سالم، ملالت از خاطر زدایم که ناگاه چشمم به یکی از کانالهای تلویزیونی امریکا افتید که مسؤول برنامه، سه تن از نمایندگان ادیان بزرگ آسمانی (اسلام، مسیحیت، یهودیت) را دعوت نموده بود تا روی مسایل و قضایای بزرگ اعتقادی باهم گفتگو نمایند.
نکته جالب در آن برنامه این بود که سخنگوی جامعه مسیحی فردی انتخاب شده بود که عمری را در دوایر اکادیمیک گذشتانده و بیشتر از آنکه دانشمند دینی باشد روان شناس بود و می‌توانست با عقل و روان بیننده بصورت شگفت انگیزی بازی نماید. نماینده جامعه یهودی، شخصی گزیده شده بود که بیشتر از آنکه دانشمند دینی باشد، پژوهشگر عرصه انسانشناسی Anthropologyو علوم سیاسی بود. در آن جمع، کسی که از اسلام سخن می گفت نه از زمان و مکان خودش خبر بود و نه هم از کدام رشته دیگر دانش بشری مایه داشت. با خود گفتم که نحوه گزینش این افراد خود از توطئه بسیار نا جوانمردانه دیگری خبر می دهد. توطئه ای که انسان غربی در اجرای آن دست بس بالایی دارد.
در آن برنامه هر زمانی که سخن از اسلام به میان می آمد، بیشتر آن برمحور ازدواج پیامبر اسلام با عائشه چرخ می خورد. و “روحانی” مسلمان با روانی شکست خورده و سیمایی خجول سعی می ورزید؛ تا این اتهام را با دلایلی ضعیف و سست پاسخ گوید. آن بیچاره نمی‌دانست که اگر سخن از جنس  به میان آید، مسیحیت و یهودیت تحریف شده بیشتر از همه نیازمند به دفاع دیده می شوند. آن دو کشیش سیاستمدار و سیاستمدار کشیش باید پرسش هایی را پاسخ می دادند که از قرن ها پیش بدینسو مطرح بوده است. آنها باید آیه های سی ام و سی و هشتم، اصحاب نوزدهم، سفر تکوین، عهد عتیق، کتاب مقدس را تفسیر می‌نمودند، آنجا که گفته می شود لوط علیه السلام با دو دخترش مرتکب زنا شده است. یا اینکه “روابین” فرزند یعقوب با “بلهه” همسر پدرش همبستر می شود و یعقوب علیه السلام از آن به نیکی یاد می کند “آیت بیست ودوم، اصحاص سی و پنجم، سفر تکوین، عهد عتیق، کتاب مقدس”. و یا اینکه یهودا فرزند یعقوب با همسر فرزندش که “ثامارا” نام داشت نزدیکی می نماید و نتیجه آن فعل، پیدایش شخصی بنام “فارص” می شود. “آیت های ۱-۲، اصحاص بیست وسوم، سفر تثنیه، عهد عتیق، کتاب مقدس”. اما ما معتقد هستیم که ساحت همه پیامبران بزرگ الهی؛ این الگوهای پاک تاریخ بشر، منزه از تهمت هایی است که بدان ها چسپ زده اند. آن کشیش و آن خاخام، از ناحیه سن همسر پیامبر هنگام ازدواج سخت تشویش داشتند. آنها که دیده می شد موافق سیاست های سرکوبگرانه امریکا و اسرائیل اند، به جای آنکه سخنی از وضعیت زنان زندان های “ابوغریب” یاد کنند و یا آه مفتی به خاطر زن فلسطینی و لبنانی و عراقی و… از سینه بیرون کشند، به حال عائشه صدیقه و آن هم پس از گذشت یکهزار وچهارصد سال پیوسته اشک تمساح می ریختند.
مدتی می شود، که جهان ما شاهد تهاجم سنگین علیه اسلام و پیامبر بزرگ آن است. جنگی که در آن رهبران کشورهای غربی، پاپ واتیکان، نشرات مشهور اروپا و امریکا، کشیشها، هنرمندان هالیود و عناصر فراوانی فعالانه شرکت جسته اند. ولی ما می دانیم که اهداف و مقاصد نهایی این نبرد گسترده فرهنگی کاملاً اقتصادی بوده و این کمپنی های بزرگ اند، که زمینه را برای نبردی دینی آماده می سازند، تا در هیاهوی آن هرچه دل شان خواست انجام دهند. آنها با بلند نمودن شعارهای مذهبی و بیدارساختن فتنه های خوابیده دینی، ملت های این سوی گستره خاک را برای جنگی گسترده و طولانی آماده می سازند. ولی اگر با وجود همه این تلاش ها بازهم کسانی باقی ماندند که نمی‌خواهند خاطره جنگ های صلیبی را دوباره زنده نموده و بر زخم های کهن تاریخ بشر نمک پاشند، در آن صورت روش و منش دسته های افراطی، خونریز و خشونت شعار جهان اسلام که با دست هایی از این سوی اقیانوس اطلس به حرکت آورده می شوند، می توانند هر عملکردی را در چشم رأی دهندگان مالیه پرداز غربی توجیه نمایند.
در کشاکش این تهاجم بی امان، هدفی که بیشترین این تیرها را به خود تخصیص داده است، قامت بلند پیامبر اسلام و حریم خانواده مطهر او می باشد. و در این میان، سن عائشه صدیقه هنگام ازدواج از جمله موضوعات گرمی است که در محراق این تهاجم رسانه ای قرار داده شده است.
امروز اسلام به عنوان یک آئین و مسلمانان به مثابه یک امت، سخت مظلوم واقع شده اند. امروز هر انسان با وجدانی درک می کند که سیمای مسلمان با انواع مظلومیت و رنج و عذاب و خون و آتش آمیخته و اسلام به عنوان آئینی نهایت مظلوم، هدف تهاجم بسیار ظالمانه و ناجوانمردانه رسانه های غربی قرار گرفته است.
بیاییم بر سر اصل مطلب.
اینکه پیوسته گفته می شود که عائشه رضی الله عنها هنگام ازدواج نه ساله بوده است به هیچ صورت نمی تواند از مسلمات و بدیهیات تاریخ مسلمانان به حساب آید. نویسنده این سطور در اینجا سعی خواهد ورزید، تا ابعاد گوناگون این مسأله را نه بعنوان یک انسان مسلمان، بلکه به حیث یک پژوهشگر بی طرف در میزان حدیث، علم الرجال، زبان عرب و تاریخ مورد تحقیق و بررسی قرار دهد.
در میزان دانش حدیث و علم رجال:
علم رجال، دانشی است که در آن از حالات راویان حدیث، از نظر برخوردار بودن و نبودن آنها از شرایط قبول خبر، بحث می گردد. به این معنی که دانشمندان حدیث سخن هر روایتگری را نمی پذیرفتند و برای قبول سخن راوی شرایط دشواری وضع نموده بودند. این دانش یکی از ابزار های لازم در بررسی خبر بوده و از صلاحیت و عدم صلاحیت افراد در سلسله سند روایات بحث می نماید. این اساسی ترین تفاوت میان روش دانشمندان حدیث ومتود تاریخ نگاران در ثبت اخبار و حوادث به حساب می آید.
بیشتر احادیثی که سن عائشه رضی الله عنها را هنگام ازدواج ۹ سال گفته اند یا از طرف هشام بن عروه روایت شده است و یا از سوی راویان عراقی. و شگفت اینکه اهل مدینه؛ آنهایی که هشام بن عروه بیشتر از هفتاد سال نخست زندگی خویش را در میان شان گذشتانده بود، این مسأله را روایت نکرده اند. هشام بن عروه راوی حدیث پس از هفتاد ویک سال زندگی در مدینه آن شهر را به قصد عراق ترک گفته و صیغه های مختلف این حدیث از طریق راویان عراقی روایت شده است.
مؤلف (تهذیب التهذیب) کتابی در “علم الرجال” معتقد بود که آن بخش از روایت های هشام بن عروه که از طریق اهل عراق روایت شده اند قابل پذیرش نیستند. “اینکه روایات راویان عراقی قابل پذیرش نبود، بحثی خارج موضوع امروزی ما است”. مؤلف “تهذیب التهذیب” اضافه می کند که حتی “مالک بن انس” در مورد آن عده احادیث او که از طریق راویان عراقی روایت شده اند ملاحظه داشت. (تهذیب التهذیب، جلد ۱۱، صفحه ۴۸، ۵۱).
امام محمد الذهبی متوفای سال ۷۴۸هـ در اثر گرانسنگ خویش “میزان الاعتدال” که کتاب دیگری در “علم الرجال” به حساب می آید، در باره هشام می گوید: حافظه هشام در اواخر زندگی اش ضعیف شده بود. متن دقیق او این طور می باشد: “لکن فی الکبر تناقص حفظه” میزان الاعتدال، دارالمعرفه، بیروت، لبنان، جلد۴،‌ صفحات ۳۰۱ و ۳۰۲٫
در میزان زبان عرب:
الف: امام بخاری در کتاب تفسیر خویش حدیثی را از عائشه نقل نموده، که در آن می‌گوید: هنگام نزول آیه “بل الساعه موعدهم والساعه ادهی وامر” که جزء سوره “القمر” به حساب می آید، من “جاریه” ای بودم و بازی می‌کردم. فتح الباری، شرح صحیح البخاری، جلد۸، صفحه۴۸۶، المکتبه السلفیه، ۱۴۰۷هـ،ق، قاهره، مصر.
لفظ “جاریه” در زبان عرب به معنی دوشیزه آمده است. خواننده گرامی می تواند به کتاب “فرهنگ نوین عربی- فارسی” مراجعه نماید. “فرهنگ نوین، به اهتمام سیدمصطفی طباطبائی، کتابفروشی اسلامیه، نوبت چاپ هفتم، زمستان ۱۳۶۶، تهران، ایران”.
کتاب های تفسیر و حدیث می گویند، که این آیت هشت سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده است. اگر سن عائشه را هنگام نزول این آیت اقلاً ده ساله فرض کنیم، سن ایشان هنگام ازدواج باید در حدود بیست بوده باشد.
ب: بر اساس روایت احمد بن حنبل، با در گذشت خدیجه بنت خویلد همسر نخستین پیامبر، زنی بنام خوله نزد پیامبر آمده و به پیامبر پیشنهاد نمود تا ازدواج نماید.
پیامبر پرسید چه کسی را برای این امر درذهن دارد؟ خوله گفت: تو می توانی با دختری شوهر ناکرده (بکر) و یا زنی که قبلاً شوهر کرده است (ثیب) ازدواج نمائی. وقتی که پیامبر هدف او از “دختر شوهر ناکرده” و “زنی که قبلاً‌ شوهر کرده است” را جویا شد، خوله در پاسخ بخش نخست این پرسش، نام عائشه را بر زبان آورد. در اینجا فراموش نباید کرد که (بکر) در زبان عربی به مفهوم دوشیزه شوهر نکرده استعمال می شود “فرهنگ نوین، به اهتمام سیدمصطفی طباطبائی، کتابفروشی اسلامیه، نوبت چاپ هفتم، زمستان ۱۳۶۶، تهران، ایران.
در میزان تاریخ:
برای آنکه مرزهای زمانی بحث ما مشخص شوند، ذکر تواریخ ذیل را مهم می دانم.
نزول وحی در سال ۶۱۰ میلادی تحقق پذیرفت.
اسلام آوردن ابوبکر صدیق رضی الله عنه در سال ۶۱۰ صورت گرفت.
دعوت پیامبر اسلام در سال ۶۱۳ علنی شد.
نامزدی پیامبر صلی الله علیه وسلم و عائشه رضی الله عنها در سال ۶۲۰ میلادی صورت گرفت.
هجرت پیامبر صلی الله علیه وسلم بسوی مدینه در سال ۶۲۲ میلادی انجام یافت.
انتقال عائشه صدیقه رضی الله عنها به خانه پیامبر  صلی الله علیه وسلم در سال ۶۲۳ و ۶۲۴ میلادی صورت گرفت.
الف: طبری می گوید که ابوبکر صدیق دارای چهار فرزند بود که همه آنها در دوره جاهلیت به دنیا آمده بودند. “طبری، تاریخ الامم و الملوک، جلد چهارم، صفحه ۵۰، دارالفکر، بیروت، لبنان، ۱۹۷۹”. اگر این سخن طبری درست باشد که عائشه قبل از بعثت پیامبر به دنیا آمده باشد، پس او به هیچ صورتی نمی تواند که هنگام ازدواج نه ساله بوده باشد.
ب: بر اساس روایت های معتبر تاریخی، “اسماء” خواهر بزرگ عائشه ده سال از او بزرگتر بوده است. “الامام الذهبی، سیر اعلام النبلاء، جلد۲، صفحه ۲۸۹، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ۱۹۹۲” و “ابن کثیر، البدایه والنهایه، جلد۸، صفحه ۳۷۱، دارالفکر العربی، الجیزه، مصر ۱۹۳۳”. و کتاب های بسیار معتبر تاریخ گزارش می دهند که اسماء در سال هفتاد و سوم هجری به عمر صد سالگی پدرود حیات گفت. “ابن کثیر، البدایه و النهایه، جلد۸، صفحه۳۷۲، دارالفکر العربی، الجیزه،‌ مصر ۱۹۳۳”. اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجری صد ساله بوده باشد، پس عمر او هنگام هجرت باید بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد. بر اساس این روایت تاریخی اگر عمر اسماء در اثنای هجرت بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد، عائشه در آن زمان باید هفده ساله و یا هجده ساله بوده باشد. اگر عائشه در سال اول و یا دوم هجری ازدواج نموده باشد، باید عمر ایشان در اثنای ازدواج هجده و یا بیست بوده باشد.
ج: ابن هشام از اولین نگارندگان سیرت پیامبر معتقد است که عائشه از نخستین پیروان محمد صلی الله علیه وسلم و از کسانی که در سالهای نخست اسلام، ایمان آورده بودند، می باشد. “ابن هشام، السیره النبویه، جلد۱، صفحه ۲۳۴-۲۲۷، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه”. برای پذیرش دینی باید کودکی حداقل بتواند راه رود و حرف زند. پس اگر عائشه صدیقه رضی الله عنها در سال اول بعثت پیامبر سه ساله و یا پنج ساله بوده باشد، پس هنگام ازدواج باید حد اقل شانزده و یا هجده ساله بوده باشد. ابن هشام می گوید که عائشه بعد از هجده نفر ایمان آورده است. “ابن هشام، جلد۱، صفحه۲۷۱”. بر مبنای این سخن ابن هشام سن عائشه هنگام ازدواج باید در حدود شانزده تا بیست سال بوده باشد.
د: براساس تاریخ ابن هشام وسخن ابن‌حجرعسقلانی، فاطمه دختر پیامبر پنج سال بزرگتر از عائشه بوده است. اگر این سخن درست باشد، پس عمر عائشه هنگام ازدواج باید در حدود شانزده سال بوده باشد.
هـ: شگفت ترین نکته بحث امروزی ما، این حقیقت تاریخی است که عائشه سالها قبل از خواستگاری پیامبر، نه تنها که نامزد مرد دیگری بود که حتی آماده ازدواج بوده است. این شخص جبیر فرزند مطعم نام داشت. به این معنی، که هشت سال قبل از هجرت، در آن زمانی که ابوبکر رضی الله عنه می خواست به حبشه هجرت نماید، نزد مطعم رفت و گفت که او می خواهد عائشه را که در قید نامزدی  فرزندش جبیر می باشد با فرزندش تزویج نماید، ولی مطعم به خاطر آنکه ابوبکر مسلمان شده بود، عقد نامزدی فرزندش را با عائشه فسخ نمود. از این روایت بر می آید که حتی هشت سال قبل از نامزدی عائشه با پیامبر، عائشه آماده ازدواج بوده است. ابن سعد در جلد هشتم طبقات خویش پیرامون این مسأله به تفصیل سخن گفته است.
و: ابن حجر عسقلانی معروف ترین شارح بخاری در اثر معروف خویش “الاصابه فی تمییزالصحابه” می گوید: فاطمه رضی الله عنها وقتی به دنیا آمد که کعبه را بنا می کردند و پیامبر سی وپنج سال داشت… و فاطمه رضی الله عنها  پنج سال از عائشه بزرگتر بود. متن دقیق عسقلانی این طور است: “ولدت فاطمه والکعبه تبنی والنبی صلی الله علیه وسلم ابن خمس و ثلاثین سنه… و هی أسن من عائشه بنحو خمس سنین”. “ابن حجر العسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، جلد۴، صحفه ۳۷۷، مکتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه، ۱۹۷۸”.
در پایان حضور کسانی که با همسر پیامبر اسلام همدردی داشته و در مصیبتش اشک می‌ریزند باید عرض نمود که در قدم نخست، سنت های اجتماعی و فرهنگی هر ملت و هر زمان را باید با معیارهای همان جامعه مورد سنجش قرار داد، نه با معیارهای عصر حاضر. در قرون وسطای انگلستان، دختران در سن دوازده سالگی آماده ازدواج بودند و اغلب آنها در سن چهارده سالگی به خانه شوهر می رفتند Joseph and Frances Gies, Life in a Medieval Castle, p.78, 1979, Harper Perennial.
حتی اگر معیارهای امروزی را اساس قرار دهیم می بینیم که گاهی می شود که کشورهای زیادی در روی گستره خاک سنین پایانی را برای ازدواج می پذیرند. امروز ماده ۱۵۱۳ قانون مدنی برازیل می گوید که اگر والدین توافق داشته باشند، دختران و پسران می توانند در سن دوازده سالگی باهم یکجا زیست نمایند.
مکسیکو و روسیه ۱۴ سالگی را شرط گذاشته اند. ایالت نیوهمشایر امریکا سیزده سالگی را شرط قرار داده است. و ایالت های دیگری در امریکا وجود دارند که سنین نزدیک به آن را معیار ازدواج قرار داده اند.
در حالی که هم عائشه صدیقه رضی الله عنها  و هم والدین مشفق او از این ازدواج راضی بوده و بدان می‌بالیده اند، پس چه کسی می تواند امروز پس از گذشت یکهزار وچهارصد سال بسان دایه ای مهربانتر از مادر عمل نموده و مدعی حقوق او گردد.
اگر پیامبر صلی الله علیه وسلم در این مورد مرتکب اشتباهی می شد، بدون شک دشمنان او سخت ازآن سوء استفاده کرده و از آن حربه ای برضد او می‌ساختند، ولی در هیچ جا و هیچ اثری چنین نشانی دیده نمی شود.
شواهد تاریخی همان طوری که دیدیم به ما می گویند که سن عائشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیشتر از آن چیزی بوده است که امروز سر زبان ها است. یکی از علل این کار شاید دلیل تراشی سودجویان کهنسالی باشد که برای توجیه ازدواج های شان با دختران خورد سال تنها به یک بخش از روایات تاریخی اتکا نموده و بخش دیگر آن را نادیده می انگارند.
زیان کسان از پی نفع خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
حضور همه وکیلان دعوایی که سنگ دفاع از عائشه ام المؤمنین رضی الله عنها را به سینه می کوبند رسانیده می شود که او بیشتر از تاجران حقوق انسان در قرن بیست ویکم، حقوق و مصلحت خودش را می دانست و اگر تاریخ را هر قدر ورق بزنیم باز هم دلیلی نمی توان یافت که اشاره ای به عدم رضایت آن بانوی بزرگ از آن ازدواج داشته باشد. تاریخ شهادت می دهد که عائشه ام المؤمنین زنی نبود که در گفتن سخن حق و یا آنچه او آن را حق تصور می نمود ترسی به خود راه دهد. رهبری جنگ جمل که ده ها هزار رزمجو در زیر پرچمش می رزمیدند، می تواند نمونه روشن ادعای ما باشد.
در پایان این بحث می خواهیم بگوییم که در آن دوره ها چیزی به نام وثیقه تولد Birth Certificateوجود نداشت؛ تا تاریخ دقیق پیدایش افراد بر مبنای آن تعیین می شد. ما حادثه ای بزرگتر از پیدایش پیامبر صلی الله علیه وسلم در تاریخ اسلام نداریم. اما بازهم دیده می شود که پیرامون همین حادثه بزرگ هم چندین روایت مختلف وجود دارد.
پس با در نظرداشت تناقضاتی که در روایات مربوط به تاریخ پیدایش عائشه ام المؤمنین وجود داشته است، چطور خواهیم توانست تا با جزمیت تمام حکم کنیم که عائشه صدیقه در این تاریخ و یا آن سال به دنیا آمده و یا در فلان سن ازدواج نموده است.
اساس همه روایاتی که سن عائشه را هنگام ازدواج نه سال بیان نموده است، سخن خود او می باشد. اگر این احادیث از نظر روایت و ناحیه درایت عاری از مشکل هم باشند، بازهم دانشمندانی اند که علت ذکر این سن را برخاسته از خصوصیت های زنانگی موصوف دانسته اند. آنها معتقد اند، عائشه صدیقه که خصوصیت های زنانگی را تا حد کمال داشت، در اینجا کوشیده است تا سن خویش را خورد تر گفته و بدان مباهات نماید. این ویژگی در زنان عصر ماهم تا سرحد جنون دیده می شود. در امریکا اگر زنی را از عمرش بپرسی، سه گونه پاسخ خواهی شنید. پاسخ نخست سکوت خواهد بود و از فرط خشم جوابی برایت نخواهد داد. دوم اینکه سن خود را خوردتر از سن حقیقی خویش خواهد گفت، و سوم اینکه زنان میانه سال این کشور عادت کرده اند تا برای گریز از پاسخ، خود را نود و نه ساله بخوانند.
شاید برخی استدلال نمایند که همچو امری بعید از بانویی چون عائشه رضی الله عنها می باشد. ولی تاریخ زندگی اجتماعی و عرصه زناشوهری او مملو از همچو مسایل است.
بعنوان مثال، او روزی صفیه همسر دیگر پیامبر صلی الله علیه وسلم را غیبت نمود«: پیامبر از این مسأله بر افروخته شده و گفت: “لقد قلت کمله لو مزجت بماء البحر لمزجته” (ترمذی). یعنی “آنچه تو گفتی اگر با آب بحر بیامیزد آن را آلوده خواهد ساخت.” نمونه های دیگری هم در این رابطه وجود دارد. به هر حال، عائشه صدیقه از نظر هیچ مسلمانی معصوم گفته نمی شود.
خلاصه سخن،‌ من نمی گویم که عائشه رضی الله عنها هنگام ازدواج شانزده،‌ هفده، هجده، نزده، بیست، بالاتر و یا پایین تر از آن بوده است؛ ولی می‌توانم به کمال جرأت ادعا نمایم، با آنکه تاریخ دقیق پیدایش عائشه ام المؤمنین و سن دقیق ایشان هنگام ازدواج معلوم نیست، ولی ایشان به طور قطع هنگام ازدواج دوشیزه ای بالغ بوده اند.
این سخن را به این خاطر گفتم که در سنت پیامبر اسلام، صلی الله علیه وسلم ازدواج و مسایل مربوط به آن و حتی اموری که مربوط به جنس “sex” می شود باید متقابل باشد که پیامبر اسلام بار بار روی آن تأکید نموده که “حدیث” این میراث ادبی او شاهد این امر است. و باید پذیرفت که این کار تنها در حالی قابل تحقق است که طرفین ازدواج به مرحله بلوغ قدم گذاشته باشند.
تهیه کننده: خواجه بشیراحمد انصاری – تکساس

مقاله پیشنهادی

مادر عمار بن یاسر، سمیه بنت خیاط

همانطور که در میانِ مردان قهرمانانی بودند که بر قید و بند و غل و …