سلفیت: قواعد و اصول آن

سلف: صحابه و تابعین و اتباع تابعین که در خیر القرون (سه قرن ابتدائی اسلام) می زیسته اند.
و رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی به این مسأله اشاره می کند:
(خَیْرُکُمْ قَرْنِی ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ) متفق علیه.

بهترین افراد امت من، کسانی هستند که در قرن من زیسته اند (یعنی صحاب)،
سپس کسانی که بعد از آن ها می آیند (تابعین) و سپس کسانی که بعد از آن ها
می آیند. (یعنی اتباع تابعین(

صحابی: کسی که در حال ایمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را ملاقات
نموده و در حالت ایمان از دنیا رفته است.

تابعی: کسی که در حال ایمان صحابه را ملاقات کرده باشد، اگرچه یک صحابی.

تابع تابعی: کسی که در حالت ایمان، تابعین را ملاقات کرده باشد، اگرچه یک تابعی.

سلفی کیست؟

کسانی که اعتقادات خود را از سلف می گیرند و بر منهج سلف باشند. و قرآن و سنت را با فهم سلف، بفهمند.

یک شبهه: اگر شخصی بگوید شما چرا خود را سلفی می نامید؟ آیا اسم اسلام برای شما کافی نیست؟

جواب: ما همان پاسخ امام احمد رحمه الله را می دهیم، زمانی که از او پرسیدند: آیا کافی نیست بگوییم، قرآن کلام خداست و سکوت کنیم؟ امام احمد جواب داد: این پاسخ برای زمان پیش از ما (قبل از فتنه ی خلق قرآن) کافی بود، اما ما باید بگوییم: قرآن کلام خداست، غیر از آن که مخلوق باشد. و ما می گوییم: همانا تفرق مذموم و بدعات در عهد صحابه رضی الله عنهم وجود نداشت و بعد از عصر آن ها بوجود آمد. همانگونه که رسول الله در حدیث معروف (هفتاد و سه فرقه شدن امت) به ما خبر داده و ما را به تمسک قرآن و سنت امر نموده است. و بیان فرموده که فرقه نجات یافته آن کسانی هستند که بر منهج و راه و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش باشند.
خداوند متعال می فرماید: (فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ). بقره/۱۳۷ «اگر آنان ایمان بیاورند، همچنان که شما (اصحاب) ایمان آورده اید، بی گمان (به راه راست خدائی) رهنمود گشته اند.»
و همانگونه که جماعت حق بوسیله ی اعتقادات راستین و صحیحش شناخته می شود، داری اسم خاصی نیز است، که بوسیله ی آن شناخته می شود، تا کسی که دنبال آن است، راحت تر به آن دست یابد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم، مقیاس صحیح برای شناخت “الجماعه” (فرقه الناجیه) را، اعتقاد آن ها (که همان اعتقاد سلف صالح است)، قرار داده است. نه کثرت و زیادی طرفداران و سیاهی لشکر.

از این رو اگر این اعتقادات فقط در یک شخص  پیدا شود، آن شخص جماعت است.

ابن مسعود رضی الله عنه چه زیبا می گوید: (أنت الجماعه و لو کنت وحدک).

رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما بیان نموده که فرقه ای که این منهج صحیح را دارد، همواره تا روز قیامت در زمین وجود خواهد داشت.

این حدیث در کتب زیادی و با الفاظ گوناگونی بیان شده، و بسیاری آن را متواتر می دانند.
قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: (لاَ تَزَالُ طَائِفَهٌ مِنْ أُمَّتِى ظَاهِرِینَ عَلَى الْحَقِّ لاَ یَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ حَتَّى یَأْتِىَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ کَذَلِکَ) رواه مسلم
طائفه ای از امت من تا روز قیامت همیشه بر حق ظاهرند (پایدار و متمسکند) و مخالفانشان نمی توانند، هیچ ضرری به آنان برسانند.

و این ظهور و پایداری بر حق به معنای پیروی از دین خدا در تمام ادوار واعصار است. و هیچ ظالم و جباری در زمین نمی تواند این طائفه را از پیروی حق باز دارد، حتی اگر متوسل به زور و فشار و قدرت شود. زیرا فکر بوسیله ی فکر سرکوب می شود. در زمانی که ظالمان و مبتدعان
فشارهای زیادی بر امام احمد وارد می کردند، شخصی به وی گفت: چگونه می بینی تعدی و ظهور باطل بر حق را؟ امام احمد گفت: خیر، ظهور و غلبه باطل بر حق به این معناست که قلوب ما از حق بر گردد و به گمراهی میل پیدا کند، اما قلب های ما بر اثر ظلم و شکنجه ی اهل باطل، به حق تمایل بیشتر پیدا می کند.

بعضی از قواعد منهج سلفی:

قاعده اول: مقدم دانستن نقل بر عقل

اولین و مهم ترین قاعده ی منهج سلفیت، مقدم دانستن نقل بر نقل می باشد. همانا منهج اهل سنت و جماعت (اهل حدیث، اهل اثر، سلفی)، تمسک به قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است. همانگونه که خداوند متعال ما را به تمسک به این دو مصدر ناب و معصوم امر می نماید: (‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ). حجرات/۱
«ای کسانی که ایمان آورده اید، بر خدا و پیغمبرش پیشی مگیرید و پیش دستی مکنید». ما قول هیچ کس را، مقدم بر وحی معصوم (کتاب الله و سنت رسول الله) نمی دانیم، خواه آن شخص هر کس باشد. و زمانی که بینمان اختلافی پیش بیاید، آن را بوسیله ی اتباع از سنت معالجه می کنیم. همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث مشهور عرباض بن ساریه می فرماید: (فعلیکم بسنتی).

قاعده دوم: رد کردن تأویل

معتقد بر این هستیم که باید بر ظاهر نصوص حکم نمود، مگر این که دلیلی معتبر بر جواز صرف ظاهر نصوص بر معنایی دیگر وجود داشته باشد.

اگر ما دروازه ی تأویل (بدون دلیل) را باز کنیم، بسیاری از امور دین ضایع می شود. و هر اهل باطلی قرآن و احادیث را بر اساس فهم خود، تأویل می کند. و مدعی می شود که بر باطن نصوص عمل کرده است. البته تأویل مذموم جدای از تأویل حق به معنای شرح و بسط و تفسیر است.

قاعده سوم: کثرت استدلال به آیات و احادیث

اهل سنت، آگاه ترین مردم به قرآن و سنت هستند و همواره به آیات و احادیث استدلال می کنند. و این مسأله در گفتار و نوشته های آن ها مشهود است. (وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ
تَفْسِیراً). فرقان/۳۳
«هیچ مثالی را به میان نمی کشند، مگر این که ما پاسخ راست و درست را، و بهترین وجه و زیباترین تبیین را به تو می نمایانیم».

اهل سنت اصول و قواعد خود را از قرآن و سنت أخذ می کنند، نه مانند اهل بدعت که ابتدا اصولی از طرف خود بنا نهاده و سپس برای توجیه خود، در قرآن و سنت به دنبال دلیل می گردند.

اهل سنت از خطا و اشتباه هیج عالمی پیروی نمی کنند، و پیروی مطلق را فقط از رسول الله صلی الله علیه وسلم می دانند. (وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ). اعراف/۱۵۸ «از او (پیامبر) پیروی کنید تا هدایت یابید».

اصول علمی دعوت سلفیت:

اصول علمی، قضایای کلی ای است که این دعوت، به آن اهمیت داده و آن را نصب العین خود قرار می دهد.

اصل اول دعوت سلفیت: دعوت به توحید

اولین و بزرگترین اصل نزد ما، دعوت به توحید و وحدانیت الله تعالی است. هچنان که وظیفه ی همه انبیاء نیز بوده است.
(‏وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ). انبیاء/۲۵
«‏ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ ایم، مگر این که به او وحی کرده ‌ایم که: معبودی (برحق) جز من نیست، پس فقط مرا پرستش کنید». بنابر این آیه اصول اعتقادی تمام پیامبران یکی بوده و آن دعوت به وحدانیت خداوند متعال است. و فقط در شرائع و تکالیف و جزئیات احکام با هم اختلاف داشته اند.

ما مانند کسانی نیستیم که فقط ادعای برپایی جهاد می کنند و شعار می دهند که، ابتدا باید حکومت اسلامی تشکیل گردد، سپس مردم به توحید دعوت شوند. ما منهجمان را از دعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم گرفته ایم. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم سیزده سال در مکه فقط دعوت به توحید و یکتاپرستی داد و پس از آن بحث تشکیل حکومت و نظام اسلامی و جهاد و غیره بوجود آمد.

اصل دوم دعوت سلفیت: اتباع و پیروی

از اصول ما اتباع و پیروی از سلف صالح (در رأس آن ها پیامبر و اصحاب) و علمای کرام است. به دور از هرگونه تعصب بر اشخاص و بدعت گذاری در دین.
خداوند متعال می فرماید:
(مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ). نساء/۸۰
«‏هر که از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده است. (چرا که پیغمبر جز به چیزی دستور نمی دهد که خدا بدان دستور داده باشد، و جز از چیزی نهی نمی کند که خدا از آن نهی کرده باشد).

(فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ). نور/۶۳
«آنان که با فرمان او (پیامبر) مخالفت می کنند، باید از این بترسند که بلائی گریبانگیرشان گردد، یا این که عذاب دردناکی دچارشان شود».

اصل سوم از اصول دعوت سلفیت: تزکیه و پاکی نفس

از اصول اعتقادمان این است که اصلاح جامعه و مسلمانان موکول به تزکیه و پاکی نفوس می باشد.

و خداوند متعال در قرآن کریم به این مسأله سوگند یاد می کند.
(وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ) شمس/۷-۱۰
«‏و سوگند به نفس آدمی، و به آن که او را ساخته و پرداخته کرده است. ‏سپس بدو گناه و تقوا را الهام کرده است. (قسم به همه اینها!) کسی رستگار و کامیاب می گردد که نفس خویشتن را (با انجام طاعات و عبادات، و ترک معاصی و منهیّات) پاکیزه دارد و بپیراید (و آن را با هویدا ساختن هویّت انسانی رشد دهد و بالا برد). ‏و کسی نا امید و ناکام می گردد که نفس خویشتن (و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت) پنهان بدارد و بپوشاند، و (به معاصی) بیالاید».

و تزکیه نفس، به جز با ایمان صحیح و عمل به فرائض و نوافل و پرهیز از نواهی حاصل نمی شود.

عزیزان گرامی این توضیح بسیار مختصری بود درباره سلفیت، امیدوارم که برای شما مفید واقع شده باشد.

و در پایان باید گفت: سلفیت مذهب، گروه و حزب نیست، بلکه در یک کلام منهجی ربانی است. یعنی : قرآن و سنت به فهم سلف صالح این امت.

و صلی اللهم علی رسولنا محمد و علی آله و اصحابه و من تبعهم بإحسان الی یوم الدین.

به قلم:
فقیر الی الله … عمران دهواری

مقاله پیشنهادی

دو رکعت سنّت هنگام دخول به مسجد

دو رکعت سنّت هنگام دخول به مسجد جابر روایت کرده است: «جَاءَ سُلَیْکٌ الْغَطَفَانِىُّ یَوْمَ …