خاطره‌ای از شیخ محمد ناصرالدین آلبانی

شیخ آلبانی (رحمه الله) در حدی از فقر بود که توانایی خریدن کاغذ نداشت، به همین خاطر در گوشه و کنار به دنبال کاغذهای باطله بود تا مسائل علمی را در آن بنویسد.
شیخ مشهور حسن می‌گوید : شیخ آلبانی ازم خواست که نگاهی به جلد پنجم کتاب سلسله احادیث ضعیف قبل از چاپ آن بپردازم ،هنگامی که به آن نگاه کردم ، به گریه افتادم ، شیخ آلبانی ازم پرسید چرا گریه می‌کنی؟ من هم هیچی نگفتم اگرچه چشمانم پر از اشک بود.
شیخ مشهودر درخصوص گریه‌اش می‌گوید : وقتی به کتاب نگاه کردم دیدم که احادیث بر روی کارت‌های دعوت مجالس یا بر روی  پاکت‌های شکر و برنج نوشته شده بودند ، چراکه شیخ آلبانی آنقدر توانایی خریدن کاغذ نداشت به همین خاطر روی این چیزها احادیث را نوشته بود.
اصحاب با خون خود اسلام عزیز را به ما رساندند …. علماء هم زندگی خود را وقف آن کردند… به همین خاطر هرگز با کم ارزشی به این دین و علومش منگر چراکه اینگونه به دست تو رسیده است…

مقاله پیشنهادی

چگونه می‌توانم بخوابم

  روح بن سلمه رحمه الله می‌فرماید: یک دفعه از عفیره عابده (رحمها الله) جویا …