بررسی مسئله معصوم بودن امام ‏حسین (علیه السلام)‏

معصوم دانستن امامان  در بین علمای شیعه یک مبحث کــلامی است نـــه قــرآنی و می گویند اگر ما نتوانیم عصمت پیامبران را ثابت کنیم ،‌ اعتمادمان نسبت به آنها کاهش می یابد زیرا ممکن است در وحی الهی هم دخل و تصرّفی کرده باشند،‌ و چون چنین افکاری را الگوی ذهنی خود قرار داده اند ، آن لغزشهایی را که قرآن کریم از انبیا مطرح می کند به طرق‌ گوناگون تأویل و معنای دیگری از آیات استخراج می کنند بجای اصلاح افکار خویش و انطباق آن با کتاب خدا  افکار بشری خو د را به قرآن تحمیل کرده اند !
شکّی نیست که پیامبران در ابلاغ وحی معصوم بوده اند و نمی توانستند تغییری در وحی الهی بدهند ،‌ چنان که در قرآن  می خوانیم :‌
فَاِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِیَعْلَمَ اَنْ قَدْ اَبْلَغوُا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ اَحاطَ بِمَا لَدَیْهِمْ وَ اَحْصی کُلَّ شَیءٍ عَدَداً (سوره جن / ۲۷ـ ۲۸ )
یعنی :‌] و برای آن رسول [ از پیش رو و پشت سر(خداوند) نگهبانانی ] از قوای ملکوتی [قرارداده تابداندکه آنها رسالات پروردگارشان راابلاغ کرده اند وخداوندبه آنچه نزدرسولان است احاطه داردوحساب هرچیزدر اختیار اوست .
این آیات دقیقاً نشان می دهندکه پیامبران (علیه السلام ) در گرفتن وحی و رساندن آن به مردم معصوم بوده اند چنانکه در مورد حضرت عیسی (‌علیه السلام ) نیز می فرماید :‌
أیَدْناهُ بِروُحِ القُدس (‌ بقره / ۲۵۳ )
یعنی :  ما او را(در رسالت خود) با روح پاک و مقدسی تأئید کردیم .
اما سئوال اصلی این است که آیا پیامبران ممکن است خارج از حوزه وحی مرتکب اشتباه و لغزش شوند ؟!
ـ نتیجه گیری غلط ازیک آیه
درتـفـاسیرشیعه معمولاً به آیه۳۳سوره احزاب برای عصمت اهل بیت(علیه السلام ) استناد می کنند ، بنابراین لازم است در اینجا نظری به آیه مذکور بیافکنیم.
اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیِراً
یعنی:براستی خدا می خواهد ناپاکی را از شما اهل این خانه ببرد و  پاکیزه گرداند .
قرینه“‌یا نساء‌انبی”‌در صدر مطلب ( ابتدای آیه تطهیر ) نشان می دهد که مقصود زنان پیامبر بوده اند(و لذا ضمیرمذکر بنابرقاعده تغلیب در این آیه به کار رفته است چنانکه درآیه۷۳سوره هوددیده می شود)از این رو متعاقبا ًآیه  می فرماید:  شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید ،‌ اگر پرهیزکاری کنید ،‌ پس در گفتار نرمی نکنیدتاآنکس که مرضی در دل دارد طمع ورزد ،‌ سخن پسندیده گوئید ،‌ در خانه های خود با وقار بنشینید وجلوه گری های دوران جاهلیت را پیش نگیرید،‌ نماز را بپا دارید و زکات دهید و خدا و پیامبر او را اطاعت کنید.
ملاحظه می شود که در این آیه ،‌ طهارت« تکوینی» مطرح نیست بلکه سخن از طهارت «تشریعی» است .یعنی اینکه انسان خود را از طریق عبادت و رعایت اوامر الهی از گناهان پاک کرده متّقی می شود.
می گویند این آیه خود دلیل بر عصمت خانواده پیامبر است . در حالیکه:
اولاً واژه”اهل“درقرآن به مصادیق مختلف بکاررفته است هم همسران پیامبر ،‌ هم خانواده او وهم کسانی کـه اشتراک عقیدتی با رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )دارند جزء” اهل“او محسوب می شوندازاین رو ملاحظه می شود که پسر نافرمان نوح هرچند زاده آن  پیامبر بوده جزء‌ اهل او خوانده نمی شود چنانکه در سوره هود آیه ۴۶ می فرماید :‌
یا نُوحُ اِنَّهُ لَیْسَ مِنْ اَهْلِکَ = ای نوح آن پسر از اهل تو نیست . (یعنی هم عقیده تو نیست )
بنابراین منظور از واژه “ اهل”در آیه تطهیر ( احزاب /۳۳) می تواند می تواند هر یک از موارد همسران پیامبر ، خانواده او ، و یا همفکران آن حضرت باشد و بنا برقرینه “ یا نساء النبی ” در صدر آیه منظور همسران پیامبرهم هست.
ثانیاً آیه تطهیر به وضوح بیانگر طهارت تشریعی است که می فرماید :‌
اگر پرهیزکار باشید ،‌ اگر عفت پیش گیرید ، اگر نماز بپا دارید و اگر زکات دهید و اگر از خدا و رسول اطاعت کنید ،‌ پاک می شوید . و این موضوع اختصاص به پیامبر(صلی الله علیه وسلم ) و خانواده او ندارد ،‌ چنانکه آیه ۶ سوره مائده درباره مؤمنان دیگر می فرماید :‌
ما یُریدُ اللهَ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِّنْ حَرَجٍ وَّلکِنْ یُریِدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .
یعنی:خدا نمی خواهد(بافرمان عبادات واحکام )‌ بر شما سخت گـیرد ،‌ بلکه می خواهد (به وسیله این احکام) پاکتان سازد و نعمتش را بر شما تمام کند ،‌ باشد که سپاسگزارباشید .
و باز در سوره توبه آیه ۱۰۳ می فرماید :‌
خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ .
یعنی:از اموالشان صدقه ای بگیر تا بدان پاکشان سازی و تزکیه اشان کنی و در حقّ آنها دعای خیر کن .
روشن است که منظورآیه شریفه آن نیست که پیامبر(صلی الله علیه وسلم )مردم رابه مقام «عصمت» می رساند ،‌ بلکه ایشان از راه عمل ( پرداختن صدقه یا زکات ) پاک می شوند .
مسلماً اگر خاندان پیامبر و شخص وی ذاتاً معصوم بودند‌ مسأله جبر پیش می آمد یعنی اگرقرار بود بی اختیار از آنها خیرصادرشود(که لازمه عصمت ذات است) این امر فضیلتی نبودو چگونه می توانست برای انسانهای عادی اسوه باشد .
پیامبران را به این معنی می توان معصوم شمرد که قوانینی را که خودشان از طرف خدا آورده بودند بهتر و دقیق تر از دیگران انجام می دادند و این مقام نیز اختصاصی نبوده و نیست ،‌ زیرا همه افراد بشر موظف هستند که واجبات الهی رابه نحو احسن انجام دهند و ازمحرمات دوری کنند، در نتیجه هر انسانی که بخواهد می تواند به چنین مقامی  برسد .
اگر بگویند عصمت نیروی است که خداوند در وجود  انبیا‌ (علیه السلام ) و اولیاء‌خود خلق کرده وآن  نیرو آنان را از ارتکاب گناه دورمی کند‌ ، هر انسانی می تواند با پیروی از احکام خدا و عبادت به چنین نیروئی دست یابد و این امر خاص انبیا و ائمه نیست !
به عبارت دیگر، اگر معصوم بودن انبیا و ائمه را به این صورت بدانیم که  کسانی بودند که با مجاهدت و کوشش به علم و معرفتی رسیده بودند که در نهایت قوانین الهی را بطور کامل انجام می دادند و از این جهت معصوم شده بودند ،‌ سخنِ دلنشینی است و مقبول همه کسانی است که به دنبال “‌ اهدنا الصراط المستقیم ”‌ هستند ولی آن وقت نمی توان مدعی بود که معصومین فقط ۱۴ نفربودند و دیگران نمی توانندباعمل به  تکالیف الهی به چنین مقامی برسند ،‌ زیرا قرآن کریم می فرماید :‌
لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً اِلّا وُسْعَها ( بقره / ۲۸۶ )
یعنی :‌ خدا هیچکس را بیش از توانش مکلّف نمی سازد .
بنابراین عمل به تکالیف الهی و معصوم شدن بدان معنا ، در امکان همه هست.
ـ خطای حضرت علی(علیه السلام ) :‌
علی (علیه السلام ) « منذربن جارود عبدی» را به عنوان فرماندار « فارس » انتخاب کرد ، اما او خیانت نمود و اموال بیت المال را دزدید و به معاویه پیوست . (نهج البلاغه ترجمه فیض الاسلام ،‌ مکتوب شماره ۷۱ ـ صفحه ۶۴ = در این نـامه حضرت امیر به منذر می فرماید).
روشن است که خطای علی (‌علیه السلام ) غیر عمد و در یک مسئله غیر دینی بوده است . بنابراین علی (علیه السلام ) عصمت ذاتی نداشت.
شیعیان با این اعتقاد که انبیا خدا هیچگونه خطا و اشتباهی ندارند ،‌ در حقیقت جنبه بشری وجود انبیاء‌ (‌علیه السلام )‌ را نادیده گرفته اند‌ در حالی که قرآن کریم عدم عصمت  مطلق بشر و انبیا را از همان ابتدای خلقت نشان می دهد } یعنی زمانی که حضرت آدم (علیه السلام )‌به درخت ممنوعه نزدیک شد {
ـ باز هم خطای حضرت علی (علیه السلام )
عبد الله ابن عباس(یا برادرش عبدالله) حاکم بصره در زمان حضرت علی(علیه السلام ) در بیت المال خیانت کرد «ابوالاسود دئلی » به آن حضرت می نویسد :‌
یاامیرالمؤمنین،‌ ابن عباس پسر عم و نماینده شما بدون اطّلاع وآگاهی شما دربیت المال مسلمانان خیانت کرده من نتوانستم این حقیقت راازشماکتمان کنم.(کامل ابن اثیر،ج۳ ،طبع مطبعه منیریه مصر۱۳۵۶ ضمن حوادث سال ۴۰ هجری )
یعنی :
اولاً (علی) در انتخاب حاکم بصره اشتباه کرد و شخصی را به این کار گمارد که صلاحیت نداشت، چرا علی اشتباه کرد ؟ چون معصوم نبود .
ثانیاً «ابوالاسود» نیز که از شیعیان علی (علیه السلام ) بوده انتظار عصمت از آن حضرت را نداشت و فقط وظیفه خود می دانست که اشتباه او را به اطلاع آن حضرت برساند .
ثالثاً «ابوالاسود» عقیده نداشت که علی (علیه السلام ) از باطن ها آگاه است و  علم غیب دارد و می داند که پسر عمش در بیت المال خیانت می کند . و از اینرو در صدد گزارش وضعیت بر آمده بود.

ـ قرآن رهنماست
قرآن در مورد پیامبر می فرماید :‌
اِنَّا فَتَحْنالَکَ فَتْحاً مُبیِنا لِّیَغْفِرَلَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مَا تَاَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُّسْتَقیِماً ( فتح / ۱و ۲ )
یعنی‌:‌ ای پیامبر امروز ما این فتح بزرگ را برای تو آوردیم تا گناهان گذشته و آینده تو محو شوند و نعمت خود را بر تو کامل نمائیم و تو را به راه مستقیم هدایت کنیم .
گناهان گذشته رسول خدا(ص)چه بوده است ؟‌ گناه پیامبر همان بی صبری های اوبودکه گاهی دربرابرشدائد بی تاب شده و قرآن او را آرام می ساخت که :‌
فَاصْبِر اِنَّ وَعَدَ اللهِ حَقٌ وَّاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِّیِ وَ الاِبْکارِ .   (مؤمن/۵۵)
یعنی: صبرکن که وعده خداحقّ است وازگناه( بی صبری)استغفار کن و شبانگاه و سحرگاهان به تسبیح پروردگارت بپرداز .
بنابراین همه خطاها و لغزشهای انبیای‌ خدا در قرآن به خوبی می رساندکه تصوّر«عصمت ذاتی » برای آنها به درو از حقیقت و مغایر با پیام الهی الهی است .
دراین ارتباط حتی«شیخ انصاری»و«محقّق اردبیلی»و«شهیدثانی» که از علمای بزرگ شیعه می باشند گفته اند :‌
{شک درعصمت رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )بلکه انکارآن ازروی اجتهاد و همچنین انکار عصمت امام به ایمان شخص مسلمان لطمه نمی زند {* صفحه ۶۶ کتاب عصای موسی (علیه السلام) نعمت الله صالحی نجف آبادی.

مقاله پیشنهادی

کذب بودن ماجرای سقط جنین فاطمه رضی الله عنها توسط عمر رضی الله عنه

کسانى هستند که میگویند فاطمه زهراء (زن حضرت على) بعلت ضربه عمر به شکمش سقط …