دفع شبهات از ابوعبدالرحمن معاویه بن ابی سفیان

روایت اول در باب خواندن نماز جمعه در چهارشنبه روایت مسعودی شیعی:
اهل تشیع وقتی می خواهند هر طور شده به اصحاب تهمت بزنند وحتی در این راه علمای خود را هم از اهل سنت جامیزنند, در حالی که مسعودی مورخ شیعی مذهب هست مراجعه شود به کتب ذیل(علمای اهل سنت در موردش می گویند: هو شیعی جلد: صریح البیان ۹۳ قال الحافظ (کتبه طافحه بانه شیعیاً معتزلیاً لسان المیزان ۴/۲۵۸-۲۵۶ .سیراعلام النبلاء ۱۰/۵۶۹ و طبقات الشافعیه لامام السبکی ۳/۴۵۶
از کتب خود شیعه در مورد شیعه بودن مسعودی (کتاب اعیان الشیعه ۴۱/۱۹۸ که در زندگینامه مسعودی می آورد او از بزرگان شیعه بود و طعن ولعن ونفرینش نسبت به صحابه را هم ذکر می کند
روایت دوم: لعن علی توسط معاویه رضی الله عنهما!!
شکی نیست که این روایات از اکاذیب هستند و کسانی که در سیره معاویه رضی الله عنه تحقیق کردند میدانند که اوشخصی حلیم ودانا بوده.
امام ابن کثیر در البدایه والنهایه در مورد لعن علی بر روی منبر ویا در قنوت می گوید ( ولا یصح هذا ) البدایه والنهایه (۷/۲۸۴
در همین کتاب عقد الفرید این روایت آمده چطور به این روایت نظر نکردید؟
متن روایت(أن معاویه أخذ بید الحسن بن علی فی مجلس له ، ثم قال لجلسائه: من أکرم الناس أباً و أماً و جداً و جده ؟ فقالوا : أمیر المؤمنین أعلم .. فأخذ بید الحسن و قال: هذا أبوه علی بن أبی طالب، و أمه فاطمه بنت محمد صلى الله علیه وسلم، و جده رسول الله صلى الله علیه وسلم، و جدته خدیجه رضی الله عنها)
)که معاویه دست حسن را گرفت وبه مجلس خود برد سپس به حضار گفت کدام یک از طریق پدر ومادر گرامی ترین مردم هست ؟گفتند امیرالمومنین داناتر است سپس معاویه دست حسن را گرفت و فرمود این مرد پدرش علی ومادرش فاطمه و جدش رسول الله وجده او خدیجه)
چرا این روایات را نقل نمی کنید؟آیا روا هست معاویه علی را لعن کند و بعد حسن در مجلس دشمن پدرش داخل شود؟)
اسناد این روایات لعن کردن علی همه ضعیف هست به شرح زیر:
(روی من طریق علی بن محمد وهو شیخ ابن سعد وهو المدائنی فیه ضعف. و شیخه لوط بن یحیی) أبو مخنف ) لیس بثقه متروک الحدیث وإخباری تالف لا یوثق به وعامه روایته عن الضعفاء والهلکى والمجاهیل . انظر : السیر (۷/۳۰۲ ) والمیزان (۳/۴۱۹ ) . وفی سندها أیضاً أبو جناب، ضعیف ، راجع هذه الروایه الطویله الملفقه فی تاریخ الطبری ( ۵ / ۷۱ (.
شبهه سوم : که گفته شده سیدنا معاویه صحابی نیست این ادعای پوچ وبرداشت شیعه از احادیثه مکذوبه هست اولا روایات زیادی در فضائل وصحابی بودن معاویه رضی الله عنهما هست دوما طبق سخنان بالا معاویه علی را سب نکرده سوما معاویه با علی جنگ نمود بر اثر فتنه ای که مسلمین با آن گرفتار بودند مراجعه کنید به نهج البلاغه که علی می گوید(اول کار ما با شامیان این بود که آنها مسلمان هستند وما هم مسلمانیم کتاب ونبی ما یکی هست وما در خون عثمان اختلاف کردیم)
پس معاویه حتی از طرف علی تکفیر نشده چطور شماها کاسه داغتر از آش شده اید؟؟
خداوند می فرماید: وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا ۖ ﴿٩﴾ حجرات

۴- لعن معاویه توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم!!!
تمام روایت به این شکل هست: (حدثنا العباس بن الفضل الأسفاطی ثنا موسى بن إسماعیل ح وحدثنا عبد الرحمن بن الحسین العابوری التستری ثنا عقبه بن سنان الدارع قالا ثنا غسان بن مضر عن سعید بن یزید أبی مسلمه عن نصر بن عاصم اللیثی عن أبیه قال دخلت مسجد المدینه فإذا الناس یقولون نعوذ بالله من غضب الله وغضب رسوله قال قلت ماذا قالوا کان رسول الله – صلى الله علیه وسلم – یخطب على منبره فقام رجل فأخذ بید ابنه فأخرجه من المسجد فقال رسول الله – صلى الله علیه وسلم – لعن الله القائد والمقود ویل لهذه یوما لهذه الأمه من فلان ذی الاستاه». وعند البزار « سفینه أن النبی – صلى الله علیه وسلم – کان جالسا فمر رجل على بعیر وبین یدیه قائد وخلفه سائق فقال لعن الله القائد والسائق والراکب.)
آیا این روایت صحیح هست؟
رواه الطبرانی فی (المعجم الکبیر۱۷/۱۷۶) وفی السند مجاهیل
فقط هیثمی در مجمع الزوائد آورده (رجاله ثقات)واین کلام دلیل بر صحت سند روایت نیست و تنها سخن هیثمی کفایت نمی کند.
سوما: در هیچ روایتی نیامده که سواره معاویه بوده و پیاده ابوسفیان فقط آمده لعن الله قائد وراکب الی آخر

۵- حسن بصری گفته که معاویه حکومت را بدون شورا بدست آورد (این ادعا از بیخ وبن باطل هست زیرا حسن رضی الله عنه خلافت را به نفع معاویه کنار رفت وسپس تمام مردم با معاویه بیعت کردند وخود حسن رضی الله عنه هم همینطور و کسی سرپیچی نکرد.
بعضی احادیث در این مورد: (ذکر ابن سعد فی الطبقات فی القسم المفقود الذی حققه الدکتور محمد السلمی ( ۱ / ۳۱۶ – ۳۱۷ ) روایه من طریق میمون بن مهران قال: إن الحسن بن علی بن أبی طالب بایع أهل العراق بعد علی على بیعتین، بایعهم على الإماره، وبایعهم على أن یدخلوا فیما دخل فیه، ویرضوا بما رضی به . قال المحقق إسناده حسن .
(که اهل عراق با حسن بعد از علی رضی الله عنهما بیعت کردند برای امارت بیعت کردند با او در تمام اموری که در آن داخل شود و وراضی شوند به چیزی که او راضی میشود)
روایت دوم از بخاری (أخرج البخاری فی صحیحه ( ۵ / ۳۶۱ ) من طریق أبی بکره رضی الله عنه قال : رأیت رسول الله صلى الله علیه وسلم على المنبر والحسن بن علی إلى جنبه وهو یقبل على الناس مره وعلیه أخرى ویقول : ( إن ابنی هذا سید ، ولعل الله أن یصلح به بین فئتین عظیمتین من المسلمین)
(ابی بکره رضی الله تعالی عنه می گوید پیامبر را دیدم بر روی منبر وحسن رضی الله عنه در کنارش که پیامبر دست بر شانه حسن گذاشت و گفت این پسر من آقا هست و خداوند به وسیله او بین دو طائفه بزرگ مسلمین صلح ایجاد می کند)
وهیتمی تعلیقی بر این حدیث دارد که (بعد اینکه سیدنا حسن برای معاویه از خلافت کنار رفت همگی با معاویه بیعت کردند وآن سال را عام الجماعه نام گذاشتند) تطهیر الجنان ( ص ۱۹ ، ۲۱ – ۲۲ ، ۴۹ ) .
ودر روایات دیگر معاویه به مدینه آمد وحسن وحسین وبقیه مردم با او در مسجد بیعت کردند نگاه کنید به . المعرفه و التاریخ (۳/۴۱۲) و دلائل النبوه (۶/۴۴۴-۴۴۵)
۶- اما اینکه یزید حریر می پوشید میمون بازی میکرد ودائم الخمر بود این اباطیل دراین کتب بیان شده اکثرا کتاب الإمامه والسیاسه المنحول لابن قتیبه (۱/۱۶۳) و تاریخ الیعقوبی (۲/۲۲۰) و کتاب الفتوح لابن أعثم الکوفی (۵/۱۷) و مروج الذهب للمسعودی (۳/۷۷) و انظر حول هذه الافتراءات کتاب: صوره یزید بن معاویه فی الروایات الأدبیه فریال بنت عبد الله (ص۸۶-۱۲۲)
اما بعضی از روایات تاریخی صحیح در مورد تربیت یزید توسط پدرش:
در کتاب : تاریخ دمشق لابن عساکر – تراجم النساء – (ص۳۹۷ – ۴۰۱) ذکر می کند که معاویه پسرش را تربیت می کرد و او را به سوارکاری وتیراندازی ویادگیری آنها تشویق میکرد و میدانیم که معاویه از راویان حدیث هست ویزید هم ازپدرش روایت ها را میشنید ویاد می گرفت ونقل میکرد احادیث رسول الله را مانند این احادیث (من یرد الله خیراً یفقه فی الدین) واحادیث در مورد وضوء.تهذیب التهذیب لابن حجر (۱۰/۲۰۷ و البدایه و النهایه لابن کثیر (۸/۲۲۶-۲۲۷)
وهمینطور روایت دیگری که ابن کثیر در البدایه از طریق عبد الله بن مطیع روایت می کند که بعضی از اهل مدینه نزد محمد حنفیه آمدند وخواستاند که بپاخیزند ویزید را خلع کنند و می گفتند که او دائم الخمر هست تارک الصلاه وغیره محمد حنفیه گفت اینطور که شما می گویید نیست من خودم او را ملاقات کردم اهل نماز بود و اهل علم واز فقه وسنت هم اطلاع داشت)البدایه و النهایه (۸/۲۳۳) و تاریخ الإسلام – حوادث سنه ۶۱-۸۰هـ – (ص۲۷۴) و حسن محمد الشیبانی إسناده ، المعارضه من خلافه یزید بن معاویه (ص۳۸۴)
واو اولین کسی بود که به همراه صحابه مانند عبد الله بن عباس و أبو أیوب الأنصاری ،حسین بن علی وعبدالله بن عمر برای فتح قسطنطنیه رفتند.
وپیامبر در این مورد می فرماید (قال النبی صلى الله علیه وسلم أول جیش من أمتی یغزون مدینه قیصر مغفور لهم ،. البخاری مع الفتح (۶/۱۲۰)

۷- شبهه در مورد اینکه زیاد را برادر خود خواند در حالی که رسول الله فرموده زیاد از رابطه نا مشروع درست میشود.!
اولا همین کسی شما ولد الزنا میخوانیدش از فرماندهان علی می باشد مراجعه کنید به نهج البلاغه
دوما سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد زیاد نیست بلکه حدیث به این صورت هست ( أخرجه أبو داود بإسناده قال: قام رجل فقال: یا رسول الله إن فلاناً ابنی، عاهرت – أی زنیت – بأمه فی الجاهلیه ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ( لا دعوه فی الإسلام ، ذهب أمر الجاهلیه ، الولد للفراش ، وللعاهر الحجر . صحیح سنن أبی داود ( ۲ / ۴۳۰ (
وهمینطور ادعای اینکه معاویه زیاد را برادرش میخوانده سند صحیح ندارد اتفاقاً خود معاویه خودش یکی از راویان حدیثی هست که ابی داوود آورده

پاسخ در مورد حجر بن عدی ویارانش:
حجر بن عدی مردم را بر علیه معاویه تحریک میکرد در میان خطبه های جمعه از میان مردم بر میخواست واتحاد مردم را بهم میزد و باعث فتنه در بین مردم میشد واصلا قتل ابن عدی ربطی به علی وخلافت او ندارد همانطور که روایت های شیعه اینطور ادعا دارند. وحجر بن عدی کارهایش باعث فتنه وبرهم ریختن صفوف مسلمین میشد .
وپیامبر در این مورد می فرماید: (من أتاکم وأمرکم جمیع على رجل واحد یرید أن یشق عصاکم ، أو یفرق جماعتکم فاقتلوه ) . صحیح مسلم بشرح النووی (۱۲ / ۲۴۲( .
)اگر متحد باشید در تمام امور و فقط یک نفر میخواهد عصایتان را بشکند یا اتحادتان را بر هم بریزد بکشیدش(.
و می فرماید علیه السلام والصلوات: (أنه ستکون هنات – أی فتن – وهنات ، فمن أراد أن یفرق أمره هذه الأمه وهی جمیع ، فاضربوا بالسیف کائناً من کان ) . صحیح مسلم بشرح النووی ( ۱۲ / ۲۴۱ ) .
۸- واما اینکه به حسن سم داد:
اصلا یک روایت صحیح در این مورد نیست و ابن سعد هم در قسمت (المفقود) روایت کرده .
امام ابن تیمیه در منهاج می فرماید حتی یک روایت صحیح یا نقلی صحیح در این مورد نداریم ۴ / ۴۶۹)
امام ذهبی می فرماید ( قلت : هذا شیء لا یصح فمن الذی اطلع علیه (
)اصلا این مسئله صحت ندارد برای کسی که از آن اطلاع دارد) تاریخ الإسلام ( عهد معاویه ) ( ص ۴۰ (
قال ابن کثیر رحمه الله فی البدایه والنهایه ( ۸ / ۴۳ ): وروى بعضهم أن یزید بن معاویه بعث إلى جعده بنت الأشعث أن سُمّی الحسن وأنا أتزوجک بعده، ففعلت ، فلما مات الحسن بعثت إلیه فقال: إنا والله لم نرضک للحسن أفنرضاک لأنفسنا ؟ وعندی أن هذا لیس بصحیح، وعدم صحته عن أبیه معاویه بطریق الأولى والأحرى .
(همانطور که می بینید ابن کثیر هم می گوید صحت ندارد)
ابن خلدون می گوید (این داستان از روایات شیع هست)( ۲ / ۶۴۹ ) تاریخ ابن خلدون

۹ – اما کشته شدن عمار در صفین مراجعه شود به شرح العسقلانی وغیره که ثابت می کنند قاتلان عمار خوارج بودند که فتنه را شروع کردند نه شخص معاویه رضی الله عنه و چطور معاویه باغی وکافر هست در حالی که علی در موردش می گوید: (ودعوتنا فی الإسلام واحده ، ولا نستزیدهم فی الإیمان بالله ، والتصدیق برسوله ولا یستزیدوننا ، والأمر واحد إلا ما اختلفنا فیه من دم عثمان ونحن منه براء)
نهج البلاغه(ج۳ ص۶۴۸)

۱۰ – واین که ادعا می کنند معاویه قصد دفن نام رسول الله صلی الله علیه وسلم را داشته باطل هست به دلایل زیر اول اینکه معاویه خود صاحب فتوحات اسلامی بسیار هست وتوسط او گروه عظیمی از کفار داخل اسلام شدند ودوما در لشکر کشی هایش اکابر صحابه شرکت می کردند سوما حسن با او بیعت کرد آیا باکسی بیعت می کند که قصد دفن نام جدش را دارد؟ سوما: حسین بر یزید خروج کرد ولی چطور نه حسن ونه حسین اگر معاویه قصد دفن نام رسول الله را داشته بر او خروج نکردند؟؟؟؟؟؟؟؟
ولله الحمد والمنه
طلحه/ب.ع

مقاله پیشنهادی

ابهت و وجاهت نفس زنان صدر اسلام

  شریعت غرای محمدی ارزش والای خاصی به زنان بخشیده است، خصوصاً در صدر اسلام …