آیا بنابر آیات قرآن، آب منی پست است؟

متن شبهه:

اشتباه علمی‌دیگر قران این بار در مورد آب منی

آب منی پست است.

«ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَهٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِینٍ» [سجده:۸]

ترجمه : سپس نسل او ( انسان ) را از چکیده آبی پست مقرر فرمود.

امروزه مشخص شده است که منی یکی از برترین پدیده های حیاتی است. در هر قطره ی آن میلیونها اسپرم زنده ی در حال فعالیت همراه با همه ی مواد لازم مثل غذا و آب و مواد حفاظتی وجود دارند. اما انسان بی اطلاع گذشته گمان می‌کرد که منی آبی پست و بی ارزش و نفرت انگیز است، همین ایده ی غلط عوام را محمد وارد قران کرده است. اگر این آیه از خدا بود، قطعا می‌دانست منی از عظمت های خلقت و فوق العاده ارزشمند است و آنرا پست نمی‌دانست. بنابراین این آیه کلام محمد است و نه خدا.

 

پــــــــاســـــخ:

بدون شک آب منی از اعجاب خلقت خداوند است و هر قطرۀ آن، دارای میلیون ها اسپرم زنده ی در حال فعالیت همراه با همه ی مواد لازم مثل غذا و آب و مواد حفاظتی می‌باشد.  پس با چنین توصیفی آیا می‌شود آب منی پست باشد؟؟؟

آیا ممکن است خداوند عظیم در قرآن کریم که به عنوان معجزه برای بشریت فرستاده است، این حقیقت علمی‌را ندانسته باشد و آب منی را حقیر و پست توصیف کرده باشد؟؟

برای پاسخ به شبهۀ ملحدین باید به زبان عربی که قرآن با آن نازل شده است رجوع کنیم.

خداوند می‌فرماید «قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ». [زمر:۲۸]

ترجمه: «  قرآنی عربی، بی هیچ انحراف (و کجی را نازل کردیم) شاید آنان تقوا پیشه کنند».

 

خداوند در ۱۴ موضع به کلمه «مُهین»  با ضمه بر روی میم، اشاره کرده است از جمله:

«وَلَقَدْ نَجَّیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِینِ»  [دخان:۳۰]

ترجمه: « ومسلماً بنی اسرائیل را از عذاب ذلت بار نجات دادیم».

و یا این آیه:

«وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ». [نساء: ۱۴]

ترجمه: «و هر کس از خدا و پیامبرش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز کند، وی را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او عذاب خوار کننده ای است».

 

کلمۀ «مُّهِین » با ضمه، به معنای خوار و زلت بار می‌باشد .

و اما کلمۀ «مَهِین» با فتحه بر روی میم نیز، چهار بار در قرآن کریم تکرار شده است.

حال باید این پرسش را مطرح کرد که آیا این دو کلمه، هر دو به یک معنا حمل می‌شوند؟؟؟

به نظر شما چه سرّی در این قضیه نهفته است که برای آب منی، از «مَهین» با فتحه استفاده کرده، نه از «مُهین» با ضمه؟؟

و متاسفانه بسیاری از علمای گذشته و مفسرین نیز در معنای  «مَّهِینٍ» به خطا رفته و علمای مؤخر نیز به تبعیت از آنها رفته اند و وظیفۀ ما این است که از قرآن دفاع کنیم نه از اشتباه غیر عمدی که توسط علما در اینباره واقع شده است.

 

خداوند می‌فرماید : «ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَهٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِینٍ» [سجده: ۸]

کلمه  «مَّهِینٍ» از  المَهْنَه و المِهْنَه و المَهَنَه و المَهِنَهُ می‌باشد که در لسان عرب و کتب ترجمۀ عرب به معنای حرفه، خدمت، وظیفه، شغل، مسئولیت ، مهارت و این دست از کلمات معنا می‌شود.

برای مثال به گوگل ترنسلت در لینک زیر بروید

https://translate.google.com/#ar/fa/%D9%85%D9%87%D9%86%D9%87

و یا به سایت المعانی بروید:

http://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%8E%D9%87%D9%92%D9%86%D9%8E%D8%A9/

در ترجمۀ المهنه چنین نوشته است:

مَهَنَه

مَهَنَه : ج مِهَن و مُهَن : مهارت در کار و خدمات .

مِهْنَه:

مِهْنَه : مص

– ج مِهَن و مُهَن : حرفه و شغل ، مهارت در کار و خدمات ؛ « خَرَجَ فى ثیابِ مهنتِه »: با لباس کار خود بیرون آمد .

در زبان عربی نیز متداول است، مثلا می‌گویند: صاحب مهنه به معنای  شاغل. و یا مهنه التمریض به معنای پرستاری که همۀ اینها ، این را می‌رساند که مهنه به همراه شغل، حرفه، مهارت و وظیفه خاصی می‌آید.

خداوند در آیۀ ۱۰ سوره قلم می‌فرماید: « وَلَا تُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ مَّهِینٍ ». ( قلم / ۱۰)

ترجمه: « و از هر  بسیار سوگند یاد کنندۀ مهینی اطاعت مکن».

در این آیه، مهین، صفت کاذب و دروغ گو است، انگار مهنت و شغل و حرفه ی او، دروغ گویی است و بس.

به مثالی دیگر دقت کنید، یعنی داستان موسی علیه السلام و فرعون، آنجا که فرعون، موسی علیه السلام را ساحر می‌داند نه پیامبر. خداوند در سوره زخرف می‌فرماید:

«وَقَالُوا یَا أَیُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ (۴۹) فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ یَنکُثُونَ (۵۰) وَنَادَىٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (۵۱) أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِّنْ هَٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلَا یَکَادُ یُبِینُ (۵۲) »

ترجمه: و(به موسی) گفتند: «ای جادوگر! پروردگارت را با عهدی که با تو کرده، برای ما بخوان، بی گمان ما هدایت خواهیم یافت. (۴۹) پس چون عذاب را از آنها بر طرف ساختیم، آنگاه آنها عهد شکنی کردند. (۵۰) و فرعون در (میان) قوم خود ندا داد، گفت: «ای قوم من! آیا فرمانروایی مصر، و این نهرها که زیر (کاخ) من روان است، از آنِ من نیست؟! آیا نمی‌بینید؟ (۵۱) بلکه من بهترم از این مردی که مَهِین است، و نمی‌تواند درست سخن بگوید. (۵۲)

 

همانطور که می‌بینید در آیه ۴۹، فرعون موسی را ساحر و جادوگر خطاب می‌کند و در آیه ۵۲، سحر و ساحری را به عنوان مهنت و شغل و حرفه و پیشه موسی می‌خواند و می‌گوید من بهترم یا کسی که مهنت و شغل او ساحری است؟

و کلمۀ مهنه در احادیث و روایات نیز به همان معنای خدمتکار و پیشه و حرفه آمده است برای مثال ام المومنین عائشه رضی الله عنها می‌فرماید: «کان الناسُ مُهَّانَ أنفُسِهم » (ابو داود و ابن حبان روایت کرده اند و البانی می‌گوید صحیح است)

ترجمه: « مردم  خدمتگذار و خادم نفس هایشان هستند».

یعنی وظیفه و شغلشان انگار خدمت به نفسشان است.

 

حال برگردیم به آیه ای که ملحد به آن استناد کرده تا با آن ثابت کند که قرآن خلاف علم را گفته است؛ اینکه منی را که از عجایب خلقت است، بی ارزش و خوار تصور کرده است و چنین نتیجه بگیرد که قرآن کلام خداوند نیست.

 

خداوند می‌فرماید:  «ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَهٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِینٍ» (سجده / ۸)

ترجمه: « سپس نسل او را از عصاره ای از آب وظیفه دار پدید آورد».

 

اینجا باید دقت کنید، خطاب من هم به مسلمانان است هم به ملحدین، اینکه چرا در این آیه، مَهین را با فتحه آورده است؛ بر خلاف چهارده آیه ی دیگری که در آنها مُهین را با ضمه  و به دنبال عذاب آورده است؟

خداوند در آیۀ ۸ سوره سجده، یکی دیگر از بزرگترین معجزات خود را به ما نشان داده است، بله! آبی مَهین، آبی که دارای وظیفه و مسئولیت است، آبی که نسل آدمیان را پدید می‌آورد. آبی که مهنت و حرفه ی او، ایجاد نسل و آدمیان است.

پس مفهوم و معنای دقیق آیه چنین است که خداوند نسل آدمیان را از آبی پدید آورده است، آبی که مهنت دارد و مهنت و کار و وظیفۀ آن، همان پدید آوردن نسل آدمیان است. پس پاک و منزه است خداوندی که چنین باریک بین و دقیق است و هیچ کلمه ای را بدون حکمت و دلیل نمی‌گوید.

و ترجمه کردن مَهین به پست و حقیر و بی ارزش و امثال این، خلاف صواب است و با معنا و لسان فصیح عرب سازگاری ندارد.

علاوه بر این، خداوند متعال در کلامش، از حقایق علمی ‌دیگری نیز دربارۀ منی، پرده برداشته است، که این نشان می‌دهد که آب منی پست و حقیر و بی ارزش نیست، آنگاه که خداوند تعیین جنسیت را وظیفۀ آب مرد می‌داند که حقیقتاً این امر نیز به تازگی توسل علم ژنتیک ثابت گشته است. چون ژن های مردان  XY  و ژن های زنان بصورت XX   می‌باشد، و با توجه به اینکه  ژن y باعث بوجود آمدن فرزند مذکر می‌شود ، پس عامل تعیین جنسیت از طرف مرد می‌باشد نه از طرف زن. و خداوند به این حقیقت علمی ‌در سورۀ قیامت  اشاره می‌کند:

« أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى (۳۶) أَلَمْ یَکُ نُطْفَهً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَىٰ (۳۷)  ثُمَّ کَانَ عَلَقَهً فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ (۳۸) فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَىٰ (۳۹) »

ترجمه: آیا انسان گمان می‌کند که (بی‌هدف و بدون حساب و جزا) به خود رها می‌شود؟ (۳۶) آیا (او) نطفه‌ای از منی که (در رحم) ریخته می‌شود نبود؟ (۳۷) آنگاه به صورت خون بسته درآمد، پس (الله او را) آفرید، و درست و استوار ساخت. (۳۸) پس از آن (منی) دو زوج نر و ماده پدید آورد. (۳۹)

همانطور که می‌بینید خداوند در آیۀ ۳۹ سورۀ قیامت ، آب منی را علت و سبب در بوجود آمدن نر و ماده قرار داده است. و این نیز اعجازی دیگر از  قرآن کریم می‌باشد.

پس پاک و منزه است خداوندی که قرآن را برای هدایت مردم فرستاد و آن را معجزه ای قرار داد تا با مشاهدۀ خود در عجز و ناتوانیشان در رد نمودن و همانند آن آوردن، به آن ایمان بیاورند و سر تعظیم برای آن فرود بیاورند.

نویسنده: مجاهد دین

مقاله پیشنهادی

آیا فتوحات اسلامی استعمار بود؟

۱-    فتوحات اسلامی استعمار نبوده است. استعمار – همچنانکه در عصر جدید با آن آشنا …